ما یک قاعدهٔ کلّی داریم که: هرگاه امری به متعلَّقی و خطاب به مکلّفی تشریع میشود، معنایش آن است که او باید این متعلَّق را بیاورد و باید قدرتی را که برای اتیان این متعلَّق لازم است تحصیل و حفظ کند؛ یعنی اگر الآن قدرت ندارد ولی میتواند تحصیل کند باید ...
محقّق نائینی رحمه الله برهانی اقامه فرموده بر اینکه صرف مشروعیت بدل اضطراری کافی است در اینکه گفته شود تمام مصلحت مبدل را محقّق میکند یا حدّاقل، مصلحت باقیمانده دیگر لازم الاستیفاء نیست؛ یعنی هرگاه امر اضطراری فعلی باشد و ...
در امر اختیاری آنچه تحت بعث رفته طبیعت نماز باوضو است و مادامیکه این طبیعت نماز باوضو مقدور باشد مکلّف باید آن را بیاورد. از سوی دیگر میدانیم درصورتیکه یک فرد طولی یا عرضی از افراد این طبیعت، تحت قدرت مکلّف باشد، طبیعت مقدور مکلّف است ...
مرحوم آخوند این صور چهارگانه را به عنوان حصر عقلی ذکر فرموده به این نحو که: متعلَّق امر اضطراری یا وافی به تمام مصلحت امر واقعی هست یا نیست. درصورتیکه نیست، مقدار باقیمانده از مصلحت یا ممکن الاستیفاء هست یا نیست. درصورتیکه ...
همانطورکه مرحوم آخوند قدس سره فرموده ابتدا باید ببینیم اساساً در عالَم ثبوت صرفنظر از دلالت ادلّه، نسبت بین متعلَّق امر اضطراری و متعلَّق امر اختیاری چیست و چه صوری میتواند ثبوتاً موجود شود؟ سپس ببینیم عالَم اثبات و دلالت با کدام سازگار ...
اجمال مسئله در مبحث اجزاء آن است که آیا اتیان مأمورٌبه مقتضی اجزاء هست یا نه؟ به عبارت دیگر، اگر مکلّف مأمورٌبه را آورد آیا میتواند به همان اکتفا کند، بهنحویکه دیگر اعاده ـ در وقت ـ و یا قضا ـ خارج وقت ـ لازم نباشد یا آنکه قابل اکتفا نیست و ...
: امر دالّ بر فور نیست، حتّی به ادلّهٔ خارجی. بلکه مدلول امر تنها طبیعت بعث بهسوی طبیعت مادّه است و این باید محقّق شود و مادامیکه انسان میداند میتواند آن را انجام دهد و از او فوت نمیشود، میتواند امتثال را به تأخیر بیندازد. بله، اگر از لحاظ عقلایی ...
اوّلین اشکالی که بر استدلال به آیات شریفهٔ (فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ) و نیز (سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) مطرح کردیم، آن بود که: «این آیات دالّ بر وجوب مولوی نیست، بلکه ارشاد به حکم عقل است و خداوند متعال همان چیزی را که عقل درک میکند، تأیید میفرماید ...
در میان عقلاء و عرف، نوع اعتباریات ـ بلکه همهٔ آنها ـ مستقیم یا غیر مستقیم از تکوینیات، الگوبرداری شده است؛ مثلاً ملکیت یک مفهوم اعتباری و قراردادی است، ولی انسانها این مفهوم را با توجّه به تکوین درست کردهاند؛ بهاینصورت که توجّه کردند خودشان ...
جماعت اصطلاح خاصّ شرعی است و در صدق جماعت، تعریف شرعی آن ملاک است نه جماعت لغوی، و شارع حکم را روی موضوعی که تأسیس خود او میباشد برده؛ نه آنکه ملاک را ابتدائاً جماعت عرفی قرار داده باشد و سپس قیودی را اضافه یا کم کرده باشد ...
در بحث ثبوتیِ تبدیل امتثال، به یک کبریٰ و قاعدهٔ کلّی اشاره کردیم که اگر امتثال شیئی مشروط به امر متأخّری شد و آن امر متأخّر محقّق نشد، درحقیقت امتثال محقّق نشده و تبدیل امتثال نیست، بلکه مکلّف باید دوباره امتثال کند و تبدیل امتثال هم اتّفاق نخواهد افتاد ...
پس از آنکه گفتیم تبدیل امتثال ثبوتاً محال است، یک بحث اثباتی مطرح میشود که بعضی ادّعا کردهاند در دو مورد، از روایات، جواز تبدیل امتثال استفاده میشود، با اینکه گفتیم قطعاً نمیتوان به ظاهر آنها ملتزم شد؛ زیرا چنین امری خلاف عقل قطعی است و ...