ولایت؛ رکن بنیادین اسلام و استمرار هدایت الهی از غدیر تا عصر حاضر
بیانات حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دام ظلّه)
نمایندهٔ محترم مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری
پیش از خطبههای نماز جمعه در حرم مطهّر امام رضا (علیه السّلام)
۸/۳/۱۴۰۵ (۱۲ ذیالحجّه ۱۴۴۷)
أعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان اللعین الرجیم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین و لاسیّما بقیّه اللّه فی الأرضین أرواحنا فداه و عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف
اللّهم صلّ علی علیّ بن موسی الرضا المرتضی الإمام التقیّ النقیّ و حجّتک علی من فوق الأرض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلاه کثیره تامّه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کأفضل ما صلّیت علی أحد من أولیائک
توفیقی بود امروز که از ایّام تشریق است و در ماه مبارک ذیالحجّه و دههٔ ولایت، خدمت شما نمازگزاران عزیز و بزرگوار باشم و کلماتی که انشاءاللّه مناسب ایّام و مفید برای دین و دنیای ماست، خدمت شما داشته باشم.
عظمت ماه ذیحجّه
اساساً ماه مبارک ذیالحجّه ماه بسیار باعظمتی است. ماه حجّ است و أَیَّامٍ مَعْدُوداتٍ و أَیَّامٍ مَعْلُوماتٍ ازجمله عید قربان در آن است. عید غدیر، روز مباهله و روز نزول «هل أتیٰ» در آن است و جهات دیگری نیز دارد. امّا آنچه من در این فرصت میخواهم بیشتر به آن عنایت داشته باشم، دههٔ ولایت و قضیّهٔ «ولایت» است.
دههٔ ولایت و جایگاه مهمّ «ولایت» در اسلام
در روایات متعدّدی با اسناد معتبر وارد شده است:
بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَهِ؛
اسلام روى پنج پایه نهاده شده: نماز و زکات و روزه و حجّ و ولایت. و به چیزى مانند ولایت ندا داده نشد.
یکی از استوانههایی که اسلام بر آن بنا شده، علاوه بر نماز و روزه و حجّ و زکات، ولایت است و به هیچ چیز ندا داده نشد، آنچنانکه به ولایت ندا داده شد؛ یعنی نماز و حجّ و زکات و روزه با آنهمه اهمّیّت و عظمت، همه مهمّ و ارکان اسلاماند، ولی ولایت از همه مهمتر است. روایات معتبر این مسئله را معنا میکنند. در روایت صحیح زراره آمده است:
بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَهِ أَشْیَاءَ عَلَى الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَایَهِ قَالَ زُرَارَهُ فَقُلْتُ وَ أَیُّ شَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَایَهُ أَفْضَلُ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِی هُوَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِنَّ؛
اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز و زکات و حجّ و روزه و ولایت. زراره گوید: عرض کردم: کدامیک از اینها برتر است؟ حضرت فرمودند: ولایت برتر است؛ زیرا ولایت کلید آنهاست و شخص والى دلیل و راهنماى آنهاست.
یعنی اگر ولایت باشد، نماز هم هست؛ آنهم نمازی که خداوند به آن راضی است و قبول میکند. اگر ولایت باشد، زکات درست، حجّ درست و روزهٔ درست هم هست؛ چون والی دلیل بر آنهاست و آنها اگر به دلالت ولیّ اللّه باشد، مقبول و حتّی درست است. پس ولایت امر بسیار مهمّی است و چنین عظمتی دارد.
