محقّق اصفهانی با الهام از مصلحت سلوکیه و البتّه با توجّه به اشکالات وارد بر آن، نوعی سببیت را ثبوتاً و تصوّراً ترسیم کرده که با سببیت اشعری، سببیت معتزلی و سببیت به نحو مصلحت سلوکیه متفاوت است. ایشان این مطلب را هم در نهایة الدرایة به طور ...
«مصلحت سلوکیه» بهگونهای که جناب شیخ رحمه الله در رسائل فرموده، آن است که وقتی امارهای درمورد واقعهای قائم میشود، تأثیری در حکم واقعی آن ندارد و حکم نفسالأمری واقعه هرچه بوده بههمانصورت باقی میماند و هیچ انقلاب یا نقصان ...
مسلک دیگری که در حجّیت امارات وجود دارد، مسلکی است که شیخ انصاری رحمه الله در رسائل بهخوبی در مورد آن قلم زده و نوعی سببیت به نام «مصلحت سلوکیه» تصویر کرده که با مخطِّئه بودن امامیه و اشتراک احکام واقعی بین عالم و جاهل ...
حکم ظاهری بیشتر در مواردی گفته میشود که منشأ آن جعل شارع باشد؛ چه در شبههٔ حکمیه و چه در شبههٔ موضوعیه؛ مثل جعل حجّیت خبر واحد یا بیّنه یا قواعد و اصول شرعیهای که در موضوعات یا کلّیات بهکار میرود؛ مانند استصحاب. امّا گاهی نیز ...
معنای تبعیت قضا از اداء آن است که همان دلیل اداء برای وجوب قضا در خارج وقت کافی است؛ مثلاً وقتی نماز صبح مکلّف فوت میشود، همان امر شارع که فرموده: «صلّ صلاة الصبح» برای وجوب قضا کافی است، نه اینکه نیاز به امر جدیدی ...
همانطورکه در فرض ارتفاع عذر در اثناء گفتیم ثبوتاً چهار احتمال وجود دارد، در فرض استیعاب عذر نیز همان صور ثبوتی چهارگانه مطرح میشود؛ زیرا بدل اضطراری یا تمام مصلحت اختیاری را محقّق میکند یا بخشی از آن را ...
ملاک وحدت و تعدّد امر آن است که اگر مولا یک بعث داشت و تعدّد امتثالها عقلی بود، امر واحد است، ولی اگر مولا دو بعث و انشاء داشت که متعلَّق آنها عقلاً یا عرفاً قابل جمع نبود، امر متعدّد است. همچنین گفت …
ملاک عرفی وحدت و تعدّد امر، آن است که هرجا مولا یک بعث و انبعاث داشته باشد و فقط امتثالها متعدّد شود، امر واحد است و تخییر عقلی میشود؛ مثلاً اگر مولا فرموده: «إیتنی بماء» و چیز دیگری هم نفرموده است، اینجا امر مولا عرفاً واحد است و ...
مرحوم ایروانی در حاشیهٔ خود بر کفایه فرمایشی دارد که با بیان دیگران متفاوت است. البته لباب آن تقریباً در اشکالات قبلی گذشت، کما اینکه جوابش هم گذشت، امّا با توجّه به کاربردی بودن مسئله و برای اینکه مطلب تثبیت شود و روشن شود که اینجا ...
مصلحت یک امر شرعی و مجعول شارع نیست تا بتوان آن را استصحاب کرد، بلکه امری تکوینی و عقلی است که مبدأ اعتبار شارع میشود. لزوم استیفای مصلحت هم امر عقلی است و این عقل است که حکم میکند مصلحت ملزمه را باید استیفا کرد و ...
وقتی مکلّف متعلَّق امر اضطراری را میآورد، میدانیم مقداری از مصلحت محقّق میشود که این مقدار، هم میتوانست با صبر و اتیان متعلَّق امر اختیاری محقّق شود و هم میتواند الآن با اتیان متعلَّق امر اضطراری محقّق گردد؛ چون فرض این است که ...
در فرضی که احراز کنیم با اتیان بدل، مقداری از مصلحت الزامی مبدل باقی میماند، شک میکنیم آیا بعد از ارتفاع عذر در اثنا، مقدار باقیمانده ممکن الاستیفاست یا اینکه بهواسطهٔ اتیان بدل، تفویت شده و دیگر مقدور نیست. پس درحقیقت در مانحنفیه شک ...