دروس خارج فقه، البیع، جلسه ۵۴ (۱۳۹۲-۱۳۹۳)

در معنای «تجارة» به «باعَ و شری» دو احتمال وجود دارد؛ یک احتمال آن است‌ که به هر یک از بیع و شراء تجارت اطلاق می‌شود، ولی این با واقعیت سازگار نیست و بعید است مراد لسان العرب باشد. احتمال دیگر آن است که بر بیع و شراء با هم اطلاق تجارت می‌شود ...

تقریرات درس خارج فقه

آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته

جلسۀ پنجاه و چهارم، سال تحصیلی (۹۳-۱۳۹۲)

(۱۳۹۲/۱۱/۱۹)

مباحث مربوط به بخش اثباتی کریمه

در بخش اثباتی کریمه که می‌فرماید: (إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ) باید بررسی کنیم مراد از تجارت چیست و نیز استثناء چگونه استثنایی است؟

۱) مراد از تجارت چیست؟
معنای «تجارت» در زبان عربی و فارسی ظاهراً‌ یکی است و ارتکاز ما در زبان فارسی با ارتکاز عرب زبانان تفاوتی ندارد. با مراجعه به لغت و ممارست متون قدیم عرب اطمینان حاصل می‌شود که در طول تاریخ تغییری در معنای آن رخ نداده است، لذا تأمّل در معنای این ماده چه با ذوق و ارتکاز عربی و چه فارسی به یک نتیجه مُنتج می‌شود.

کتب لغت «تجاره» را به عنوان مصدر دوم برای «تَجَرَ» ذکر کرده‌اند: «تَجَرَ یَتْجُرُ تَجْراً و تِجَارَهً فَهُوَ تَاجِرٌ» و معنای آن را  لسان العرب و بعضی کتب دیگر به «باعَ و شَرَی» حمل کرده‌اند.

در معنای «تجاره» به «باعَ و شری» دو احتمال وجود دارد؛ یک احتمال آن است‌ که به هر یک از بیع و شراء تجارت اطلاق می‌شود، ولی این با واقعیت سازگار نیست و بعید است مراد لسان العرب باشد. احتمال دیگر آن است که بر بیع و شراء با هم اطلاق تجارت می‌شود؛ یعنی اگر چیزی را بخرد و سپس آن را بفروشد تا سودی به دست آورد تجارت کرده است.

مجمع البحرین «تجاره» را به «انتقال شیءٌ مملوک من شخصٍ إلی آخر بعوضٍ‌ مقدّر علی جهه التراضی» معنا کرده که اگر آن را توسعه دهیم شامل صلح، اجاره و … نیز می‌شود، ولی اگر ضیق بگیریم و مرادشان از انتقال، انتقال بالمطابقه باشد اختصاص به بیع پیدا می‌کند؛ چون همان‌طور که قبلا بیان کردیم معنای مطابقی غیر بیع انتقال نیست، بلکه سازش یا … است.

صاحب جواهر قدس سره ««تجاره» را در آیه‌ی شریفه به مطلق معاوضه ـ اعم از بیع، إجاره، مساقات، مزارعه و … ـ معنا می‌کند. کما این‌که در روایتی می‌فرماید: «کُلُّ مَا افْتَتَحَ بِهِ الرَّجُلُ رِزْقَهُ فَهُوَ تِجَارَهٌ»؛ هر چیزی که فرد با آن روزی خود را باز کند تجارت است. بنابراین تجارت به این معنا عام بوده و شامل هر نوع کسبی اعم از صنعت، إجاره، کتابت، زراعت و … می‌شود.

ولی معلوم است که این معنای تجارت در روایت، معنایی تنزیلی است و می‌خواهد بیان کند آن روایاتی که در فضیلت تجارت وارد شده اختصاص به بیع و شراء نداشته و شامل هر گونه کسبی می‌شود. علاوه آن‌که به نظر ما روایت از لحاظ سند تمام نیست.

بعضی نیز «تجاره» را به «کلّ معامله یراد منها الربح» معنا کرده‌اند؛ یعنی هر معامله‌ای اعم از بیع، شراء، إجاره و … که قصد ربح از آن باشد تجارت است.

حقیقت آن است که اطلاق تجارت بر بیع تنها یا شراء تنها هر چند قصد سود داشته باشد مشکوک بوده، بلکه منتفی است؛ مثلاً اگر کسی کتابی که در خانه دارد بفروشد نمی‌توان گفت به صرف فروش یک کتاب تجارت کرده است هرچند سود برده باشد. و نیز کارگری که در مقابل دریافت پول اجیر می‌شود نمی‌توان گفت تجارت می‌کند. بنابراین کلام صاحب جواهر قدس سره نیز که فرمود هر معاوضه‌ای تجارت است درست نیست. کما این‌که ظاهر کلام مجمع البحرین که از آن استفاده می‌شود تجارت همان بیع است درست نیست و آیه‌ی شریفه‌ی (رِجالٌ‏ لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ) آن را نفی می‌کند؛ چراکه اگر تجارت به معنای بیع باشد کریمه فصاحت لازم را نخواهد داشت.

بنابراین به نظر می‌رسد معنایی که لسان العرب و بعضی دیگر از تجارت به «بیع و شراء» کردند و ظهور در این داشت که هر دو (بیع و شراء) باید باشد تا تجارت صدق کند صحیح می‌باشد؛ مثلاً اگر کسی کتابی را خرید و به این انگیزه که به سودی برسد آن را فروخت می‌توان گفت تجارت کرده است؛ چه در واقع سود کرده باشد و چه سود نکرده باشد؛ خصوصاً اگر خرید و فروش چندین مرتبه اتفاق بیفتد که در این صورت حتی قصد سود هم نداشته باشد ـ و در بعضی موارد حتی سود نکرده یا ضرر کرده باشد ـ‌ ولی چون طبعاً سود آور است تجارت اطلاق می‌شود و این مراد کسی است که تجارت را به استمرار در اکتساب به بیع و شراء معنا کرده است.

اعراب و ترکیب (تجاره) در کریمه

(تجاره) از لحاظ إعراب به دو صورت قرائت شده است. [کوفیون (عاصم، حمزه و کسایی)] به نصب و بقیه به رفع قرائت کرده‌اند.

در قرائت به نصب، (تکون) از افعال ناقصه بوده و (تجارهً) خبر برای آن می‌باشد. در این‌که اسم آن چیست احتمالاتی ذکر شده است. بعضی «الاموال» و برخی «الأکل» را به عنوان اسم برای (تکون) ذکر کرده‌اند. ولی به نظر می‌رسد «التجاره» که از خبر استفاده می‌شود بهتر باشد و با تأنیث (تکون) نیز مناسب است؛ یعنی در واقع آیه‌ی شریفه چنین است: «إلا أن تکونَ التِجَارَهُ تِجَارَهً عن تراضٍ منکم». برخی هم احتمال داده‌اند (تجاره) علی رغم نکره بودن اسم (تکون) و (عَنْ تَرَاضٍ) خبر آن باشد.

در قرائت به رفع، (تکون) از افعال تامّه بوده و در حقیقت این‌چنین می‌شود: «الا ان تقع تجارهٌ عن تراضٍ منکم».

و الحمدلله رب العالمین