روایات عجیب و فراوانی دربارهٔ ولایت وجود دارد و اینکه ما باید پیامبر عظیمالشأن اسلام محمّد بن عبداللّه (ص) و پس از ایشان امیرالمؤمنین و اولاد معصومشان علیهم السّلام را بهعنوان امام و ولیّ و والی خود برگزینیم و با تمام وجود به ولایت آنها اعتقاد داشته و از آنها اطاعت کنیم. و این روایات حتّی این زمان که زمان غیبت است را نیز شامل میشود؛ چنانکه سنّی و شیعه با اسناد صحیح روایت کردهاند: اگر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، مردنش مردن جاهلیّت است. یعنی هرکس در هر زمان باید امام زمان خود را بشناسد. پس این روایات فقط مربوط به بعد از رحلت پیامبر خدا (ص) و صدر اسلام نیست، بلکه امروز هم مسئلهٔ ولایت وجود دارد.
تکرار فراوان مسئلهٔ «ولایت» در دههٔ ولایت
اینکه ایّام عید قربان و غدیر را دههٔ ولایت نامگذاری کردهاند، سرگذشت جالبی دارد. خدا جزای خیر دهد به آنهایی که این دههٔ ولایت را ابتکار کردند و آنهایی که گسترش دادند و آنهایی که بزرگ میشمارند.
این ایّام ـ آنچنانکه در کتب روایی آمده ـ فوقالعاده است. حتّی اهلتسنّن هم در کتابهای معتبرشان بخشهایی از این مطالب را نقل کردهاند. بله، یک داستان طولانی است که به مناسبتهای گوناگون فرمایشات پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) را در جاهای مختلف نقل کردهاند:
تأکید جدّی و رسمی بر ولایت در حجّه الوداع
ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام از ابتدای بعثت گوشزد شد و در مناسبتهای مختلف تکرار میشد تا آنکه در حِجّهالوداع بهطور خیلی جدّی و مؤکّد و خیلی خیلی رسمی و در سطح گسترده اعلان شد.
پس از گذشت ده سال از هجرت، در آخرین سال حیات پیامبر عزیز اسلام (ص) اعلام عمومی شد که پیامبر (ص) امسال به حج میروند و کسانی که میخواهند همراه ایشان حج بگزارند و مناسک خود را فرا بگیرند و از انفاس قدسی حضرت استفاده کنند، حجّ امسال را از دست ندهند. نسبت به حضور مردم از اقصی نقاط جزیرهالعرب ترغیب صورت گرفت و مردم برای ادای فریضهٔ حج در آن سال هجوم آوردند که به سال حجّهالوداع معروف شد؛ یعنی سالی که حضرت آخرین حجّ عمر مبارکشان را بهجا آوردند.
امیرالمؤمنین علیه السّلام به مناسبتی در یمن بودند و به پیامبر (ص) ملحق شدند. اعمال عرفات و مشعر انجام شد و همگی بهسوی منا حرکت کردند. پیامبر (ص) وقتی به منا رسیدند، در دو مرتبه سخنان جانانهای ایراد کردند و مطالب بسیار اساسی و مهمّی بیان فرمودند که کتابهای شیعه و سنّی مملوّ از سخنان حضرت است که در ابواب مختلف بهمناسبت از آن سخنان آوردهاند.
حضرت بنابر آنچه در تفسیر روایی علیّ بن ابراهیم آمده است، در منا در هر دو مرتبه که ایراد سخن فرمودند، پس از ذکر مطالب بسیار مهمّی مطلبی را در هر دو مقطع تکرار فرمودند:
اشاره به مسئلهٔ «ولایت» در خطبهٔ عید قربان در منا
در مقطع اوّل در روز عید اضحی (قربان) پس از بیان مطلبی و آوردن اسم امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
أَلَا وَ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِی اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ، أَلَا فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِمَا فَقَدْ نَجَا وَ مَنْ خَالَفَهُمَا فَقَدْ هَلَکَ أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ قَالُوا نَعَمْ، قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ؛
آگاه باشید که من در میان شما دو چیز باقی میگذارم که اگر به آن دو چنگ زنید، هرگز گمراه نشوید: کتاب خدا (یعنی قرآن کریم) و عترتم یعنی اهلبیتم (یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین و اولاد طاهرینشان)؛ چراکه خداوند آگاه خبیر باخبرم ساخته که این دو هرگز از هم جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. آگاه باشید که هرکس به این دو چنگ زند، بهطور قطع نجات یافته و هرکس با این دو مخالفت ورزد، بهطور قطع نابود شده است. آگاه باشید! آیا رساندم؟ عرض کردند: آرى. حضرت فرمودند: خدایا! گواه باش.
