حکمت های راهگشای علوی؛ برکت قناعت و صیانت زبان

با گفتن، کلام در فضا منتشر می‌شود؛ به‌ویژه در این زمانه که تلفن‌های همراه و فضای مجازی وجود دارد. چه‌بسا کسی اصلاً حواسش نیست و چیزی می‌گوید، دیگری ضبط می‌کند و ناگهان همان سخن در سراسر جهان پخش می‌شود؛ به‌خصوص اگر ...

بیانات

آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه

درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴

جلسهٔ بیست و چهارم (۱۴۰۴/۰۲/۰۸)

ترغیب به زهد و قناعت

آخرین فرازی که از نامهٔ مولا و آقایمان امیرالمؤمنین علیه السّلام به فرزندشان توضیح دادیم، این بود:

وَ إِنَّ الْیَسِیرَ مِنَ اللّه سُبْحَانَهُ أَعْظَمُ وَ أَکْرَمُ مِنَ الْکَثِیرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ کَانَ کُلٌّ مِنْه؛

و مقدار کمی که از جانب خدای سبحان باشد، بزرگ‌تر و باارزش‌تر از مقدار زیادی است که از جانب خلق او باشد، اگرچه که همه چیز از جانب اوست.‏

مقدار کمی که از جانب خدا باشد، بهتر از مقدار زیادی است که از جانب خلق او باشد، امّا در‌عین‌حال خلق از خودش چیزی ندارد و همه چیز از خداست. به همین مناسبت، قدری دربارۀ این مسئله سخن گفتیم که معنای صحیح «لا ‌مؤثّر فی الوجود إلّا اللّه» در بیان شیعی مأخوذ از امام صادق علیه السّلام چیست و با بیان اشعری که مستلزم جبر است و بیان معتزلی که مستلزم تفویض است، چه تفاوتی دارد.

امیرالمؤمنین علیه السّلام پس از چند جمله باز نظیر همین عبارت را با تعبیر دیگری بیان می‌فرمایند:

رُبَّ یَسِیرٍ أَنْمَى مِنْ کَثِیرٍ؛

چه‌بسا کمی که پربارتر از زیادی باشد.

ممکن است کسی سرمایه یا درآمد کمی داشته باشد، ولی منافعی که از آن برایش حاصل می‌شود بیشتر از کسی باشد که ده‌ها برابر او دارد.

به‌هرحال حضرت با ذکر این عبارات به ما درس زهد و قناعت و یقین به روزی‌رسانی خدا می‌دهند و یادآوری می‌کنند که آنچه مقدّر شده، به ما خواهد رسید.

البتّه این مسئله را قبلاً تذکّر داده‌ایم که معنای این سخن آن نیست که انسان تلاش و دعا را کنار بگذارد، بلکه این روزی با همان تلاش و دعا میسّر می‌شود، امّا تلاشی که در حدّ شرعی باشد.

اولویّت سکوت نسبت به سخن گفتن

سپس حضرت در فقرۀ بعدی می فرمایند:

وَ تَلَافِیکَ مَا فَرَطَ مِنْ صَمْتِکَ أَیْسَرُ مِنْ إِدْرَاکِکَ مَا فَاتَ مِنْ مَنْطِقِکَ‏؛

و تلافی آنچه با زیاده‌روی در سکوت از دست داده‌ای، راحت‌تر است از جبران آنچه هنگام سخن گفتن از دستت خارج می‌شود.

نگفتن، قابل جبران است، امّا گفتن، نه!

حضرت در این عبارت می‌فرمایند: قاعدۀ اوّلیّه آن است که سکوت بر سخن ترجیح دارد. زبانت را رها نکن و هرجا می‌رسی، هر حرفی را نزن؛ زیرا نوعاً چنین است که اگر به‌واسطۀ سکوت و نگفتن، چیزی از تو فوت شد، می‌توانی آن را تلافی و جبران کنی و بعداً همان را بگویی، امّا اگر بعد از گفتن چیزی از آن پشیمان شدی، دیگر نمی‌توانی آن گفتن را به سکوت تبدیل کنی.

در‌حقیقت، با گفتن، کلام در فضا منتشر می‌شود؛ به‌ویژه در این زمانه که تلفن‌های همراه و فضای مجازی وجود دارد. چه‌بسا کسی اصلاً حواسش نیست و چیزی می‌گوید، دیگری ضبط می‌کند و ناگهان همان سخن در سراسر جهان پخش می‌شود؛ به‌خصوص اگر کسی وجهه‌ای داشته باشد و روی او حساب شود، دوست و دشمن در‌مورد آن حسّاس می‌شوند.

این مسئله همیشه بوده و در این دوران بیشتر شده است. برای همین است که حضرت می‌فرمایند: اگر در گفتن چیزی که باید بگویی کوتاهی کردی، جبرانش راحت‌تر از این است که سخنی را جبران کنی که از دهانت خارج شده، امّا نباید می‌شد.

آب ریخته جمع‌شدنی نیست!

سپس حضرت می‌فرمایند:

وَ حِفْظُ مَا فِی الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِکَاءِ؛

و حفظ آنچه در ظرف است، به بستن درِ آن است.

در‌ واقع، حضرت سخن را به مایعی تشبیه کرده‌اند که در ظرف است، و گفتنش ریختن آن مایع است. نمی‌شود که آن مایع را بریزی، بعد بخواهی آن را جمع کنی (فرضاً چیزی باشد که قابل جمع کردن نباشد؛ مانند آب که روی زمین نرم یا روی فرشی بریزد). حتّی اگر هم قابل جمع کردن باشد (مانند گندم، برنج و امثال آن)، اینکه درِ ظرف را ببندی تا بیرون نریزد، آسان‌تر از آن است که آن را بریزی و بخواهی آن را جمع کنی. حفظ آن به این است که درِ ظرف را محکم ببندی.

ترجیح سخن گفتن بر سکوت در بعضی موارد

پس اصل اوّلی در هنگام سخن، سکوت است. امّا این اصل، در بعضی موارد تخصیص خورده است. به‌عنوان مثال در‌مورد امر به معروف و نهی از منکر، سخن گفتن و ابراز حق به قدری ضروری است که در بعضی روایات نقل شده اگر کسی با‌وجود شرایط آن سخن نگوید و حق را ابراز نکند، لعنت خدا بر اوست، و در برخی روایات از او به‌عنوان شیطان اخرس (شیطان گنگ و دهان‌بسته) نام برده شده است.

موارد دیگری هم وجود دارد که اگر خداوند توفیق داد، در جلسات آینده خواهیم گفت.

و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته