لزوم حفظ سر و پرهیز از تلاش در مسیر زیانبار
بیانات آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵
جلسهٔ یکم (۱۴۰۴/۰۶/۲۴)
لزوم حفظ سرّ
در سالهای گذشته نامۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام به فرزند گرامیشان را شرح و توضیح میدادیم و تا اینجا رسیدیم که حضرت فرمودند:
المَرْءُ أَحْفَظُ لِسِرِّهِ؛
انسان خودش نگهدارندهتر و حافظتر برای راز خود است.
تعبیر «مرء» در اینجا اختصاصی به مرد ندارد، بلکه زن و مرد در این حکم یکساناند و این واژه اینجا صرفاً بهعنوان مثال آمده است. حضرت در این نامه و نیز در جاهای دیگر مطالبی را دربارۀ حفظ سرّ فرمودهاند.
خودت رازنگهدار خود باش!
امیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا میفرمایند: هرکس خودش نسبت به حفظ سرّ خویش شایستهتر است و اگر کسی خودش سرّ خود را حفظ نکند، نباید توقّع داشته باشد دیگران آن را حفظ کنند.
گاهی انسان مطلبی را که نباید افشا شود، به رفیق خود میگوید و تأکید میکند که «مبادا به کسی بگویی»! درحالیکه خودش طاقت نیاورده و آن را گفته، حال توقّع دارد دیگری آن را نگه دارد! این بهحسب معمول، اتّفاق نمیافتد. البتّه گاهی افراد استثنایی هستند که امانتدارند و راز را حفظ میکنند، امّا این خلاف قاعده است. قاعدۀ اصلی این است که انسان خود حافظتر از دیگران برای سرّ خویش است. اگر خودت رازت را افشا کنی و آن را به کسی بگویی، دیگر نباید انتظار داشته باشی که محفوظ بماند:
کُلُّ سِرٍّ جاوَزَ الإِثنَینِ شاع؛
هر سرّی که از دو نفر فراتر رود، منتشر شود.
تلاشهای زیانبار
سپس حضرت میفرمایند:
رُبَّ سَاعٍ فِیمَا یَضُرُّهُ؛
چهبسا تلاشگری که در پی چیزی است که به زیان اوست.
این مسئله بسیار مهمّ است. چهبسا کسی که تلاش و سعی بسیار میکند برای اینکه به نفعی برسد، امّا درحقیقت تلاشش در چیزی است که به او ضرر میزند! انسان باید از این قضیّه به خدا پناه ببرد؛ چراکه بسیاری از مردم در دنیا در مقیاسهای مختلف اینچنیناند.
زیانکارترین مردم
خداوند متعال میفرماید:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا، الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛
بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم در عملها آگاه کنیم؟ [آنان] کسانىاند که تلاششان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مىپندارند که کار نیکو انجام مىدهند.
گاهی فرد مستضعف است و نمیفهمد، تلاشش هم به اندازهای است که برایش ممکن بوده، این فرد معذور است و نهایتاً عذابی ندارد، نه اینکه ثواب داشته باشد.
امّا نوع افراد بهواسطۀ عدم رعایت ملاکهای تقوا، در شرایطی قرار گرفتهاند که أَحاطَت بِهِ خَطِیئَتُهُ؛ «خطاهایشان آنان را احاطه کرده» و چشمانشان را لایهای ضخیم پوشانده که خوبیها را بدی میبینند و بدیها را خوبی. این همان تسویل نفس است. اینها عذاب دارند و هم در دنیا آثار خطایشان را میبینند، هم در آخرت.
جانفدایی در راه باطل!
در همین دنیا، گروهها و دستهجاتی هستند که انسان از دیدنشان حیرت میکند: جلیقههای انفجاری به خود میبندند، در میان مردم مؤمن و بیگناه اعمّ از کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، خود را منفجر میکنند! تا شستوشوی مغزی جدّی نباشد، کسی چنین کاری نمیکند. این مصداق همان است که «رُبَّ سَاعٍ فِیمَا یَضُرُّهُ»؛ در مسیری گام برمیدارد که او را به جهنّم میرساند.
تلاش جامعه در مسیر زیانبار
آنچه بیان شد، مقیاس بالای تلاش انسان در مسیر زیانبار است که فرد جان خود را در راه باطل فدا کند، امّا مقیاسهای پایینتر هم دارد و در روابط شخصی، خانوادگی و اجتماعی نیز این مسئله صدق میکند.
در واقع، این حکمت، علاوه بر مقیاس فردی، در مقیاس کلان هم معنا دارد و یک جامعه نیز ممکن است در آنچه به او ضرر میزند، تلاش و جهتگیری داشته باشد.
منشأ همۀ اینها عمل نکردن به وظیفه است. اوّلین کاری که انسان باید انجام دهد، شناخت درست مبدأ و معاد و شناخت آن چیزی است که خداوند از بندگانش میخواهد. تلقینهای اطرافیان، هواوهوسها، تعصّبات جاهلانه، خودخواهیها و عوامل بسیاری در این مسئله دخیلاند و چهبسا این عوامل افراد را تا وادی هلاکت در دنیا و آخرت برسانند.
بدینجهت این کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام: «رُبَّ سَاعٍ فِیمَا یَضُرُّهُ»، باید همیشه در مقابل چشمان ما باشد و ببینیم چگونه رفتار میکنیم. آیا زندگی، تحصیل، تحقیق و حتّی عبادتی که انجام میدهیم، سعی در سبیل حقّ است یا منشأ آن تسویلات شیطانی و نفسانی است؟
خداوند همۀ ما را به آنچه حقّ و حقیقت است، موفّق بدارد و توفیق عمل بر طبق آن را به ما عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