یعنی قرآن کریم و اهلبیت علیهم السّلام، از یکدیگر تفکیکپذیر نیستند و همواره با هم هستند. نمیتوان یکی را انتخاب کرد و دیگری را رها نمود. قابل انفکاک نیستند، بلکه ملازمهٔ قطعی با یکدیگر دارند.
تأکید دوباره بر قضیّهٔ «ولایت» در مسجد خیف در منا
مرتبهٔ دوم در آخرین روز ایّام تشریق بود. (ایّام تشریق یعنی سه روز بعد از عید قربان که اگر کسی در شهرها توفیق پیدا نکرد قربانی را در روز عید قربان انجام دهد، روز دوم یعنی روز بعد عید هم میتواند انجام دهد و اگر نتوانست، روز سوم هم میتواند انجام بدهد و اگر کسی بهصورت فردی هم نمیتواند، چند نفر میتوانند با هم جمع شوند و یک قربانی داشته باشند، و اگر کسانی در منا باشند، تا روز چهارم هم میتوانند انجام دهند).
حضرت بااینکه بهتازگی سخنرانی غرّائی انجام داده بودند و مطالب بسیار اساسی و مهمّی بیان کرده و قبل از آن هم فرموده بودند: این مطالب را حفظ کنید و به یاد داشته باشید که پس از من مورد نیاز شما خواهد بود، بااینحال در روز سیزدهم ذیالحجّه یعنی آخرین روز ایّام تشریق دستور اعلان حضور مردم در مسجد خیف در منا دادند (مسجدی که بالای بلندی است). انبوه مسلمانانِ تشنهٔ سخنان پیامبر (ص) در مسجد خیف اجتماع کردند و حضرت دوباره به ایراد خطبه پرداختند و مطالب مهمّی را ذکر فرمودند؛ ازجمله فرمودند:
نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ؛
شاداب و خرّم باد آن کس که سخنان مرا بشنود، دریافت کند، به خاطر بسپارد و به کسانى که نشنیدهاند، برساند. چهبسا حامل علمى که خود دانا نیست و چهبسا حامل علمى که به داناتر از خود رساند (یعنى بسا شنوندگانى پیدا شوند که معناى سخن مرا از رساننده و حامل آن بهتر درک کنند).
هر نفر یک رسانه!
من میخواهم از این عبارت حضرت استفاده کنم و به همه سفارش کنم که: ای نمازگزاران عزیز! ای مؤمنین که در مجالس اباعبداللّه الحسین علیه السّلام، مجالس وعظ و خطابه، نمازهای جمعه و… شرکت میکنید، به مطالب گوش فرا دهید و آنها را فرا بگیرید و علاوه بر آنکه خودتان استفاده میکنید، به دیگران هم منتقل کنید؛ یعنی هر نفر یک رسانه باشید.
امروز که رسانههای مزدور خارجی و مزدوران داخلی آنها در حال بمباران افکار جوانان ما هستند و جنگ شناختی شدیدی از چپ و راست شروع کردهاند، شما هم رسانه باشید. اگر اهل فضای مجازی هستید، مطالب را در فضای مجازی نشر دهید و عصارهٔ مطالبی را که دریافت میکنید، به دیگران منتقل کنید؛ مثلاً اگر در نمازجمعه شرکت میکنید، بگویید: خطیب جمعه در خطبهٔ اوّل دربارهٔ مسائل مذهبی چنین گفت و در خطبهٔ دوم درمورد مسائل روز و مسائل بینالمللی چنین گفت.
