اشکالی که محقّق نائینی رحمه الله در صورت ترکیبی بودن مشتق وارد فرمود، بنابر بسیط بودن مشتق هم میتواند وارد باشد و تفاوتی نمیکند. خلاصهٔ اشکال ایشان این بود که: «مشتق مشتمل بر زمان نیست و در وضع برای اعم باید جامعی تصوّر کرد ...
عدّهای مخصوصاً از قدما، در دوران امر بین تعیین و تخییر در مرحلهٔ تعلّق تکلیف ـ نه در مرحله حجّیت ـ با نظر بسیط گفتهاند مجرای احتیاط (اشتغال) است؛ زیرا اشتغال یقینی، مقتضی برائت یقینی است، در نتیجه باید احتیاط کرد و خصوص متلبّس را اکرام کرد ...
اشاره شد که اگر در مسئلهٔ اصولی دستمان از دلیل و اصل کوتاه شد، در مسئلهٔ فرعی فقهی، اصول سهگانهای متصوّر است: 1) استصحاب؛ اعمّ از موضوعی و حکمی، 2) برائت و 3) اشتغال. چنانکه گفتیم، بنابر مبنای ما در مسئلهٔ فقهی ...
مسئلهٔ بسیار مهمّی در اینجا وجود دارد که محلّ اصلی آن در مباحث اصول عملیه است و در مبحث مشتق واقعاً بحثی استطرادی است، امّا چون علاوه بر اینجا در بسیاری از موارد و از جهات مختلف در فقه کاربرد دارد، رسیدگی به آن لازم است و آن اینکه ...
نسبت میان وضع برای جامع و وضع برای خصوص متلبّس، اقل و اکثر نیست بلکه تباین است، درحالیکه قائل به چنین استصحابی گمان کرده وضع برای جامع، اقل است و وضع برای خصوص متلبّس، اکثر، سپس گفته: چون اقل قدر متیقّن بوده و اکثر مشکوک است ...
گاهی زمان در مشتق پدید میآید و از آن فهمیده میشود، ناشی از زمانیّ بودن این عالَم و موجودات آن است. لذا اگر بنابر وضع مشتق برای اعمّ از متلبّس بالفعل و ما انقضیٰ عنه المبدأ گفتیم: «اگر قبلاً متلبّس به مبدأ بود و بعداً مبدأ از آن زائل شد ...
نحوهٔ تلبّس فعلی در مشتقّات تفاوت دارد؛ گاهی تلبّس به این است که همین الآن مشغول باشد؛ گاه به این است که ملکه داشته باشد و گاهی هم به این است که علاوه بر ملکه، فیالجمله متلبّس هم شده باشد. همچنین مشخص شد ...
گاهی مشتق به گونهای است که قدر متیقّن آن از تلبّس فعلی، این است که در حین اسناد مشتق به ذات، مبدأ جاری باشد و اگر در حین اسناد جاری نباشد، نمیتوان گفت تلبّس موجود است. به بیان دیگر، گاهی تلبّس ذات به مبدأ بهنحو ...
بعضی گفتهاند: آن خصوصیت در فعل ماضی، تحقّق مادّه است و مقصود از تحقّق، به فعلیت رسیدن آن است؛ مثلاً وقتی گفته میشود: «ضَرَبَ زیدٌ» یعنی ضَرْب تحقّق و فعلیت یافته است و طبیعی است وقتی امری تحقّق یافته باشد و ...
امر دیگری که جناب آخوند رحمه الله پیش از ورود به بحث اصلی مشتق مطرح کرده آن است که: مصادر و افعال داخل در نزاع مشتقّ اصولی نیستند، هرچند مشتقّ لغوی باشند؛ چه مصادر ثلاثی مجرّد که طبق یک معنا مشتق لغوی هستند و ...
اسم زمان، هیئتی است که میتواند برای معنایی اعم وضع شده باشد که دو فرد برای آن قابل تصوّر است: یک فردش خصوص متلبّس به مبدأ است و یک فردش هم ما انقضیٰ عنه المبدأ؛ الا اینکه در متن واقع، یک فرد بیشتر اتّفاق نمیافتد و آن فردی است ...
محقّق نائینی رحمه الله میفرماید: ذاتی باب برهان نیز مانند ذاتی باب ایساغوجی نمیتواند داخل در بحث مشتق باشد؛ زیرا بحث مشتق این بود که اگر مبدأ رفت و ذات باقی ماند، آیا همین اندازه که ذات در زمان سابق متلبّس به مبدأ بوده ...