خاستگاه اندیشه های بلند رهبر شهید انقلاب اسلامی (ره)

این بزرگ‌مرد ده‌ها سال است راهبری ملّت را به عهده دارد و در طوفان‌ها، فراز‌و‌نشیب‌ها، گرداب‌ها و غرقاب‌هایی که دشمنان و جنود شیاطین تدارک دیده بودند تا مردم ما راه را گم کنند و نتوانند حقوق خودشان و کشورشان و حقوق مسلمانان و تمام ملّت‌های آزاده ...

گرچه امروز ما با شهادت رهبر شهید (أعلی‌الله‌مقامه) راهبر بزرگی را از دست دادیم، ولی مشعلی را که او افروخت، همچنان راهگشاست و خواهد بود، ان‌شاءاللّه.

مطالب حاضر در ۱۲ آذر ۱۴۰۴ توسّط حضرت آیت اللّه سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دام‌ظلّه) در تبیین خاستگاه‌های اندیشه‌های بلند رهبر شهید (أعلی‌الله‌مقامه) بیان شده است که چون می‌تواند برای امروز جامعهٔ ما نیز مفید باشد، با اندکی ویرایش جدید باز‌نشر می‌شود.

بیانات آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دام‌ظلّه)

در همایش حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع

در منظومهٔ فکری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)

با موضوع: «خاستگاه اندیشه‌های بلند رهبر معظّم انقلاب دام‌ظلّه»

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و لاسیّما بقیّه الله فی الأرضین أرواحنا فداه و عجّل الله تعالی فرجه الشریف و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین

خاستگاه اندیشه‌های بلند رهبر معظّم انقلاب دام‌ظلّه

ابتدا خدمت همهٔ میهمانان عزیز، شخصیّت‌ها، ‌دانشمندان، پژوهشگران و محققّان که در این همایش بزرگ و مؤثّر شرکت فرموده‌اند، خوش‌آمد می‌گویم و از رئیس محترم پژوهشکده و همایش و دوستان دیگر که تلاش یک‌ساله‌ای داشتند تا این هدف به‌خوبی محقّق شود، تشکّر می‌کنم. بحمداللّه مطالب خوبی در این جلسه بیان شد و من نیز می‌خواهم در این فرصت کوتاهی که خدمت عزیزان هستم، چند مطلب بنیادی و اساسی را بیان کنم.

عنوان همایش همان‌طور که مشخّص است، «حقوق ملّت و آزادی‌های مشروع» است؛ آن‌هم در اندیشه، بیان و رفتار رهبر عظیم‌الشأن و روشن‌ضمیر انقلاب مدّ‌ظلّه‌العالی؛ بزرگ‌مردی که امروز سکّان‌دار کشتی انقلاب و امید مستضعفان جهان و همهٔ ملّت‌های آزاده است.

چراغ فروزان، مشعل هدایت و خضر راه

این بزرگ‌مرد ده‌ها سال است راهبری ملّت را به عهده دارد و در طوفان‌ها، فراز‌و‌نشیب‌ها، گرداب‌ها و غرقاب‌هایی که دشمنان و جنود شیاطین تدارک دیده بودند تا مردم ما راه را گم کنند و نتوانند حقوق خودشان و کشورشان و حقوق مسلمانان و تمام ملّت‌های آزاده را بشناسند و مطالبه کنند، چراغ فروزان، مشعل هدایت و خضر راه بود که اگر نبود، در این ظلماتی که دنیای استکبار ضدّ حقّ و حقیقت تدارک دیده بود، خیلی چیزها گم می‌شد.

این همایش و نظیر آن که برای شناخت اندیشه‌های رهبر عظیم‌الشأن انقلاب است، برای آن است که ما بفهمیم این مشعل و راه هدایت، راه هدایتی است که باید فهم شود و پایدار باشد و در‌عین‌حال بدانیم که «ظلمات است، بترس از خطر گمراهی»، بدون راهبری خضر و امثال این بزرگوار نمی‌توانیم مسیر صحیح سعادت دنیا و آخرت را طی کنیم.

خاستگاه اندیشه‌های رهبری: قانون اساسی و اسلام

ابتدا باید به این نکته توجّه کرد که اگر ما بخواهیم اندیشه‌ها و راهبری‌های مقام معظّم رهبری، این هدیهٔ بزرگ و استثنایی الهی به ایران اسلامی و بلکه جهان اسلام را درست درک کنیم، علاوه بر اینکه متن فرمایشات، فرامین و رفتار‌های ایشان را باید با دقّت مورد بررسی قرار دهیم ـ که این خود امری لازم و موجب بصیرت‌افزایی و راه نجات امّت ما و بلکه همهٔ امّت‌هاست ـ باید خاستگاه و منشأ این اندیشه‌ها و رفتار‌ها را نیز مورد مطالعه، بررسی و ژرف‌نگری قرار دهیم.

بخشی از خاستگاه مستقیم این اندیشه‌ها، قانون اساسی است. امروز سالگرد تصویب قانون اساسی است و این قانون، خاستگاه بسیاری از رهنمود‌ها و اندیشه‌های مقام معظّم رهبری است.

خاستگاه اصلی‌تر که عمدهٔ قانون اساسی نیز از آن نشأت گرفته، اسلام و تفکّر عمیق و عالمانه در منابع اسلامی است. منابع بی‌همتای اسلامی شامل قرآن، سنّت پیامبر اکرم صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله و ائمّهٔ هدی علیهم‌السلام و همچنین منبع عقل و تجربه خاستگاه اندیشه‌های بلند و هدایتگر مقام معظّم رهبری در زمینه‌های گوناگون است.

فهم دقیق اندیشه‌های ایشان متوقّف بر شناخت این خاستگاه‌هاست و بدون شناخت این خاستگاه‌ها ممکن است در تفسیر بیانات رهبری ـ گرچه روشن و گویاست ـ اشتباهاتی رخ دهد و کج‌روی‌هایی پدید آید.

مناسب است تشبیهی در‌این‌باره بیان کنم: فقهای بزرگ ما دو نوع کتاب دارند: ۱) برخی از آن‌ها کتب فتاوی و متون فقهی است که فتاوی خود را در آن می‌نویسند؛ مانند رساله‌های عملیّه، یا در سطح بالاتر مثل تحریرالوسیله، عروه‌الوثقیٰ و شرایع. ۲) نوع دیگر کتاب‌هایی است که خود آن فقها یا فقهای دیگر، اسناد، مدارک و مبانی آن فتاوی را ذکر می‌کنند و به تبیین استدلالی و اجتهادی آن فتاوی می‌پردازند؛ مثلاً در شرح عروه‌الوثقیٰ چه‌بسا ده‌ها کتاب نوشته شده که کلمه‌به‌کلمه فتاوی صاحب عروه، مرحوم سیّد محمّدکاظم یزدی را بررسی و تبیین کرده‌اند. یا حضرت امام أعلی‌اللّه‌مقامه تحریر‌الوسیله را به‌عنوان متنی فقهی نگاشتند و سپس شروح متعدّدی بر آن نگاشته شد. یا برای کتاب شرایع چه‌بسا صدها شرح کوچک و بزرگ، به‌صورت کامل یا بخشی از آن نوشته شده باشد.

فرمایشات، نظریّات، دستورات، رفتار‌ها و تبیین‌های مقام معظّم رهبری نیز باید با توجّه به خاستگاه‌های آن بررسی شود. البتّه ما می‌گوییم و ملّت ما هم معتقدند:

خَیال روی تو در هر طریق همره ماست     نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به‌رغم مدّعیــانی که منـع عشـــق کنند     جمال چهرهٔ تو حجّت موجّه ماست

«إِنَّهُمْ حُجَّتِی‏ عَلَیکُمْ‏ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ؛ آنان (فقیهان) حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا هستم.» (وسائل الشیعه، ج ‏۲۷، ص ۱۴۰)، امّا فهم درست مبانی مقام معظّم رهبری (خداوند سایهٔ ایشان را مستدام بدارد) بسیار راهگشا و ارزشمند و برای فهم کلمات ایشان هم مفید است.

