جناب شیخ قدس سره بعد از ذکر موارد تخلف عقد از قصد در فقه به عنوان نقض بر کلام کاشف الغطاء قدس سره میفرماید: فرقی که تخلف عقد از قصد در ما نحن فیه با عقود صحیحه و ما بِحُکمِها دارد این است که تخلف عقد از قصد در عقود صحیحه ...
تصرف در ملک بما هو ملک انواع دارد، گاهی اجازهی پدر لازم است و گاهی لازم نیست، گاهی اجازهی شوهر لازم است و گاهی لازم نیست، گاهی به نفع است و گاهی به ضرر، گاهی به نحو بیع است، گاهی به نحو اجاره و ... اطلاق «النّاس مسلّطون علی أموالهم» ...
بعضی از أعلام همانند شیخ قدس سره تمسّک به حدیث سلطنت در شک در اسباب انواع سلطنت را نپذیرفتهاند و بلکه پا را فراتر گذاشته و تمسک به حدیث در شک در انواع سلطنت را نیز جایز ندانستهاند؛ یعنی با اینکه شیخ فی الجمله پذیرفته است که ...
کریمهی (أوفُوا بِالعُقُود) بیان میکند هر قراردادی که بستید به آن وفا کنید و مقتضای آن را به اتمام برسانید و به آن پایبند باشید. الدرهم الوفی یعنی الدرهم التمام . پس کریمه بالمطابقه حکم تکلیفیِ پایبند بودن به مقتضای عقد را بیان میکند و بالملازمه ...
ظاهر کریمه آن است که (إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ) به نحو استثناء منقطع از (لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ) است؛ زیرا (تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ) که مصداقی از مصادیق اکل مال به باطل نیست تا تخصیص آن از أکل مال به باطل استثناء متصل شود ...
در معنای «تجارة» به «باعَ و شری» دو احتمال وجود دارد؛ یک احتمال آن است که به هر یک از بیع و شراء تجارت اطلاق میشود، ولی این با واقعیت سازگار نیست و بعید است مراد لسان العرب باشد. احتمال دیگر آن است که بر بیع و شراء با هم اطلاق تجارت میشود ...
هر دو بخش نفیی و مستثنی منه یعنی (لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ) و بخش اثباتی و مستثنی یعنی (إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ) از کریمه محل بحث واقع شده است. البته برای تصحیح و اثبات افادهی ملکیت معاطات به بخش اثباتی کریمه تمسّک میشود ...
همانطور که بیان کردیم لازمهی قول به اینکه خلود در آتش به خاطر أکل رباست آن است که اگر مسلمان نیز أکل ربا کرد خلود در آتش خواهد داشت در حالی که معروف آن است که خلود در آتش اختصاص به غیر مسلمان داشته و مسلمان گرچه هزاران سال ...
مرحوم امام قدس سره میفرماید: کریمهی (أحَلَّ اللهُ البَیعَ) در مقام تشریع حلّیت بیع و حرمت ربا نیست، بلکه در صدد نفی تسویه بین بیع و رباست در قبال کسانی که تسویه قائل شدند و گفتند: (إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا). بنابراین آیهی شریفه در مقام بیان مطلب ...
مشهور گفتهاند: مراد از حلّیت در آیهی شریفه حلّیت وضعی است و (أحَلَّ اللهُ البَیعَ) یعنی خداوند بیع را نافذ قرار داده است. پس اثرات متوقع بر آن مترتب است؛ یعنی مبیع از کیس بایع به کیس مشتری و ثمن از کیس مشتری به کیس بایع داخل میشود ...
حلیّت بر دو قسم است: حلّیت تکلیفی و حلیت وضعی. حلّیت تکلیفی که به معنای إباحه میباشد خود بر دو قسم است: حلّیت بالمعنی الخاص که قسیم وجوب، حرمت، کراهت و استحباب میباشد و به معنای عدم اقتضاء فعل و ترک است و دیگری حلیّت ...
سیرۀ متشرعه بما هم متشرعه و متدیّنین بر آن است که نسبت به مأخوذ به معاطات، معاملهی ملک کرده و هر تصرفی را نسبت به آن انجام میدهند؛ مثلاً آن را میفروشند، اگر عبد باشد آزاد میکنند، اگر جاریه باشد جائز الوطی میدانند، اگر آخذ فوت شود آن را ...