دروس خارج فقه، البیع، جلسه ۱ (۱۳۹۲-۱۳۹۳)

«بیع» تأثیر عظیمی بر حیات اجتماعی و اقتصادی بشر دارد؛ چراکه بسیاری از مبادلاتی که در سطح خُرد و کلان بین افراد، مؤسسات، جوامع و دولت‌ها صورت می‌پذیرد بر اساس «بیع» است. تبیین حقیقت بیع، فرق آن با سایر عقود و بیان احکام آن می‌تواند افق ...

تقریرات درس خارج فقه

آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته

جلسۀ اول، سال تحصیلی (۹۳-۱۳۹۲)

(۱۳۹۲/۰۶/۳۰)

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

کتاب البیع 

اهمیت بحث بیع

«بیع» تأثیر عظیمی بر حیات اجتماعی و اقتصادی بشر دارد؛ چراکه بسیاری از مبادلاتی که در سطح خُرد و کلان بین افراد، مؤسسات، جوامع و دولت‌ها صورت می‌پذیرد بر اساس «بیع» است. تبیین حقیقت بیع، فرق آن با سایر عقود و بیان احکام آن می‌تواند افق رفتار افراد و جوامع را روشن نماید. سیستم حقوقی اقتصادی اسلام آن قدر دارای فروع، خصوصیات و احکام بوده و برترین دانشمندان و متفکران در تبیین و تحلیل آن به غور پرداخته‌اند که شاید در هیچ کجای دنیا نتوان نظیر آن را پیدا کرد.

کتاب شریف «مکاسبِ» شیخ انصاری قدّس سرّه وارث فکر هزار و چندین ساله‌ی برترین متفکران و ژرف اندیشان از شیخ مفید گرفته تا شیخ طوسی، ابن ادریس حلی، محقق حلی، علامه‌ی حلی تا محقق ثانی، صاحب مفتاح الکرامه، کاشف الغطاء و صاحب جواهر قدّس سرّهم می‌باشد؛ اعلامی که هر از چندگاهی با گذشت ده‌ها سال و چه بسا چند صد سال، خداوند متعال مانند آنان را به جامعه‌ی بشری اعطاء می‌کند. لباب افکار این بزرگان در مکاسب انعکاس یافته و شیخ انصاری اعلی الله مقامه الشریف با آن دقت، احاطه و هنری که داشته تقریباً چیزی را فروگذار نکرده است به حدی که آن را غیر قابل قیاس با کتب حقوقی دنیا قرار داده و می‌توان گفت از فلسفه‌های دنیا نیز از حیث إعمال فکر غنی‌تر است.

بعد از مرحوم شیخ نیز افرادی که دارای ذهن خلاق، تحلیل‌گر، شکافنده‌ی حقائق و معانی در عالی‌ترین رتبه‌ها می‌باشند کلمه به کلمه‌ی مطالب شیخ را که خود اعجوبه‌ای در فکر و تأمل بوده مورد ارزیابی قرار داده و در تأیید یا نقد آن قلم زده و نظرات جدیدی را به آن افزوده‌اند.

سید یزدی قدّس سرّه با آن احاطه‌‌ای که داشته حاشیه‌ی عمیقی بر مکاسب نگاشته و محقق ایروانی قدّس سرّه با آن حدّت ذهنی و با نگاهی که به حاشیه‌ی سید داشته اعمال نظر کرده است. محقق اصفهانی قدّس سرّه آن اعجوبه‌ی کم نظیر در دقت و تسلطِ بر مباحث فکری حاشیه‌ی عمیق و مفصلی بر مکاسب نوشته و میرزای نایینی قدّس سرّه با تدریس و محور قرار دادن مکاسب، مطالب زیادی را در مباحث معاملات و خصوص بیع ابراز فرموده که توسط دو نفر از مقرران خوش‌قلم و دقیقشان ـ شیخ محمد تقی آملی و شیخ موسی خوانساری ـ به رشته‌ی تحریر در آمده است. مرحوم امام قدّس سرّه نیز با محور قرار دادن مکاسب در تدریس‌شان بررسی گسترده‌ای انجام داده و مطالب عالی و دقیقی را بیان فرموده‌اند. سید خویی قدّس سرّه مطالب فراونی را در تبیین و تنقیح آن بیان داشته که به خاطر بیان شیرین و رسای ایشان و قلم روان مقررین‌شان در جای‌گاهی سهل التناول‌‌تر از کتب دیگر قرار گرفته است. ده‌ها حواشی علمی، انتقادی و توضیحی دیگر نیز وجود دارد که آن‌ها نیز حائز اهمیت است.

به هر حال کتاب مکاسب علی الخصوص مبحث «بیع» به ضمیمه‌ی حواشی آن، منبع پایان ناپذیری از علم و فکر در حوزه‌ی تحلیل مسائل معاملی در زمینه‌ی فقه و حقوق ارائه کرده که واقعاً کم نظیر است. بسیاری از قواعد مطرح شده در کتاب البیع قواعد سیالی است که در تمام ابواب معاملات کاربرد دارد، لذا با تسلط بر مباحث بیع، حل مباحث مربوط به معاملات دیگر مانند اجاره، مضاربه، مساقات، شرکت، جعاله و … آسان خواهد بود. بنابراین کتاب البیع، هم از آن جهت که قوام و حیات اقتصاد جامعه به بیع بستگی دارد دارای اهمیت است و هم از آن جهت که اهم مباحث سائر عقود ـ مانند شرائط عقد، شرائط عوضین، شرائط متعاقدین و … ـ در آن روشن می‌شود. پس کسی که می‌خواهد متخصص در این رشته باشد و عن اجتهادٍ استنباط کند یا حداقل کلام دیگران را بفهمد باید در این مسائل غور کرده و از صرف وقت در آن ملول نشود. کسانی که در رشته‌ی حقوق نیز می‌خواهند کار کنند اگر بر این مباحث مسلط باشند حقوقدانی خواهند شد که قابل قیاس با اقرانشان نمی‌باشند.