حقوق فراوان مردم در قرآن کریم: کرامت الهی، برترین آفرینش، نعمت‌های فراوان، رحمت گسترده و …

عنوان «حقوق ملت» در متون اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و با تعابیر گوناگونی از آن یاد شده است. در قرآن کریم، سنّت رسول اکرم صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله و سخنان و رفتارهای امیرالمؤمنین علیه‌الصلاهوالسلام و دیگر امامان علیهم‌السلام مطالب بلند و بی‌نظیری در‌این‌زمینه آمده که باید مورد توجّه قرار گیرد.

اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم، می‌بینیم اساس آیات قرآنی مراعات حقوق مردم است؛ حتّی از جانب بزرگ‌ترین شخصیّت عالَم یعنی رسول اکرم صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله. بنابر آیات قرآن کریم، خداوند متعال همه چیز را به انسان‌ها داده و اصل آن است که هر انسانی همه چیز دارد: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ؛ و به‌راستی فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم.» (الإسراء: ۷۰)

همان‌گونه که خلقت انسان از: «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی؛ از روح خود در او دمیدم» (الحجر: ۲۹؛ ص: ۷۲) آغاز شده، در «أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؛ نیکوترین صورت» (التین: ۴) آفریده شده و دربارهٔ آفرینش او گفته شده: «تَبَارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛ آفرین باد بر خدا که بهترینِ آفرینندگان است» (المؤمنون: ۱۴)، در‌عین‌حال، هرچه هم در عالَم بوده، خداوند متعال به این انسان عطا فرموده است.

آیات زیادی این مطلب را بیان می‌کند که یکی از جامع‌ترین آن‌ها این آیه است: «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَ بَاطِنَهً؛ آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مسخّر و رام شما کرده و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما فراوان و کامل ارزانى داشته است؟!» (لقمان: ۲۰) ببینید چگونه خداوند متعال مردم را مورد لطف قرار داده است!

همچنین می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً؛ اوست آن‌که آنچه در زمین است، همه را برای شما آفرید.» (البقره: ۲۹). مطلب بسیار عجیبی است؛ یعنی خداوند متعال هرآنچه در آسمان‌ها و زمین است، برای شما انسان‌ها آفریده و این‌ها حقوق شماست که خداوند برای شما قرار داده است.

در‌این‌زمینه آیات فراوان دیگری نیز در قرآن کریم آمده است. سرلوحهٔ کلام الهی در‌رابطه‌با مردم آن است که: «إِنَّ اللهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ؛ به‌راستی خدا نسبت به مردم دلسوز و مهربان است.» این عبارت دوبار در قرآن کریم در سورهٔ بقره و حج آمده است (البقره: ۱۴۳؛ الحج: ۶۵).

همچنین در آیهٔ دیگر آمده است: «رَبُّکَم ذو رَحْمَهٍ وَاسِعَهٍ؛ پروردگار شما دارای رحمت گسترده است.» (الأنعام: ۱۴۷) نیز می‌فرماید: «کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ؛ رحمت را بر خود واجب ساخته است.» (الأنعام: ۱۲)

این عناوین و نظیر این‌ها بسیار زیاد است؛ مانند این آیهٔ مبارکه: «إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ؛ به‌راستی خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است» که این قسمت از آیه چهار مرتبه در چهار سورهٔ قرآن: بقره، یونس، نمل و غافر آمده است (البقره: ۲۴۳؛ یونس: ۶۰؛ النمل : ۷۳؛ غافر: ۶۱). یا این آیات شریفه: «وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَهٍ لِلنَّاسِ عَلیٰ ظُلْمِهِمْ؛ و قطعاً پروردگار تو نسبت به مردم – باوجود ستمشان – صاحب آمرزش است» (الرعد: ۶) و «إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَهٍ؛ به‌راستى که پروردگار تو داراى آمرزش است.» (فصلت: ۴۳)

اساساً خداوند متعال پیامبرش را هم به‌عنوان رحمت برای همهٔ عالمیان فرستاده است: «وَ مَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» (الأنبیاء: ۱۰۷) و حتّی رفتار پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله نیز رحمت خداوند متعال برای مردم است: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ؛ پس به [برکت] رحمتی از جانب خداوند، با آنان نرم‌خو شدی.» (آل عمران: ۱۵۹) و «إِنَّکَ لَعَلىٰ‏ خُلُقٍ عَظیمٍ؛ راستی که تو اخلاق عظیم و برجسته‏اى داری.» (القلم: ۴)

