چنانکه در بحثهای گذشته اشاره کردیم، هرچند در عالَم ثبوت، بین اطلاق و تقیید نسبت تضاد برقرار است، ولی شایسته نیست کسی شبهه کند در اینکه نسبت آنها در عالَم اثبات، ملکه و عدم ملکه است؛ زیرا تقیید، امر وجودی است و اطلاق، عدم امر وجودی در ...
محقّق نائینی رحمه الله فرموده است: از یک سو، اگر فعل بدون اختیار از مکلّف سربزند، گرچه حُسن فعلی دارد ولی حُسن فاعلی ندارد. از سوی دیگر، در صحّت واجب و اتّصاف فعل به وجوب و در نتیجه سقوط امر بهوسیلهٔ اتیان فعل، تنها حُسن فعلی کافی نیست ...
اگر کسی مدّعی شود اطلاق صیغهٔ امر و ما شابهها اقتضای عدم لزوم ارادی و اختیاری بودن دارد، ناچار است بگوید اصل لفظی اقتضا میکند که مکلّف باید طبیعت فعلی را که متعلَّق امر است بیاورد؛ سواء کان عن اختیارٍ او غیر اختیار. و اگر کسی مدّعی شود ...
اگر فرض کردیم عالَم ثبوت دائر است بین اینکه وجوب مطلق باشد یا مشروط، معنایش این است که امر دائر است بین اینکه وجوبی موجود باشد یا اصلاً وجوبی موجود نشده باشد. لذا نه استصحاب وجوب جاری است؛ چون حالت سابقهٔ متیقّنه ندارد ...
مسئلهٔ تسبیب استنابهای با تسبیب مطلق، از نظر نتیجه هیچ فرقی ندارد و به طور کلّی هنگام بحث از لزوم مباشرت و عدم لزوم مباشرت، میتوانیم بگوییم: ثبوتاً عدم لزوم مباشرت به دو نحو قابل تصویر است، ولی در مقام اثبات و استفاده از اطلاق الفاظ و هیئات ...
آیا اطلاق لفظی امر اقتضا میکند که نیابت هم مسقط امر نباشد؟ و به تعبیری آیا اطلاق اقتضا دارد که استنابه مجزی از تکلیف نباشد؟ چهبسا کسی معتقد شود تسبیب مطلق، مسقط امر از مکلّف نیست ولی تسبیب استنابهای مسقط بوده و مجزی است ...
اصطلاح اوّل که اصطلاح مشهور در تعبّدی و توصّلی است، مقصود از واجب تعبّدی آن عمل واجبی است که امر مولا در مورد آن ساقط نمیشود، مگر آنکه مکلّف آن عمل را بر وجه قربی بیاورد، ولی در واجب توصّلی همینکه اصل عمل ـ یا همان مکلّفٌبه ـ اتیان شود ...
جملات اخباریهای که در مقام طلب به کار رفته، افادهٔ طلب میکند، امّا بالملازمه و با تحلیلی که گفتیم، ولی بالمطابقه فقط دلالت دارد بر صدور مادّه از فاعل خاصّی که به واسطهٔ قرائن حالیه دانسته میشود. و با توجّه به اینکه فاعل خاصّی مراد متکلّم و در نظر اوست ...
بنابر آنچه در بدائع الافکار از قول محقّق عراقی رحمه الله آمده، مشهور اصولیان معتقدند که چون اِخبار غیر از انشاء است، بهناچار استعمال هیئت اِخباریه در انشاء، استعمال در غیر ما وُضِع له بوده و استعمال مجازی است که با کمک قرینه به کار رفته است ...
عدّهای گفتهاند: حتّی اگر نتوان اثبات کرد هیئت إفعل برای وجوب وضع شده و حتّی اگر بیان محقّق نائینی رحمه الله و فرمایش اولیهٔ امام خمینی قدس سره تمام باشد؛ یعنی اساساً استفادهٔ وجوب از نفس هیئت إفعل به طریق دلالت لفظی امکان نداشته باشد ...
امام خمینی قدس سره میفرمایند:موضوعٌله هیئت إفعَل عبارت است از: «اغراء، تحریک، بعث و دفع [اعتباری] به طرف مقصود و مطلوب». به تعبیر دیگر، هیئت إفعل برای ایجاد بعث [اعتباری] نحو المطلوب وضع شده است، بلکه خودِ هیئت، مصداقِ اعتباری ایجادِ بعث است ...
مطابق آنچه در تقریرات درس اصول سیّد خویی رحمه الله آمده، ایشان میفرماید: هیئت إفعَل برای «ابراز اعتبار نفسانی» وضع شده و مقصود از اعتبار نفسانی «اعتبار یک فعل بر ذمّهٔ غیر» است. پس موضوعٌله صیغهٔ امر، «ابرازِ اعتبارِ نفسانی یک فعل بر ذمّهٔ غیر» است ...