اوّلین بحث دربارهٔ صیغهٔ امر و هیئت «اِفْعَل» آن است که معنای موضوعٌله هیئت إفعل چیست؟ آیا معنای آن، طلب است یا بعث یا ابراز اعتبار نفسانی یا چیز دیگر؟ همانطور که در موضوعٌ له مادّهٔ امر، معانی چندی بر شمرده شده بود، برای هیئت إفعل نیز معانی ...
قبلاً بیان کردیم مادّهٔ امر حداقل دارای سه معناست: 1) مفهومی نزدیک به معنای شیء با تفاوتهایی که گذشت. 2) طلب انشائی توسّط خود مادّهٔ امر؛ مثلاً «آمُرُك» یعنی: أطلُب منك اعتباراً و انشائاً. 3) حکایت از اینکه دیگری یا خودش صیغهٔ إفعل یا ...
بعضی در مورد مادّۀ امر و چه بسا در مورد هیئت امر گفتهاند: اساساً وجوب، مفاد مادّۀ امر و حتّی صیغهٔ امر نیست و گرچه ما قبول داریم که وقتی مادّه یا صیغهٔ امری به کار میرود، وجوب از آن استفاده میشود، امّا به نظر ما وجوب از لفظ فهمیده نمیشود ...
محقّق عراقی رحمه الله در بیان اول خود میگوید: در طلب وجوبی، نقصی نیست و نسبت به طلب استحبابی کاملتر است؛ زیرا طلب استحبابی در طلب بودن ناقص است؛ چراکه ترخیص در ترک دارد و میگوید در عین اینکه من فلان کار را از شما طلب کردم ...
شاید بتوان ادّعا کرد مشهور قائلاند که مادّۀ امر افادۀ وجوب میکند؛ یعنی وقتی مطلق باشد معنای وجوب را میرساند. الا اینکه اختلاف عظیمی در ورای این قضیه وجود دارد که آیا منشأ این افادۀ وجوب، حقیقت بودن مادّۀ امر در وجوب است یا انصراف اطلاقی ...
وقتی ما میگوییم مادّۀ امر برای طلب انشائی است، مقصودمان این است که موضوعٌله و مفهوم آن، طلب انشائی است؛ یعنی مرادمان طلب انشائی به حمل اوّلی است، نه طلب انشائی خارجی و به حمل شایع که کسی در خارج طلب کرده باشد. نظیر ...
معنای دوم مادّهٔ امر، حکایت از طلب انشائی است که توسط صیغههای خاصّ انشاء محقّق شده است. البته مقصود از صیغ خاصّ انشاء این نیست که بالوضع باشد، بلکه اگر مجازاً هم باشد مانعی ندارد؛ یعنی مقصود این است که طلب انشائی با لفظ دیگری ...
محقّق نائینی رحمه الله میفرماید: غیر از معنای طلب، سایر معانی گفته شده برای مادّهٔ امر، همه به یک معنا برمیگردد و آن عبارت است از: «الواقعة التی لها اهمّیةٌ فیالجملة»؛ واقعهای که فیالجمله دارای اهمّیت باشد. ایشان روی قید فیالجمله عنایت دارد و ...
مرحوم آخوند در کفایه اشاره کرده که مادّۀ امر یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی دارد و دربارۀ هر دو هم بحث کرده است. مقصود ایشان از معنای اصطلاحی، معنایی است که اصولیون در مورد مادّۀ امر اصطلاح کردهاند. امّا از آنجا که بررسی ...
محقّق نائینی رحمه الله در اشکالی بر ترکّب مشتق فرموده است: اگر مشتق را مرکّب بدانیم لازمهاش خلف است که قابل التزام نیست. ایشان در توضیح خلف میفرماید: اگر کسی بگوید ذات در مشتق مأخوذ است، مقصود ذاتی است که در مرتبهٔ ...
از جمله اشکالات دیگری که بر ترکّب مشتق وارد کردهاند، اشکالی است که ملّاجلال دوانی صاحب سه حاشیه بر شرح تجرید قوشچی، در دومین حاشیهاش ذکر کرده است. ملّاجلال دوانی از متکلّمان قوی و به تعبیر ملّاصدرا از «اصحاب بحث» است. البته ملّاصدرا ...
میرسیّدشریف جرجانی در شقّ دوم اشکال خود نسبت به ترکّب مشتق گفت: اگر مقصود از شیئی که داخل در مفهوم مشتق است ـ مانند ضاحک و ناطق ـ مصداق شیء باشد، لازمهاش انقلاب قضیهٔ ممکنه به ضروریه است؛ زیرا در مثل «الإنسان ضاحكٌ» ...