شهید صدر رحمه الله میفرماید: اگر ما مثل محقّق نائینی رحمه الله شیئیت را جنس الأجناس بدانیم، لازمهای دارد که محال و غیر قابل التزام است و بنابراین امکان ندارد شیء جنس الأجناس باشد. بیان ایشان آن است که: اگر شیء جنس الأجناس باشد ...
بنابراین اگر بگوییم مفهوم شیء داخل در مشتق است، لازمهاش دخول جنس در فصل است و چنین چیزی فینفسه معقول نیست؛ زیرا جنس یعنی ذاتیِ مشترک بین انواع و فصل یعنی ذاتیِ مختص به نوع واحد که ممیّز آن از سایر انواع است و معلوم است که ...
میرسیدشریف میفرماید: اگر مشتق را مرکّب و به معنای «شیءٌ له المبدأ» بگیریم، مقصود از «شیء» یا مفهوم شیء است یا مصداق آن، و در هر دو صورت لازمهای غیر قابل التزام پدید میآید. در نتیجه وی مرکّب بودن مشتق را محال میداند و قائل به بساطت مشتق میشود ...
در قضیهٔ مشتق اگر کسی قائل شد مشتق بسیط حقیقی است، مقصودش بسیط نسبی یعنی از حیث ترکیب مبدأ با چیز دیگر است؛ بدین معنا که در مشتق، ترکیب حقیقی بین مبدأ و چیز دیگر وجود ندارد، هرچند خود مبدأ مرکّب از صدها جزء باشد. در واقع ...
از آنچه گفتیم معلوم شد پاسخ اوّل و دوم در برابر استدلال اعمّیها به آیهٔ شریفه اشکالاتی داشت و برای اسکات خصم کافی نبود. از طرفی ما هم جزء کسانی هستیم که قائلاند مشتق برای خصوص متلبّس وضع شده و حقیقت در ...
اصل این سخن که قضایای حقیقیه داخل در نزاع مشتق نمیشود، صحیح نیست، بلکه در قضایای حقیقیه نیز بحث مشتق جاری است؛ زیرا ممکن است مبدأ قبل از آنکه ما مورد تکلیف قرار گیریم، حاصل شده باشد و الآن که خطاب تکلیف متوجه ما ...
دلیل دیگر بر وضع مشتق برای خصوص متلبّس ـ که بعضی آن را به عنوان مؤیّد و بعضی به عنوان دلیل ذکر کردهاند ـ این است که بلاشبهه ما یک سلسله مفاهیمی داریم که با هم تقابل دارند و قابل جمع نیستند؛ مانند مفاهیم قیام و قعود؛ سواد و بیاض ...
اوّلین دلیل بر وضع مشتق برای خصوص متلبّس، آن است که گفتهاند: متبادر از لفظ مشتق، خصوص ذات متلبّس به مبدأ بالفعل بنابر ترکّب مشتق یا خصوص مبدأ فعلی بنابر بساطت مشتق است (چون بنابر بساطت، دیگر ذات با مبدأ نداریم، بلکه فقط مبدأ داریم) ...
از آنچه گفتیم روشن شد در بحث امکان ثبوتی وضع مشتق برای اعمّ از متلبّس و منقضی، ما علیرغم آنچه بعضی از بزرگان مثل محقق نائینی رحمه الله، السیّد الإمام قدس سره و شهید صدر رحمه الله فرموده بودند، قائلیم که وضع مشتق برای اعم ...
اشکالی که محقّق نائینی رحمه الله در صورت ترکیبی بودن مشتق وارد فرمود، بنابر بسیط بودن مشتق هم میتواند وارد باشد و تفاوتی نمیکند. خلاصهٔ اشکال ایشان این بود که: «مشتق مشتمل بر زمان نیست و در وضع برای اعم باید جامعی تصوّر کرد ...
عدّهای مخصوصاً از قدما، در دوران امر بین تعیین و تخییر در مرحلهٔ تعلّق تکلیف ـ نه در مرحله حجّیت ـ با نظر بسیط گفتهاند مجرای احتیاط (اشتغال) است؛ زیرا اشتغال یقینی، مقتضی برائت یقینی است، در نتیجه باید احتیاط کرد و خصوص متلبّس را اکرام کرد ...
اشاره شد که اگر در مسئلهٔ اصولی دستمان از دلیل و اصل کوتاه شد، در مسئلهٔ فرعی فقهی، اصول سهگانهای متصوّر است: 1) استصحاب؛ اعمّ از موضوعی و حکمی، 2) برائت و 3) اشتغال. چنانکه گفتیم، بنابر مبنای ما در مسئلهٔ فقهی ...