هیچ‌کس حقّ سلب حقوق مردم را ندارد

حقوقی که خداوند متعال برای انسان قرار داده، در وهلهٔ اوّل همهٔ انسان‌ها را شامل می‌شود، مگر اینکه کسی خودش را از این حقوق خارج کند. در‌عین‌حال خداوند متعال یک محدودیّت را بیان فرموده است: «إِنِ الحُکْمُ إِلَّا لِلهِ؛ حکم جز برای خدا نیست.» (الأنعام: ۵۷؛ یوسف: ۴۰ و۶۷)؛ یعنی در این نعمت‌های تکوینی و تشریعی که من برای انسان قرار دادم، حکم جز برای خدا نیست و هیچ قلدر، دانشمند، فیلسوف یا دلسوزی حقّ حکم ندارد. وقتی در آیاتی که این بیان را دارد، تدبّر می‌کنیم، درمی‌یابیم که هم شامل حکم تکوینی می‌شود و هم حکم تشریعی، مگر آنچه خداوند به پیامبران، اوصیای پیامبران یا نمایندگان اوصیای پیامبرانش اعطا فرموده باشد.

 این بدان معناست که خدا آن‌همه نعمت و حقوقی که به مردم عطا فرموده، در‌عین‌حال راه سلب این حقوق را بسته و فرموده که هیچ‌کس حقّ سلب این حقوق را ندارد و این حقوق باید توسّط افرادی که خود ذات اقدس الهی تعیین می‌کند، فهمیده، بیان و اجرا شود و این مطلب بسیار مهمّی است.

تقسیم این حقوق میان همهٔ مردم به‌صورت عادلانه

اکنون ببینیم خداوند متعال این نعمت‌ها و حقوقی را که در اختیار همه است، چگونه تقسیم کرده است. روشن است که این تقسیم عادلانه بوده است؛ زیرا خداوند عادل است: «إِنَّ رَبِّی عَلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ؛ به‌تحقیق پروردگار من بر صراط مستقیم است» (هود: ۵۶)؛ یعنی تمام آنچه خدای بزرگِ غنیّ بالذات انجام می‌دهد، بر اساس حکمت است و هیچ انحرافی از راه مستقیم و از عدل و فضل ندارد. و در سورهٔ مبارکهٔ آل عمران می‌فرماید: «شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ؛ خداوند گواهى مى‏دهد که هیچ معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهى مى‏دهند، در‌حالى‌که خدا برپا‌دارندهٔ عدل است.» (آل‏عمران: ۱۸) خداوند متعال با این تأکید بیان می‌فرماید که ذات اقدسش برپادارندۀ عدالت است، و همچنین به عدل امر می‌کند که این نیز خود برپاداشتن عدل است: «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ؛ به‌راستی خدا به عدل و احسان فرمان می‌دهد.» (النحل: ۹۰)

پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله نیز مأمور به اجرای عدالت است: «أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَینَکُمُ؛ به من فرمان داده شده که در میان شما به عدالت رفتار کنم.» (الشورى: ۱۵) و مردم هم در میان خود موظّف به رعایت عدالت هستند: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ؛ عدالت ورزید که آن به تقوا نزدیک‌تر است.» (المائده : ۸) و نیز فرموده است: «کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ؛ کاملاً به عدالت قیام‌ کنید.» (النساء: ۱۳۵)

 همچنین خداوند متعال حقوق کسانی را که از مواهب خدادادی استفاده می‌کنند و تلاش می‌نمایند، به رسمیّت شناخته است؛ ازجمله حقوق اقتصادی: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ؛ برای مردان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند و برای زنان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده‌اند.» (النساء : ۳۲)؛ یعنی همهٔ مردم اعمّ از مرد و زن هرچه از این موهبت‌های الهی به دست آورند، حقّ آن‌هاست و کسی حق ندارد حقوق آن‌ها را زیرپا بگذارد و به آن‌ها ظلم کند.