سپس حضرت فرمودند:
ثَلَاثٌ لَا یُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ: إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ، وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَ لُزُومُ جَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِیطَهٌ مِنْ وَرَائِهِمْ؛
سه خصلت است که دل هیچ فرد مسلمانى با آن خیانت نکند: ۱. خالص کردن عمل براى خدا؛ ۲. خیرخواهى برای پیشوایان مسلمانان؛ ۳. همراه بودن با جماعت مسلمانان؛ زیرا دعوت مسلمانان همه را از ورای ایشان شامل مىشود.
آنگاه دوباره همان مطلبی را که در مقطع اوّل فرموده بودند، تکرار کردند:
إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ، قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الثَّقَلَانِ قَالَ کِتَابُ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی، فَإِنَّهُ قَدْ نَبَّأَنِی اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَإِصْبَعَیَّ هَاتَیْنِ، وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتِهِ وَ الْوُسْطَى، فَتَفْضُلَ هَذِهِ عَلَى هَذِهِ؛
من دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم. عرض کردند: ای رسول خدا! آن دو چیز گرانبها چیست؟ حضرت فرمودند: کتاب خدا و عترتم که همان اهلبیتم باشند. خداى دانا و آگاه به من خبر داده که آن دو از یکدیگر جدا نمىشوند تا در کنار حوض با هم به من ملحق شوند؛ مانند این دو انگشت من ـ و دو انگشت اشارهٔ خود را در کنار یکدیگر قرار دادند ـ و نمىگویم: مانند این دو ـ و انگشت اشاره را با انگشت وسطى کنار هم قرار دادند ـ که یکى بر دیگرى برترى داشته باشد.
ببینید حضرت چقدر تأکید داشتند: دو انگشت اشارۀ مبارکشان را جلو آورده، به هم چسباندند و فرمودند: کتاب خدا و عترت من مانند این دو انگشت هستند. خوب دقّت کنید! معمولاً وقتی میخواهند بگویند دو چیز مثل هم هستند، میگویند: مثل دو انگشت یک دست هستند، امّا حضرت انگشتهای اشاره از دو دست خود را به هم چسباندند و فرمودند: اهلبیت من و کتاب خدا مانند این دو هستند. سپس فرمودند: نمیگویم کتاب خدا و اهلبیت من مانند انگشت وسطی و انگشت اشاره هستند که یکی کمی بلندتر است، بلکه مانند دو انگشت اشاره دقیقاً مثل هم هستند و همان حجّیّتی که قرآن کریم دارد، همان را اهلبیت دارند و نمیتواند کسی اینها را تفکیک کند و یکی را از نظر حجّیّت بر دیگری برتری دهد و بگوید: حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ؛ کتاب خدا برای ما کافی است!
خود حضرت (ص) این مطلب را با عبارت «مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمَا فَقَدْ نَجَا وَ مَنْ خَالَفَهُمَا فَقَدْ هَلَکَ؛ هرکس به این دو چنگ زند، بهطور قطع نجات یافته و هرکس با این دو مخالفت ورزد، بهطور قطع نابود شده است» توضیح دادند که باید به هر دو تمسّک کرد و از هیچکدام تخلّف ننمود.
گاهی بعضی عوام میگویند: آیا این مطلب در قرآن هست؟ اگر هست، قبول دارم، ولی اگر نیست، نعوذباللّه قبول ندارم! اگر کسی چنین بگوید، یعنی قرآن را هم قبول ندارد؛ زیرا خود قرآن فرموده است: از پیامبر و اولوالامرتان اطاعت کنید:
أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ؛
خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید.
و پیامبر (ص) فرمودهاند: أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا؛ قرآن و اهلبیت هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند.
بلی، در برخی روایاتِ بیانکنندهٔ ملازمهٔ ثقلین یعنی قرآن و عترت بیان شده که یکی از این دو چیز گرانبها یعنی قرآن کریم بزرگتر از دیگری است و حتّی در روایت جناب سیّد بن طاووس; از کتاب النشر و الطیّ هر دو تعبیر «کَإِصْبَعَیَّ هَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ» و «الثَّقَلَ الْأَکْبَرَ … وَ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ» آمده است. پس هریک از این دو تعبیر ناظر به جهتی غیر از جهت دیگر است.
