هر دو بخش نفیی و مستثنی منه یعنی (لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ) و بخش اثباتی و مستثنی یعنی (إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ) از کریمه محل بحث واقع شده است. البته برای تصحیح و اثبات افادهی ملکیت معاطات به بخش اثباتی کریمه تمسّک میشود ...
همانطور که بیان کردیم لازمهی قول به اینکه خلود در آتش به خاطر أکل رباست آن است که اگر مسلمان نیز أکل ربا کرد خلود در آتش خواهد داشت در حالی که معروف آن است که خلود در آتش اختصاص به غیر مسلمان داشته و مسلمان گرچه هزاران سال ...
مرحوم امام قدس سره میفرماید: کریمهی (أحَلَّ اللهُ البَیعَ) در مقام تشریع حلّیت بیع و حرمت ربا نیست، بلکه در صدد نفی تسویه بین بیع و رباست در قبال کسانی که تسویه قائل شدند و گفتند: (إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا). بنابراین آیهی شریفه در مقام بیان مطلب ...
مشهور گفتهاند: مراد از حلّیت در آیهی شریفه حلّیت وضعی است و (أحَلَّ اللهُ البَیعَ) یعنی خداوند بیع را نافذ قرار داده است. پس اثرات متوقع بر آن مترتب است؛ یعنی مبیع از کیس بایع به کیس مشتری و ثمن از کیس مشتری به کیس بایع داخل میشود ...
حلیّت بر دو قسم است: حلّیت تکلیفی و حلیت وضعی. حلّیت تکلیفی که به معنای إباحه میباشد خود بر دو قسم است: حلّیت بالمعنی الخاص که قسیم وجوب، حرمت، کراهت و استحباب میباشد و به معنای عدم اقتضاء فعل و ترک است و دیگری حلیّت ...
سیرۀ متشرعه بما هم متشرعه و متدیّنین بر آن است که نسبت به مأخوذ به معاطات، معاملهی ملک کرده و هر تصرفی را نسبت به آن انجام میدهند؛ مثلاً آن را میفروشند، اگر عبد باشد آزاد میکنند، اگر جاریه باشد جائز الوطی میدانند، اگر آخذ فوت شود آن را ...
از عبارت فقهای شیعه و سنّی استفاده میشود محطّ بحث جایی است که متعاطیین قصد تملیک دارند؛ زیرا بحث را اینچنین مطرح کردهاند که بیع اگر با «إعطاء» و «اخذ عملی» انجام پذیرد صحیح بوده و مانند بیع به صیغه است یا خیر؟ یعنی تمام شرائط بیع ...
قائلین به مفید اباحه بودن معاطات مدعی هستند که اجماع بر آن قائم است؛ لذا اگر استدلال اول را قبول داشته باشند میگویند آن اطلاقات با این اجماع تقیید خورده است و اگر استدلال علامه را در اصل قبول داشته باشند میگویند گرچه بیع بدون ...
مشهور از اطلاق کلام شیخ مفید قدس سره استفاده کردهاند که ایشان بیع معاطاتی را نیز موجب انعقاد و لزوم عقد میداند؛ زیرا بدون آنکه بیع را مقید بالصیغه کند علی الاطلاق فرمود موجب انعقاد و لزوم میشود، ولی عدهای گفتهاند مراد شیخ مفید از ...
ملکیّتی که با بیع یا اسباب دیگر حاصل میشود هیچ تفاوتی با هم نداشته و همه ملکیّت مطلق است؛ یعنی ملکیّتی که مثلاً با بیع حاصل میشود ملکیّت خاص نیست، بلکه ملکیّت مطلق است، فقط سبب آن خاص است؛ یعنی متعاملین بیع را قصد میکنند که ...
با وجود این روایات که در بین آنها صحیح نیز وجود دارد شکی نیست که چنین معاملهای صحیح میباشد، اما در اینکه چه نوع معاملهای است به نظر میرسد که از باب اجاره باشد؛ زیرا همهی شروط إجاره از جمله شرط معیّن و مشخص بودن مال الاجاره را دارد ...
در بیع بالفعل و معاطاتی، متعاطیین الفاظی را که مفید بیع بوده و عرفاً برای تحقق بیع وضع شده به کار نمیبرند ـ هرچند ممکن است الفاظ دیگری به کار ببرند ـ بلکه هر یک در مقابل کالایی که اخذ میکنند عوض إعطاء میکنند ...