همانطور که قبلاً بیان کردیم گرچه بیع دقیقاً مرادف با نقل نیست؛ چراکه ما بیع را به «تبدیل» معنی کردیم، ولی هر بیعی همراه «نقل اعتباری» است؛ یعنی هر جا بیع صادق باشد، نقل نیز صادق است و هر بیعی مصداقی از مصادیق نقل اعتباری ...
در فضای فقه، حقوق و امور اعتباریه در مواردی که طرف مقابل، قابلیت قبول دارد، عقلاء قبول را شرط «تملیک»، و حتّی شرط «إبدال» و «نقل» اعتباری میدانند، پس این الفاظ در چنین مواردی انصراف به جایی دارد که همراه قبول باشد. علاوه آنکه اگر قبول ...
تعریف «تبدیل مالٍ بمالٍ ما اعتباراً» شامل جُعاله نمیشود؛ زیرا اولاً در بیع «إنشاء تبدیل» حقیقت آن است در حالی که در جعاله إنشاء تعهدی است در مقابل عملی و تبدیل جُعل به عمل یا عمل به جُعل نیست. ثانیاً ظهور در تنجیز دارد؛ نه تعلیق؛ یعنی به مجرد ...
اشکال دیگری که بر تعریف «إنشاء تملیک عینٍ بمالٍ» وارد است آن است که معوّض لازم نیست عین باشد؛ زیرا همانطور که قبلاً بیان کردیم حقوق ثابته قابل فروش است، در حالی که حق، عین نیست علاوه آنکه بایع حق، حق را تملیک نمیکند ...
طبق ظاهر تعریف شیخ بیع امری است که ذاتاً إنشاء است. پس اگر إنشاء در تعریف بیع أخذ شود در واقع إنشاء بیع، إنشاءُ إنشاءٍ خواهد بود در حالی که إنشاء دیگر قابل إنشاء نیست. بنابراین تعریف شیخ از این جهت مزیّف است و باید لفظ «إنشاء» از تعریف بیع ...
عدم دقت در تعریف قرض باعث شده کثیری که از آنان توقع نمیرود در تعاملات بانکی دچار اشتباه شوند و مواردی را که تعریف قرض بر آن صادق است با عقود دیگر اشتباه بگیرند؛ مثلاً پولی را که در بانک گذاشته میشود اطلاق ودیعه و امانت بر آن میکنند ...
ربای حرام دو قسم است؛ ربای معاوضی و ربای قرضی. ربای معاوضی آن است که در معاوضهی مَکیل و موزون به همجنس خود، یکی از دو طرف معاوضه مشتمل بر زیاده باشد. مثلا یک کیلو گندم را در مقابل دو کیلو گندم معاوضه کند؛ چه آن یک کیلو گندم ...
هبۀ معوضه اگر به نحو شرط فعل باشد، واضح است که ماهیت آن مبادله نیست، بلکه تملیک عین مجاناً است؛ فقط واهب شرطی را خارج از ماهیت هبه ذکر میکند، ولی از آن جا که آن شرط، ذیل و تابع عقد است، وفای به آن عند العقلاء لازم بوده و ...
تلاش برای تعریف دقیق بیع برای آن است که بیع از سائر عقود ممتاز شود؛ چرا که احکامی بر بیع مترتب است که بر سائر عقود مترتب نیست؛ مثلاً خیار مجلس، خیار حیوان، خیار تأخیر، لزوم تقابض در مجلس در بیع نقدین و ... مخصوص بیع است و در ...
در اصطلاح اقتصاددانان نیز که به فروشندگان «عرضه کننده» و به خریداران «متقاضی» اطلاق میشود، عَرضه حالت فعلیت داشته و تقاضا مناسب با پذیرش بوده و به نوعی حالت انفعال و مطاوعه دارد، گرچه تقاضا دقیقاً به معنای پذیرش نیست. در نکاح نیز ...
هیچ کس فی ما أعلم ادعا نکرده که معاطاة عرفاً بیع نیست؛ چون عرف بر معاملات معاطاتی، [حقیقتاً] خرید و فروش اطلاق میکند. مثلاً کسی که از نانوایی نان در مقابل اعطاء پول بدون خواندن عقد میگیرد میگوید نان خریدم، نانوا نیز میگوید ...
در تهاتر دو بیع عقلائی جدای از هم وجود دارد که در یکی، زید با فروش جنسی به عمرو به قیمت یک میلیون تومان، مالک ذمهی عمرو شده که کاملا عقلائی است و در بیع مستقل دیگر عمرو نیز با فروش جنسی به زید به قیمت یک میلیون تومان، مالک ذمۀ ...