اوج مسئلهٔ «ولایت» در غدیر
پس از آن، حضرت بهسوی مدینه و مردم نیز بهسوی شهرهای خود حرکت کردند. در وسط راه، وحی الهی آمد که: ای پیامبر عزیز ما! آنچه تابهحال دربارهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام بیان کردی، کافی نیست؛ بااینکه حضرت اسم امیرالمؤمنین علیه السّلام را نیز برده بودند، ولی به آن صراحت نبود. در همان خطبههایی که در منا ایراد فرمودند، مردم متوجّه شدند قضیّهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام است، بلکه قبل از آن، از اوایل بعثت و نشر دعوت الهی قضیّهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام مطرح بود. در حدیث دار، غزوۀ تبوک، خطبهٔ شعبانیّه و مقاطع دیگری بیان ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام بود. در این سال آخر نیز در دو خطبهٔ منا به این قضیّه اشاره شد، ولی بااینحال هنوز مسئله تمام نشده و باید قضیّه از این هم فراتر برود.
در روز هجدهم ذیالحجّه قضیّه به اوج خود میرسد. وقتی مسلمانان در بازگشت از حج به برکهای به نام «غدیر» رسیدند، آیه نازل شد:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛
اى پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت بهسوى تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنى، پیامش را نرساندهاى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مىدارد.
یعنی ای پیامبر! این مطالبی که تاکنون دربارهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام گفتی، خوب است، ولی کافی نیست، بلکه باید خیلی رسمیتر و جدّیتر ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام را اعلان کنی. پیامبر علیه السّلام دستور دادند جمعیّت گرد هم بیایند، رفتهها بازآیند و صبر کنند آنها که در مسیرند، برسند. سپس از جهاز شتران منبری برای حضرت درست کردند و پیامبر علیه السّلام پس از آنکه از همه اقرار گرفتند که: من به شما اولیٰ از خودتان هستم، دست امیرالمؤمنین علیه السّلام را گرفتند و آنقدر بالا بردند که سفیدی زیر بغل هر دو نمودار شد. آنگاه فرمودند:
مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاه؛
هرکه من مولای او هستم، علی مولای اوست.
بدینجهت است که دههٔ ولایت خیلی عظمت دارد.
ملّت بزرگ ایران، پرچمدار حمایت و تبعیّت از «ولایت»
خدا را هزار مرتبه شکر که ملّت بزرگ ایران بهترین اقرار، بهترین حمایت و بهترین متابعت را از قضیّهٔ ولایت داشتهاند. در روز غدیر، بااینکه پیامبر (ص) به همهٔ کسانی که آنجا بودند، فرمودند: سَلِّمُوا عَلَیْهِ بِإِمْرَهِ الْمُؤْمِنِینَ؛ با عنوان «امیرالمؤمنین» به علی سلام کنید! و همه رفتند و با حضرت بیعت کردند و حتّی در کتابهای اهلتسنّن ازجمله مسند احمد نیز آمده که خلیفهٔ دوم هم رفت و به حضرت تبریک گفت (با عین این عبارت یا نزدیک به آن): بَخْ بَخْ لَکَ یَا عَلِیُّ أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ؛ تبریک بر تو باد، اى علی! مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان باایمان شدى!
امّا همهٔ اینها پس از رحلت پیامبر (ص) فراموش شد! امیرالمؤمنین علیه السّلام با این عظمت آنهمه دربارهٔ ولایت ایشان سخن گفته شد، در حدیث دار، در غزوهٔ تبوک، در منا، در مسجد خیف، در غدیر و موارد دیگر، امّا امیرالمؤمنین علیه السّلام باید خانهنشین شوند و مورد ظلم قرار گیرند و اهلبیت علیهم السّلام باید مقهور و شهید شوند، ولی به لطف خدا کمکم محبّان اهلبیت علیهم السّلام با روشنگریهای ائمّه علیهم السّلام و اصحاب فداکارشان گسترش یافتند تا قلبهای پاک آن بیانهای نورانی پیامبر (ص) را دوباره دریافت کنند و بحمداللّه جلودار این قضیّه مردمِ بافکر و بافطانت ایران بودند و همانگونه که امروز پرچمدار آزادگی، مردانگی، شهامت و حمایت از ولایت، مردم ایران هستند، در مقیاس وسیعی در زمانهای گذشته نیز چنین بوده است.