این مباحث از آن‌جا که قدرت فکری زیادی به دارس و باحث آن می‌دهد فرد را در مسائل فلسفی نیز توانمند می‌کند و به راحتی می‌تواند مفاهیم اعتباری را از مفاهیم حقیقی تمییز داده و رابطه‌ی آن دو را درک کند. فلسفه‌های جدید نیز که به فلسفه‌ی زبانی «لینگویستیک فیلاسفی» و فلسفه‌ی تحلیلی «انالتیک فیلاسفی» معروف است و گفتارهای روزمره‌ی مردم را تحلیل می‌کند، روش به کار رفته در آن، نظیر روشی است که ما در اصول و فقه ـ خصوصاً اصول ـ به کار می‌بریم، لذا اگر کسی با توان حاصل از آموزش اصول و مکاسب وارد آن مباحث شود می‌تواند نقّاد، بلکه مُبدِع و مبتکر خوبی در آن مسائل شود.

تعریف بیع

بعضی مثل محقق نائینی قدّس سرّه قبل از ورود در اصل بحث و تعریف بیع، چگونگی تقسیم ابواب و کتب فقهی را تبیین کرده‌اند که فعلا لزومی در طرح آن نیست، لذا وارد اصل بحث که شیخ ذکر فرموده می‌شویم. مرحوم شیخ در تعریف بیع می‌فرماید:

و هو فی الأصل کما عن المصباح المنیر مبادله مال بمال‌.

کلمه‌ی «بیع» دارای حقیقت شرعیه یا متشرعه نیست و در آیات کریمه، روایات شریفه و لسان فقها به همان معنای لغوی و عرفی به کار رفته است، لذا اگر بتوانیم همان معنای لغوی را که در ارتکاز اهل لغت بوده و نسلاً بعد نسلٍ ادامه یافته و ظاهراً تغییری در آن ایجاد نشده، تحلیل کرده و حدود و ثغور آن را به دست آوریم می‌توانیم آیات و روایات مربوطه را معنا کرده و نتیجه‌ی لازم را به دست آوریم.

مقصود از «اصل» یکی از این دو احتمال می‌تواند باشد:

۱. اصل در مقابل مجاز؛ یعنی معنای حقیقی لفظ بیع این‌چنین است.

۲. اصل به معنای ریشه؛ یعنی معنای حقیقی اول کلمه‌ی بیع این چنین بوده، هر چند ممکن است از آن معنا منتقل شده و در معنای دیگری به نحو حقیقت استعمال شده باشد.

بعضی شواهد حاکی از آن است که اصل در این جا مقابل مجاز است؛ زیرا از مجموع عبارات فیومی در المصباح المنیر این‌طور به نظر می‌رسد که می‌خواهد معنای حقیقی بیع را در مقابل معنای مجازی آن بیان کند. عبارت فیومی این چنین است:

و الأصلُ فى البَیْعِ مُبَادَلَهُ مَالٍ بمَالٍ لِقَوْلِهِم (بَیْعٌ) رَابِحٌ و (بَیْعٌ) خَاسِرٌ و ذلک حقیقهٌ فى وَصْفِ الأَعْیَانِ لکِنَّهُ أُطْلِقَ على العَقْدِ مجَازاً لأنَّهُ سبَبُ التَّمْلِیکِ و التَّمَلُّکِ

اصل در بیع، مبادلۀ مال به مال است به خاطر این‌که گفته می‌شود: بیع رابح و بیع خاسر و آن (اصل بیع یا رابح و خاسر) حقیقت است در وصف اعیان، لکن مجازاً بر عقد [مرکب از ایجاب و قبول] اطلاق شده است.

یعنی بیع در اصل برای مبادله‌ی اعیان وضع شده و در آن معنا به نحو حقیقت است، ولی مجازاً بر عقد [بعتُ و اشتریتُ] هم اطلاق می‌شود.

اما با این حال اقرب به نظر می‌آید که مقصود از «اصل» در کلام فیومی و شیخ احتمال دوم باشد؛ یعنی لفظ بیع ابتدا برای مبادله مال بمال وضع شده، ولی به این معنا نیست که اگر در معنای دیگر استعمال شد به نحو مجاز باشد ـ بله استعمال آن در عقد به نحو مجاز است ـ  بلکه از معنای اول به مناسبت منتقل شده است؛ مثلاً اگر مبادله بر روی چیزی واقع شد که مالیت نداشت باز حقیقتاً بیع بر آن اطلاق می‌شود، هر چند در اصل برای مبادله‌ی مال به مال وضع شده است.

شاهدی که فیومی برای وضع بیع بر مبادله‌ی مال به مال ذکر می‌کند آن است که بیع متصف به رابح و خاسر شده و گفته می‌شود: بیعٌ رابح و بیعٌ خاسرٌ و این نمی‌تواند وصف لفظ و عقد باشد، بلکه مربوط به آن مبادله‌ای است که در عالم اعتبار اتفاق می‌افتد و عقد سبب آن است؛ زیرا آن مبادله است که دارای ضرر یا منفعت می‌باشد، صیغه که سود و ضرر ندارد.

و الحمدلله رب العالمین