وقتی که قصد امتثال امر در متعلَّق امر اخذ شد، بدون آنکه آن امر به مکلّف واصل شده باشد، برای مکلّف قابل امتثال نیست. مثلاً اگر مولا فرموده باشد: «صلِّ بقصد امتثال الامر» مکلّف تنها زمانی میتواند صلات به قصد امتثال امر را بیاورد که: آن امر به مکلّف ...
وقتی که امر به مرکّبی شد، گرچه اینچنین نیست که آن امر به نحوی انحلال پیدا کند که هر جزئی از مرکّب برای خودش یک امر مستقل داشته باشد، ولی اینگونه هم نیست که بگوییم امر بر روی تمام اجزاء و شرایط آن مرکّب نیامده است؛ بلکه واقعیت ...
محقّق نائینی رحمه الله طی برهان ششم در هر سه مرحلهٔ انشاء، فعلیت و امتثال، محذوراتی را از فرض اخذ قصد امتثال امر در متعلَّق امر بر شمرده بود. ایشان فرمود: از اخذ قصد امر در متعلَّق امر، در مقام فعلیت نیز محذور لازم میآید؛ زیرا معنایش ...
مدعای محقّق نائینی رحمه الله این بود که «از اخذ قصد امتثال امر در متعلَّق امر، محال لازم میآید» و برهانی که اقامه فرمودند این بود که در هر سه مرحله انشاء و فعلیت و امتثال به محذور برمیخوریم. بیان ایشان از محذور در مرحلهٔ انشاء این بود که ...
سید خویی رحمه الله میفرماید: روشن شد که مفروض الوجود بودن موضوع، دلیل و توجیهی ندارد مگر در دو مورد که شرحش گذشت. لذا معلوم میشود اینکه محقّق نائینی رحمه الله فرمود «اگر قصد امتثال امر در متعلَّق امر اخذ شود، لازم میآید که امر ...
همانطور که قبلاً نیز گفتهایم، انشاء قضایای شرعیه نوعاً به نحو قضیهٔ حقیقیه است؛ یعنی قضیهای که فرض وجود موضوعش شده و در همان فرض وجود موضوع، حکم روی موضوع آمده است؛ مثلاً وقتی مولا میفرماید: «أکرِم العالم» معنایش ...
مقصود از متعلَّق آنچیزی است که بهواسطهٔ امر، اتیان آن از مکلّف خواسته میشود و به تعبیری مطلوب الوجود است؛ مثلاً در «صلِّ» متعلَّق، «صلات» است. امّا مقصود از متعلَّق المتعلَّق آنچیزهایی است که در امر مفروض الوجود است و از مکلّف ...
قصد امتثال امر را نمیتوان در متعلَّق امر اخذ کرد، چه به نحو جزء و چه به نحو شرط؛ زیرا اگر قصد امتثال امر در متعلَّق امر اخذ شود، لازمهاش عدم قدرت مکلّف بر امتثال امر است؛ چراکه اگر فرضاً مولا بفرماید: «إیتِنی بماءٍ بقصد امتثال هذا الامر» در ...
سخن دربارهٔ تعبّدی و توصّلی به اصطلاح دوم با اقسام سهگانهاش گذشت و از اینجا وارد بحث تعبّدی و توصّلی به اصطلاح اوّل میشویم. در اصطلاح اوّل، تعبّدی آن امری است که متعلَّق امر لزوماً باید با قصد قربت و انتساب به مولا اتیان شود وگرنه مسقط امر نیست ...
طبق مبنای مشهور، اگر مولا به طبیعتی امر کرد ولی از حصّهٔ خاصّی از آن طبیعت نهی نمود، از اوّل آن حصّهٔ خاص اصلاً امر ندارد و لذا اتیان آن مسقط امر نخواهد بود. به عبارت دیگر، اتیان طبیعت متعلَّق در ضمن فرد حرام، مسقط امر نیست و اطلاق لفظی ...
اگر مکلّف چیزی غیر از متعلَّق تکلیف را بیاورد، نمیتواند به آن بسنده کند و حتماً باید متعلَّق را بیاورد. مثلاً اگر مولا فرمود: «إیتِنی بماءٍ بارد» و مکلّف «ماء غیر بارد» بیاورد، تکلیف از او ساقط نمیشود و باید دوباره اقدام کرده و آب خنک بیاورد. وجه این سخن ...
آنچه تا کنون مورد بحث بود این بود که آیا فعل غیر اختیاری میتواند مسقط امر باشد یا نه؟ به تعبیر دیگر، آیا در سقوط امر، اتیان اختیاریِ متعلَّق آن ضرورت دارد یا آنکه حتّی اگر متعلَّق بدون اختیار اتیان شود، موجب سقوط امر است؟ عدّهای ازجمله ...