قوام امتثال جدید، یا به بقاء امر است و یا به بقاء غرض؛ حالآنکه با امتثال اوّل، امر ساقط شده و دیگر امری نیست و غرض از امر هم با همان امتثال اوّل محقّق شده است. پس نه امری باقی مانده و نه غرضی و لذا امتثال دوباره معنا ندارد. بله، غرض اقصیٰ و میانهای ...
روشن شد که امر دلالت بر مرّه و تکرار نمیکند؛ بلکه حقیقت امر، طبیعت بعث یا طلب است که به طبیعت مأمورٌبه تعلّق گرفته و اگر مکلّف طبیعت را بیاورد بلاشبهه امتثال کرده است. بعد از قبول این مطلب، سؤال پیش میآید که اگر مکلّف به جای آوردن یک فرد ...
نکتهٔ بسیار مهمّی در تفاوت موضوع و متعلَّق و رمز افتراق میان آندو وجود دارد که منشأ ضابطهٔ نوعی انحلال را تبیین میکند و آن اینکه: موضوع همیشه مفروض الوجود است و در مرتبهٔ سابق بر حکم باید موجود باشد تا حکم فعلی شود و چون فرض وجود موضوع ...
چنانکه اشاره شد، حداقل سه روایت با سند صحیح، دلالت واضحی بر رجحان دارند؛ دوتا از جناب حمران حلبی که دربارهٔ جهر در نماز ظهر فرادا در روز جمعه میپرسد و حضرت میفرمایند : «نعم» که دلالتش بر رجحان واضح است؛ و دیگری صحیحهٔ محمد بن مسلم ...
اگر چیزی امر داشت و واجب بود یا توهّم وجوب داشت و سپس نسبت به آن نهی وارد شد، مفاد این نهی عقیب امر یا توهّم امر چیست؟ بعد از اینکه قبول کردیم نهی دلالت بر حرمت دارد و چیز منهیّ نباید انجام شود، آیا صرف وقوع نهی عقیب امر یا توهّم امر ...
ممکن است کسی مدّعی شود عدول از معنای وضعی (بعث یا طلب) و افادهٔ معنای اباحه یا اجمال، در مرحلهٔ مدلول تصوّری است؛ یعنی این ترکیب اساساً برای این وضع شده که افادهٔ اباحه کند یا اینکه در مقام اجمالگویی به کار رود؛ حال یا این ترکیب با وضع جدید ...
مرحوم آخوند میفرماید: کبرای کلّی داریم که میگوید در موارد شکّ در قرینیت موجود، هرچند احراز قرینیت بالفعل نشود، کلام مجمل میگردد؛ زیرا سیرهٔ عقلاء در محاوراتشان آن است که در اینگونه موارد به «أصالة عدم قرینیة هذا الموجود» تمسّک نمیکنند، بلکه توقّف ...
هر عنوانی مأخوذ در حکم باشد، ظهور عرفی حکم میکند که آن عنوان موضوعیت دارد و خصوصیتش مورد توجّه مولا بوده است، امّا اینکه به عنوان مصداقی از یک عنوان جامع مورد نظر باشد، خلاف ظهور است؛ مثلاً وقتی گفته میشود «أعتق رقبةً» ظهور عرفی دارد در ...
اگر شک کردیم وجوب امری تعیینی است یا تخییری است، مقتضای اطلاق لفظی چیست؟ گاهی چنین است که از خود لفظ میتوان تعیینی یا تخییری بودن را به دست آورد و لفظ ظهور در یکی از آندو دارد؛ مثلاً مولا تصریح کرده که در روز جمعه بر شما نماز جمعه متعیّن است ...
واجب نفسی یعنی آن واجبی که «وجب لنفسه» و به عبارتی بهخودیخود واجب است و ملاک وجوبش در خودش کامن است و مقدّمه برای دیگری نیست و لذا ترک آن بنفسه استحقاق عقاب میآورد؛ همچنانکه بر اتیانش هم ثواب مترتّب است. ولی واجب غیری ...
مشهور متأخّرین و ازجمله مرحوم آخوند در شکّ بین اقل و اکثر در اجزاء و شرایط، قائل به برائت شرعی هستند و مثلاً اگر شک کردیم در نماز سوره واجب است یا نه، به نظر ایشان «رفع ما لایعلمون» و امثال آن شاملش میشود. نهایت اینکه بعضی از آنها هم ...
بیشتر محققّان این حرف را قبول دارند که اوامر متعلِّق به طبایع کلّی لابشرط است که عاری از هر قیدی است و این مفاهیم کلّی لابشرط است که تحت امر میرود، نه صرف الوجود یا وجود سِعیّ. این مقدّمه فیالجمله درست است؛ منتها نیاز به توضیح و تفصیلی دارد ...