و در یک قانون کلّی و دستور عام می‌فرماید: هرگز حقوق مردم را کم ندهید و کم نشمارید: «وَ لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ؛ و از آنچه مال مردم است، مکاهید.» (الأعراف: ۸۵؛ هود: ۸۵؛ الشعراء: ۱۸۳)

سیرهٔ پیامبر اکرم (ص): رعایت حقوق مردم حتّی نسبت به غیر مسلمانان

آنچه بیان شد، مطالبی بود که از قرآن کریم استفاده می‌شد و آیاتی که در‌این‌زمینه وجود دارد، فراوان است. اکنون بیایید سراغ سیرۀ پیامبر اکرم اسلام صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله برویم و رفتار ایشان را دربارهٔ حقوق مردم مورد بررسی قرار دهیم.

پیغمبر اکرم صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله بااینکه بالاترین شخصیّت عالَم و برترین انسان بودند، امّا به فرمان الهی و ازآنجاکه خدا ایشان را بر «خُلُق عظیم» (القلم : ۴) قرار داده و نمایندهٔ ویژهٔ خدا و پیامبر الهی بودند، حقوق مردم را فوق‌العاده رعایت می‌کردند.

داستان‌های شگفتی در‌رابطه‌با رعایت حقوق مردم از جانب پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله حتّی نسبت به غیر مسلمانان وجود دارد. حتّی در بعضی کتب سیره آمده که یک یهودی مبلغی از پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله طلب داشت، در حضور اصحاب با تندی و درشتی از حضرت خواست طلب او را بپردازند. برخی اصحاب از این تندی ناراحت شدند و خواستند واکنشی نشان دهند، امّا حضرت مانع آنان شدند و فرمودند: «إِنَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالاً؛ صاحب حق، حقّ گفتار دارد.» (جمهره الأجزاء الحدیثیه، ص ۱۶۶)؛ یعنی هر صاحب حقّی حتّی اگر یهودی باشد، حق دارد طلب خود را مطالبه کند و کسی حق ندارد مانع او شود.

چه‌بسا از اینجاست که امیرالمؤمنین علیه‌الصلاهوالسلام آن سخن معروف خود را فرمودند: «فَلَا تَکُفُّوا عَنِّی مَقَالَهً بِحَقٍّ‏ أَوْ مَشُورَهً بِعَدْلٍ؛ پس، از گفتن سخنی به حق یا مشورتی از روی عدالت، به من خودداری نکنید.» (الکافی، ج ۸، ص ۳۵۶؛ نهج البلاغه خطبهٔ ۲۱۶، ص ۳۳۵)

مشورت با مردم و توجّه به رأی اکثریّت

یکی از اصول مهمّ اسلام، موضوع مشورت است که امروزه اساس ادارهٔ کشورهاست (در کشورهایی که بعضی موازین را نسبتاً رعایت می‌کنند). خداوند متعال می‌فرماید: «وَ أَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ؛ و کارشان در میانشان بر پایه مشورت است.» (الشوری : ۳۸)؛ یعنی امر مردم و آنچه مربوط به مردم است، از طریق شورا محقّق می‌شود. حتّی به پیامبرش که عقل کلّ است، دستور می‌دهد: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ؛ و در کار‌ها با آنان مشورت کن.» (آل عمران: ۱۵۹)

جالب آنکه ما در کتب سیره می‌بینیم در مواردی نظر پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله خلاف نظر مردم بود و حتّی بعداً تجربه هم نشان داد که نظر پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله درست بوده ـ مانند جنگ بدر و احد ـ امّا چون شاید اکثریّت مردم نظر دیگری داشتند، تازمانی‌که مخالف حکم الهی نبود و امری بود که می‌بایست مردم مشارکت داشته باشند، پیامبر اسلام صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله نظر مردم را پذیرفتند؛ مانند قضیّهٔ فدیه گرفتن و آزاد کردن اسیران در جنگ بدر (المغازى، ج ‏۱، ص ۱۰۷؛ تاریخ ‏الطبری، ج ‏۲، ص ۴۷۴) یا بیرون رفتن از مدینه در جنگ احد (المغازى، ج‏۱ ، ص ۲۰۹؛ السیره النبویه (ابن هشام)، ج ‏۲، ص۶۳ ؛ تاریخ الطبری، ج ۲ ، ص ۵۰۲). البتّه در مواردی هم حضرت نظر خود را اعمال می‌کردند، چون یا دستور قطعی الهی بود یا معلوم بود که آن مشورت صد‌در‌صد غلط است.

