عزت مؤمن؛ در پاسداری از زبان، قناعت و کرامت نفس

ناامیدی و حرمان تلخ است؛ اینکه انسان چیزی را بخواهد و نیاز داشته باشد، امّا به آن نرسد. امّا تحمّل این یأس بهتر از این است که فرد به سراغ دیگران برود و از آن‌ها درخواست کند؛ خصوصاً اگر آن‌ها مردمی باشند که ...

بیانات آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه

درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴

جلسهٔ بیست و پنجم (۱۴۰۴/۰۲/۲۲)

سکوت خوب و سکوت بد

کلمات امیرالمؤمنین علیه السّلام را در نامه به فرزندشان تا آنجا بیان کردیم که حضرت فرمودند:

وَ تَلَافِیکَ مَا فَرَطَ مِنْ صَمْتِکَ أَیْسَرُ مِنْ إِدْرَاکِکَ مَا فَاتَ مِنْ مَنْطِقِکَ‏ وَ حِفْظُ مَا فِی الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِکَاءِ؛

و تلافی آنچه با زیاده‌روی در سکوت از دست داده‌ای، راحت‌تر است از جبران آنچه هنگام سخن گفتن از دستت خارج می‌شود. و حفظ آنچه در ظرف است، به بستن درِ آن است.

حاصل نصیحت حضرت دربارهٔ سخن گفتن این بود که: آنچه را نگفتی، معمولاً این‌گونه است که می‌توانی بعداً بگویی، ولی آنچه را که گفتی، دیگر نمی‌توانی جبران کنی. از‌این‌رو توجّه داشته باش که چه چیزی را کجا می‌گویی و گفتن آن چه اثراتی دارد.

اشاره کردیم که اصل آن است که سکوت خوب است، امّا در بعضی روایات تصریح شده که اگر کلام حقّی است، گفتن آن بهتر است و حتّی در بعضی موارد گفتنش واجب می‌شود؛ نظیر این روایت:

إِذَا ظَهَرَتِ‏ الْبِدَعُ‏ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ؛

هنگامی که بدعت‌ها در امّت من ظاهر می‌شوند، عالم باید علم خود را ظاهر کند.

در جایی که ازالۀ بدعت واجب است، ابراز علم و سخن گفتن واجب است. در بسیاری از موارد هم بیان کلام حق ارجح است. مهمّ آن است که انسان سخن سدید و استوار بگوید:

تکلَّمْ و سدّدْ ما استطعْتَ فإنَّما

کلامُکَ حَیُّ و السُّـکوتُ جَمادُ

فإن لم تجِدْ قولاً سـدیداً تقولُهُ

فصمْتُکَ عن غیرِ السَّدیدِ سَدادُ

سخن بگو و تا می‌توانی درست و استوار سخن بگو؛ چراکه سخن تو زنده است و سکوت بدون روح است؛

پس اگر سخن درستی نیافتی که بگویی، سکوت تو نسبت به سخن نادرست، درست است.

البتّه همان‌طور که گفتیم، باید در جای مناسب سخن گفت، و روایاتی هم در‌این‌زمینه وارد شده که در یکی از جلسات مرتبط با شرح خطبۀ متّقین بیان کرده‌ایم.

پرهیز از درخواست از دیگران

حضرت در ادامه می‌فرمایند:

وَ حِفْظُ مَا فِی یَدَیْکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ طَلَبِ مَا فِی یَدَیْ غَیْرِکَ‏؛

و نگهداری آنچه خودت داری را بیشتر دوست می‌دارم از درخواست چیزی که دیگران دارند.

این توصیه به معنای بخل نیست، بلکه منظور این است که بهتر است آنچه داری را از دست ندهی، تا اینکه آن را از دست بدهی به طمع آنکه آن را به‌وسیلۀ دیگران دوباره به دست آوری و بخواهی دنبال این و آن بروی تا از آنچه دارند به تو بدهند.

سپس حضرت می‌فرمایند:

وَ مَرَارَهُ الْیَأْسِ خَیْرٌ مِنَ الطَّلَبِ إِلَى النَّاسِ؛‏

و تلخی ناامیدی بهتر از درخواست از مردم است.

ناامیدی و حرمان تلخ است؛ اینکه انسان چیزی را بخواهد و نیاز داشته باشد ـ نیاز واقعی، نه هوس ـ امّا به آن نرسد. امّا تحمّل این یأس بهتر از این است که فرد به سراغ دیگران برود و از آن‌ها درخواست کند؛ خصوصاً اگر آن‌ها مردمی باشند که اهل نباشند. به بیان دیگر، تحمّل ناامیدی بسیار راحت‌تر از آن است که کسی در مقابل ناکسان خضوع و تملّق کند و آنچه شایستۀ مقام ایمان و انسانیّتش نیست، انجام دهد.

محرومیّت با پاکدامنی، بهتر از ثروت با آلودگی

حضرت در ادامه می‌فرمایند:

وَ الْحِرْفَهُ مَعَ الْعِفَّهِ خَیْرٌ مِنَ الْغِنَى مَعَ الْفُجُورِ؛

و محرومیّت همراه با عفّت، بهتر از بی‌نیازی با گناه است.

اینکه انسان با مشکل مالی روبه‌رو باشد، بهتر از این است که به پستی‌ها آلوده شود و با فجور و ارتکاب خلاف شرع بی‌نیاز شود. بسیاری از مردم به طمع اینکه مالی به دست آورند، مرتکب اعمالی می‌شوند که مجوّز شرعی ندارد. گاهی این رفتارها در معاملاتشان است؛ مانند جایی که مرتکب غشّ و دروغ و کم‌فروشی و سایر حیله‌های رایج می‌شوند تا چیزی به دست آورند. البتّه در بسیاری از مواقع چیزی به دست نمی‌آید یا اگر به دست آمد موقّتی است، امّا باز هم با وسوسۀ شیطان دنبال این نوع کارها می‌روند؛ مانند بسیاری از قاچاقچی‌ها که بارها دستگیر می‌شوند و زندان می‌روند، امّا کار اشتباه خود را رها نمی‌کنند تا اینکه عاقبت جان خود را بر سر این کار از دست می‌دهند. البتّه مرتبۀ پایین آن برای بسیاری افراد پیش می‌آید که برای حطام دنیا مرتکب حرام می‌شوند. حضرت می‌فرمایند: محرومیّتی که با پاکدامنی و عدم آلودگی به حرام همراه باشد، بهتر از این است که انسان با گناه و فجور، بی‌نیاز و توانگر شود.

 البتّه شاید همۀ این مطالب اشاره‌ای باشد به عبارتی که حضرت پیش از این فرمودند: «وَ إِنَّ الْیَسِیرَ مِنَ اللّه سُبْحَانَهُ أَعْظَمُ وَ أَکْرَمُ مِنَ الْکَثِیرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ کَانَ کُلٌّ مِنْهُ»؛ مقدار کم از جانب خدا هر‌چه باشد، باکرامت‌تر و پربارتر از مقدار زیادی است که از جانب خلق خدا باشد، هر‌چه می‌خواهد باشد. این‌ها هم مصادیق همان مفهوم عامّ است.

و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته