محقّق نائینی رحمه الله در اشکالی بر ترکّب مشتق فرموده است: اگر مشتق را مرکّب بدانیم لازمهاش خلف است که قابل التزام نیست. ایشان در توضیح خلف میفرماید: اگر کسی بگوید ذات در مشتق مأخوذ است، مقصود ذاتی است که در مرتبهٔ ...
از جمله اشکالات دیگری که بر ترکّب مشتق وارد کردهاند، اشکالی است که ملّاجلال دوانی صاحب سه حاشیه بر شرح تجرید قوشچی، در دومین حاشیهاش ذکر کرده است. ملّاجلال دوانی از متکلّمان قوی و به تعبیر ملّاصدرا از «اصحاب بحث» است. البته ملّاصدرا ...
میرسیّدشریف جرجانی در شقّ دوم اشکال خود نسبت به ترکّب مشتق گفت: اگر مقصود از شیئی که داخل در مفهوم مشتق است ـ مانند ضاحک و ناطق ـ مصداق شیء باشد، لازمهاش انقلاب قضیهٔ ممکنه به ضروریه است؛ زیرا در مثل «الإنسان ضاحكٌ» ...
شهید صدر رحمه الله میفرماید: اگر ما مثل محقّق نائینی رحمه الله شیئیت را جنس الأجناس بدانیم، لازمهای دارد که محال و غیر قابل التزام است و بنابراین امکان ندارد شیء جنس الأجناس باشد. بیان ایشان آن است که: اگر شیء جنس الأجناس باشد ...
بنابراین اگر بگوییم مفهوم شیء داخل در مشتق است، لازمهاش دخول جنس در فصل است و چنین چیزی فینفسه معقول نیست؛ زیرا جنس یعنی ذاتیِ مشترک بین انواع و فصل یعنی ذاتیِ مختص به نوع واحد که ممیّز آن از سایر انواع است و معلوم است که ...
میرسیدشریف میفرماید: اگر مشتق را مرکّب و به معنای «شیءٌ له المبدأ» بگیریم، مقصود از «شیء» یا مفهوم شیء است یا مصداق آن، و در هر دو صورت لازمهای غیر قابل التزام پدید میآید. در نتیجه وی مرکّب بودن مشتق را محال میداند و قائل به بساطت مشتق میشود ...
در قضیهٔ مشتق اگر کسی قائل شد مشتق بسیط حقیقی است، مقصودش بسیط نسبی یعنی از حیث ترکیب مبدأ با چیز دیگر است؛ بدین معنا که در مشتق، ترکیب حقیقی بین مبدأ و چیز دیگر وجود ندارد، هرچند خود مبدأ مرکّب از صدها جزء باشد. در واقع ...
از آنچه گفتیم معلوم شد پاسخ اوّل و دوم در برابر استدلال اعمّیها به آیهٔ شریفه اشکالاتی داشت و برای اسکات خصم کافی نبود. از طرفی ما هم جزء کسانی هستیم که قائلاند مشتق برای خصوص متلبّس وضع شده و حقیقت در ...
اصل این سخن که قضایای حقیقیه داخل در نزاع مشتق نمیشود، صحیح نیست، بلکه در قضایای حقیقیه نیز بحث مشتق جاری است؛ زیرا ممکن است مبدأ قبل از آنکه ما مورد تکلیف قرار گیریم، حاصل شده باشد و الآن که خطاب تکلیف متوجه ما ...
دلیل دیگر بر وضع مشتق برای خصوص متلبّس ـ که بعضی آن را به عنوان مؤیّد و بعضی به عنوان دلیل ذکر کردهاند ـ این است که بلاشبهه ما یک سلسله مفاهیمی داریم که با هم تقابل دارند و قابل جمع نیستند؛ مانند مفاهیم قیام و قعود؛ سواد و بیاض ...
اوّلین دلیل بر وضع مشتق برای خصوص متلبّس، آن است که گفتهاند: متبادر از لفظ مشتق، خصوص ذات متلبّس به مبدأ بالفعل بنابر ترکّب مشتق یا خصوص مبدأ فعلی بنابر بساطت مشتق است (چون بنابر بساطت، دیگر ذات با مبدأ نداریم، بلکه فقط مبدأ داریم) ...
از آنچه گفتیم روشن شد در بحث امکان ثبوتی وضع مشتق برای اعمّ از متلبّس و منقضی، ما علیرغم آنچه بعضی از بزرگان مثل محقق نائینی رحمه الله، السیّد الإمام قدس سره و شهید صدر رحمه الله فرموده بودند، قائلیم که وضع مشتق برای اعم ...