در اینجا پرسشی مطرح می‌شود که آیا هنگام مشورت، نظر اکثریّت باید مورد توجّه قرار گیرد یا خیر؟ بنابر سیرۀ عقلاء در امور جمعی وقتی کار به مشورت می‌رسد، باید نظر اکثریّت رعایت شود، امّا نکتهٔ جالب آنکه این مطلب فی‌الجمله از برخی روایات نیز استفاده می‌شود. در روایتی در منابع اهل‌سنّت ابن مردویه از امیرالمؤمنین علی علیه‌الصلاهوالسلام نقل می‌کند: «سُئِل رسول‌الله صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله عن العزم فقال: مشاوره أهل الرأی ثمّ اتّباعهم»؛ (تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج ‏۲، ص ۱۳۱)؛ یعنی از رسول خدا صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله دربارهٔ معنای عزم در آیهٔ مشورت پرسیدند: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللهِ؛ و چون تصمیم گرفتى، بر خدا توکّل کن» (آل عمران: ۱۵۹)، حضرت فرمودند: یعنی با اهل نظر مشورت کنید و سپس از آن‌ها پیروی کنید. در‌حالی‌که ممکن است نظر کسانی که مشورت می‌دهند، مختلف باشد، امّا «پیروی» یعنی آن نظر که جمعیّت بیشتر و اکثریّت دارد، باید مورد توجّه قرار ‌گیرد.

بالاترین آزادی‌ها در دین اسلام

این‌گونه موارد، آشکارا نشان می‌دهد که اسلام بالاترین آزادی‌ها را برای انسان‌ها قائل شده است؛ چه آزادی سیاسی، چه آزادی اقتصادی، چه آزادی اجتماعی و چه آزادی‌های دیگری که انسان‌ها می‌توانند از مواهب الهی استفاده کنند، و اگر هم در جایی محدودیّتی قرار داده شده، همه در راستای منافع مردم و استفادهٔ درست از مواهبی است که خداوند به بندگانش داده است.

برای نمونه، خداوند متعال در‌رابطه‌با پیامبر اکرم صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یحِلُّ لَهُمُ الطَّیباتِ وَ یحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبائِثَ؛ آنان را به کار پسندیده فرمان مى‏دهد، و از کار ناپسند باز مى‏دارد، و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مى‏گرداند، و از [دوش‏] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده، برمى‏دارد.» ؛ یعنی پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله آزادی انسان‌ها را محدود نمی‌کند، بلکه آنچه شناخته‌شده و خوب است، به آن امر می‌کند و آنچه ناشناخته و زشت و بد و مضرّ است، از آن نهی می‌کند، و هرچه پاکیزه است، حلال کرده و پلیدی‌ها را حرام نموده، و بلکه بالاتر، محدودیّت‌هایی که به دلایل واقعی یا واهی بر امّت‌های گذشته بوده، آن‌ها را هم برداشته است: «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیهِمْ؛ و بار‌های گران و زنجیر‌هایی را که بر آنان بوده، برمی‌دارد.» (الأعراف: ۱۵۷)؛ حال برخی از این محدودیّت‌ها عقوبت آنان بوده و برخی را هم خودشان برای خودشان قرار داده بودند؛ چنان‌که این آیات شریفه به آن اشاره دارد:

«قُل لَّا أَجِدُ فِی مَا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ…؛ [ای پیامبر! به مردم] بگو: در آنچه به من وحی شده، هیچ خوردنی حرامی را برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد، نمی‌یابم….» (الأنعام: ۱۴۵)؛ یعنی این چیزهایی که خودتان بر خودتان حرام کرده‌اید، از نظر اسلام حرام نیست. اعراب جاهلی، یهودیان، مشرکان و بت‌پرستان بعضی چیز‌ها را بر خود حرام کرده بودند، درحالی‌که خداوند آن‌ها را حرام نمی‌دانست و پیامبر صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله این زنجیر‌ها را برداشت.

«وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هٰذا حَلالٌ وَ هٰذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللهِ الْکَذِبَ؛ و به خاطر دروغى که بر زبانتان جارى مى‏شود، نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا دروغ ببندید.»‏ (النحل: ۱۱۶)

«قُلْ أَ رَأَیتُمْ ما أَنْزَلَ اللهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً قُلْ آللهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللهِ تَفْتَرُونَ؛ بگو: به من خبر دهید آنچه خدا از رزق و روزى براى شما نازل کرده و شما بخشى از آن را حرام و بخشى را حلال قرار داده‌اید، بگو: آیا خدا این حرام و حلال کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ مى‏بندید؟!» (یونس: ۵۹)

برابری و تساوی همهٔ افراد بشر در حقوق انسانی

آیا حقوقی بالاتر از این می‌توان تصوّر کرد که همهٔ عالَم در اختیار بشر باشد و همهٔ بشر در برابر آن مساوی باشند؟!: «وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ أَتْقَاکُمْ؛ و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. به‌راستی گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.» (الحجرات: ۱۳)

در زمان امیرالمؤمنین علیه‌الصلاهوالسلام عدّه‌ای زیاده‌طلب خدمت حضرت آمدند که ما سابقه در دین داریم، جهاد کرده‌ایم و فلان خدمات را انجام داده‌ایم، بنابراین سهم ما را از بیت‌المال بیشتر بدهید! حضرت نزدیک به این فرمودند: کسانی که به اسلام خدمت کرده‌اند، اجرشان نزد خدا محفوظ است، امّا در برابر قانون، همه مساوی هستند.  (ر.ک: مناقب آل أبی‌طالب علیهم‌السلام (ابن شهرآشوب)، ج‏۲، ص۱۱۰-۱۱۱؛ الأمالی (طوسی)، ص ۷۲۹)

حتّی پیامبر خدا می‌فرماید: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ؛ من تنها بشری همچون شما هستم که به من وحی می‌شود.» (الکهف: ۱۱۰). این تساوی را کجای دنیا می‌توانید پیدا کنید؟!

فریبی به اسم آزادی و حقوق بشر

این گروه‌هایی که امروزه در دنیا دم از آزادی می‌زنند، در‌حقیقت آزادی به مردم تحویل نمی‌دهند، بلکه مردم دنیا را فریب می‌دهند و تنها ماکت آزادی ارائه می‌کنند! مردم بیچاره هم بر اثر تبلیغات فراوانی که دستگاه‌های سخن‌پراکنی آن‌ها انجام می‌دهند، فریب آن‌ها را می‌خورند؛ تبلیغاتی که در فضاهای مجازی که امروزه به وجود آمده و حتّی در برخی دانشگاه‌ها و بخش‌های به‌اصطلاح تحقیقاتی آن‌ها انجام می‌شود، و امور را بر مردم مشتبه می‌کنند.

مدّت‌ها دربارهٔ آزادی عربده می‌کشیدند که اینجا مهد دموکراسی و کانون آزادی است! پس آن آزادی چه شد؟! مردم مظلوم لبنان، غزّه، سوریه، عراق و مردم دیگر در طول این سال‌ها بمباران شدند و در محاصرهٔ اقتصادی و گرسنگی و حتّی تشنگی قرار گرفتند. آیا این حقوق انسان بود؟!

برای اعلامیّهٔ جهانی حقوق بشر نیز عربده کشیدند و دولت‌ها و ملّت‌ها را به اسم حقوق بشر بیچاره کردند و در سازمان ملل محکوم کردند. در همین اعلامیّهٔ حقوق بشر چنان حقوق زنان را ضایع کردند و آن‌ها را بیچاره کردند که اگر به‌خوبی تشریح شود، آنگاه معنای این کلام رهبر معظّم انقلاب روشن می‌شود که فرمودند: ما در مسئلهٔ حقوق زن از غربی‌ها طلبکار هستیم.

ای کاش افرادی فرهیخته و دانا از دانشگاه و حوزه این مسائل را به‌صورت عالمانه نقّادی می‌کردند و برای مردم بیان می‌کردند؛ مانند همین همایش که تمام زحمت‌هایی که کشیده می‌‌شود، برای آن است که این ظلمات و تاریکی را بی‌همرهی خضر طی نکنیم.