برکات فراوان «ولایت» برای کشور ما
امروزه برکاتی که نصیب این کشور شده، همه به برکت ولایت و حمایت از ولایت است. اگر به حدود پنجاه سال پیش برگردیم، میبینیم این کشور تحت سیطرهٔ دشمنترین دشمنان بشریّت بود؛ یعنی همین آمریکای غدّاری که مدرسه شجرهٔ طیّبه را با آنهمه کودک بدون هیچ بهانهای بمباران کرد و اینهمه انسان پاک و بیگناه کوچک و بزرگ و زن و مرد را به خاک و خون کشید. این کشور تحت سیطرهٔ آنها و رژیم پلید صهیونی بود. مزدوران رژیم صهیونی به کمک فرقهٔ ضالّه بهائیّت بر این کشور مسلّط بودند. کشور اصلاً استقلالی نداشت و حقیر و بدبخت و بیچاره و توسریخور بود.
امّا امروز به برکت انقلاب اسلامی و ولایت فقیه که امتداد راه ولایت ائمّه علیهم السّلام است و با رهبری مرجع عظیمالشأنی که نمایندگی از امام زمان ما (عج) دارد و سپس رهبری رهبر شهید، به عظمتی رسیده است که امروز اهرم اقتصاد دنیا در دست شما ملّت بزرگوار است.
هنوز صدای مبارک امام قدس سره و طنین زیبای آن در گوش من است؛ هنگامی که لانهٔ جاسوسی این دولت غدّار مستکبر پیمانشکن تسخیر شد، فرمودند: از قراری که شنیدم، رئیسجمهور آمریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد، و امام قدس سره فرمودند: اوّل کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد! این کلام در آن زمان خیلی مهم بود. و سپس افزودند: اینها همه از عنایات خدا بود.
و امروز ببینید این قلدر بیعقل متکبّر خودخواه خودپسند خودشیفتهای که بهعنوان رئیس آمریکاست، چگونه تحقیر شده است! چنان خوار و ذلیل شده است که حتّی در داخل کشورش هرکس مستقل باشد یا نیمه استقلالی داشته باشد، او را بیعقل، احمق و بیبرنامه خطاب میکند! دنیا هم دیگر برای او ارزشی قائل نیست و وقتی به نقاط مختلف دنیا میرود، خوار و بیچاره است.
اینها همه برکات ولایت است و امیدواریم ما همچنان پیرو ولایت و رهبری عظیمالشأن باشیم و از خداوند متعال میخواهیم به رهبر بزرگ ما فرزند شریف و صالح آن رهبر شهید توفیق دهد که همچنان قدرتمند و با قدرت، ابّهت و عظمت بیشتر بتواند ما را بهسوی قلّههای برتر پیروزی هدایت کند.
خدایا! سایهٔ بلندمرتبهٔ این رهبر عظیمالشأن را مستدام بدار. دشمنانش را خوار و ذلیل بگردان. رهبر شهید ما و امام کبیر ما را با شهدای کربلا محشور فرما. زیارات ما را مقبول درگاهت قرار بده. شرّ این طاغیان و فرعونها و فرعونکها را به خودشان باز گردان. ریشهٔ رژیم صهیونیستی را از جا بر کن. دولت مستکبر آمریکا را نابود فرما. ظهور امام زمان علیه السّلام هرچه زودتر مقرّر بفرما. عاقبت همهٔ ما را ختم به خیر بگردان. اموات و شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بفرما.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته
















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