سیرۀ متشرعه بما هم متشرعه و متدیّنین بر آن است که نسبت به مأخوذ به معاطات، معاملهی ملک کرده و هر تصرفی را نسبت به آن انجام میدهند؛ مثلاً آن را میفروشند، اگر عبد باشد آزاد میکنند، اگر جاریه باشد جائز الوطی میدانند، اگر آخذ فوت شود آن را ...
از عبارت فقهای شیعه و سنّی استفاده میشود محطّ بحث جایی است که متعاطیین قصد تملیک دارند؛ زیرا بحث را اینچنین مطرح کردهاند که بیع اگر با «إعطاء» و «اخذ عملی» انجام پذیرد صحیح بوده و مانند بیع به صیغه است یا خیر؟ یعنی تمام شرائط بیع ...
قائلین به مفید اباحه بودن معاطات مدعی هستند که اجماع بر آن قائم است؛ لذا اگر استدلال اول را قبول داشته باشند میگویند آن اطلاقات با این اجماع تقیید خورده است و اگر استدلال علامه را در اصل قبول داشته باشند میگویند گرچه بیع بدون ...
مشهور از اطلاق کلام شیخ مفید قدس سره استفاده کردهاند که ایشان بیع معاطاتی را نیز موجب انعقاد و لزوم عقد میداند؛ زیرا بدون آنکه بیع را مقید بالصیغه کند علی الاطلاق فرمود موجب انعقاد و لزوم میشود، ولی عدهای گفتهاند مراد شیخ مفید از ...
ملکیّتی که با بیع یا اسباب دیگر حاصل میشود هیچ تفاوتی با هم نداشته و همه ملکیّت مطلق است؛ یعنی ملکیّتی که مثلاً با بیع حاصل میشود ملکیّت خاص نیست، بلکه ملکیّت مطلق است، فقط سبب آن خاص است؛ یعنی متعاملین بیع را قصد میکنند که ...
با وجود این روایات که در بین آنها صحیح نیز وجود دارد شکی نیست که چنین معاملهای صحیح میباشد، اما در اینکه چه نوع معاملهای است به نظر میرسد که از باب اجاره باشد؛ زیرا همهی شروط إجاره از جمله شرط معیّن و مشخص بودن مال الاجاره را دارد ...
در بیع بالفعل و معاطاتی، متعاطیین الفاظی را که مفید بیع بوده و عرفاً برای تحقق بیع وضع شده به کار نمیبرند ـ هرچند ممکن است الفاظ دیگری به کار ببرند ـ بلکه هر یک در مقابل کالایی که اخذ میکنند عوض إعطاء میکنند ...
در اطلاق مقامی نیز باید همانند اطلاق لفظی بیان کرد که اگر اطلاق مقامی، ظهوری هر چند حالی و مقامی ایجاد میکند که متکلّم در مقام بیان تمام مرادش است و در مقام تَعداد اجزاء، شرائط و موانعِ مرکّب مثلاً پنج مورد را میشمارد، معلوم میشود ...
اطلاق مقامی قسیم اطلاق لفظی است. اطلاق لفظی آن است که کلامی در مقام بیان تمام مراد متکلم صادر شده و مشتمل بر مقسمی است که قابلیت انطباق بر همهی افراد از جمله موارد مشکوک دارد و قیدی هم برای آن ذکر نشده است؛ مثلاً در ...
در معاملات، سبب و مسبّب وجود دارد، ولی ما میخواهیم بیان کنیم اگر مراد از مسبّب همانگونه که شیخ بیان کردند اثر عند الشارع [یا اثر عند العرف] باشد مانعی ندارد قائل به سبب و مسبّب باشیم، [به این نحو که عقد را سبب و ملکیّت عند الشارع ...
بیع که در معنای اسم مصدری به کار رفته و حکایت از تحقّق امری بعد از انشاء بایع میکند، چه در نظر عرف و چه در نظر شارع، حقیقت در صحیح است؛ إلا اینکه صحیح نزد عرف با صحیح نزد شرع متفاوت است. به تعبیر دیگر بیع اسم برای عقد مؤثر و ...
در نگاه متعاملین هرگاه بیع صادق باشد ظاهراً صحیح نیز میباشد و صدق و صحت تلازم دارند، اما در نگاه عرف و عقلاء همیشه صدق ملازم با صحت نیست؛ یعنی ممکن است بیع در نزد متعاملین و عرف صادق باشد ولی عقلاء آن را صحیح ندانند ...