باید این مسائل را بفهمیم و آگاه شویم و البتّه مردم را نیز آگاه کنیم تا حقوق خودشان، حقوق سایر انسان‌ها، حتّی حقوق اهل ذمّه و حقوق بین‌الملل را بشناسند و باید جهان را با حقوق واقعی خودش آشنا کنیم تا زورگویان و چپاولگران عالَم نتوانند سوءاستفاده کنند.

احکام اسلام، برای حفظ آزادی‌ها و حقوق بشر

نکتهٔ مهمّی که لازم است در پایان بدان اشاره کنم، آن است که احکام اسلام در‌حقیقت برای حفظ آزادی‌ها و حقوق بشر است. اگر اسلام احکامی دارد و حلال و حرامی را اعلام می‌کند، مثلاً در‌مورد کسب‌های حرام یا در‌رابطه‌با حجاب زنان در اجتماع بیانی دارد، نه به‌خاطر سخت‌گیری است، بلکه اساس اسلام بر آسانی و آسان‌گیری است. اساساً اسلام دین سمحه و سهله است: «یریدُ اللهُ بِکُمُ الْیسْرَ وَ لا یریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ؛ خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد» (البقره: ۱۸۵)، «ما یریدُ اللهُ لِیجْعَلَ عَلَیکُمْ مِنْ حَرَجٍ؛ خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگیرد»، «وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ؛ و در دین، بر شما هیچ سختی و تنگی قرار نداده است.» (الحج: ۷۸)

این محدودیّت‌ها (حلال و حرام‌ها) در‌حقیقت حفظ آزادی‌هاست. ای بانوان محترم! ای دختران، خواهران و مادران گرامی! بدانید اگر حجاب اسلامی را حفظ کردید، یعنی آزادی خود را حفظ کرده‌اید و از اسارت انسان‌ها و نفس امّاره به سوء آزاد شده‌اید. ای مردان عزیز! اگر خودتان را حفظ کردید و حدود الهی را رعایت کردید، خیر دنیا و آخرت دارید:

إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ … عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَهٍ وَ نَجَاهٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَهٍ؛

تقوای الهی … آزادی از هر بردگی، و نجات از هر نابودی است. (نهج البلاغه، خطبهٔ ۲۳۰، ص ۳۵۱)

بدانید که خیر دنیا و آخرت در تقوا است:

عَلَیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ؛ فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَیرَ وَ لَا خَیرَ غَیرُهَا؛ وَ یدْرَکُ بِهَا مِنَ الْخَیرِ مَا لَا یدْرَکُ بِغَیرِهَا مِنْ خَیرِ الدُّنْیا وَ خَیرِ الْآخِرَه؛

بر شما باد رعایت تقوای الهی، که جامع همۀ خیرات است و غیر از آن خیری نیست، و با تقوا خیر دنیا و آخرتی به دست می‌آید که با غیر تقوا به دست نمی‌آید. (الأمالی (طوسی)، ص ۲۵)

امیدوارم همهٔ ما به برکت اسلام و قرآن و عنایات امام زمان عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف اهل تقوا و اسلام باشیم و حقوق خود و دیگران را بشناسیم و پاس بداریم.

خدایا! به حقّ محمّد صلوات‌اللّه‌و‌سلامه‌علیه‌و‌آله و آل محمّد علیهم‌السلام سایهٔ بلند‌پایهٔ مقام معظّم رهبری را مستدام بدار. این وجود مبارک را برای راهبری جهان اسلام، بلکه همهٔ آزادگان جهان محفوظ بدار. روح بلند امام ما را که این انقلاب از برکات آن نفس پاک و زکیّه است، با ارواح صدّیقین و شهدا محشور بفرما. شهدای ما را که این انقلاب از برکات آن‌ها نیز هست، با شهدای کربلا محشور بگردان. توفیق عبادت و بندگی به همهٔ ما عنایت بفرما. باران رحمتت را به‌زودی بدون ضرر بر سرزمین‌های ما نازل بگردان. برکات زمینی و آسمانی خود را بر ملّت ما و بر همهٔ ملّت‌های مسلمان و بلکه ملّت‌های آزاده در تمام جهان نازل بفرما.

و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته