اتکال به خدا، نه به خلق خدا

طمع، همان چیزی است که همه را به بند می‌آورد، نابود می‌کند و به هلاکت می‌کشاند: «أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِع؛ بیشترین قربانگاه‌های عقل‌ها زیر برق طمع‌هاست.» بسیاری از عقل‌ها در برابر برق‌های زودگذر طمع سقوط می‌کنند. طمع ...

بیانات

آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه

درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴

جلسهٔ بیستم (۱۴۰۳/۱۲/۰۶)

در شرح و توضیح نامهٔ امیرالمومنین علیه السّلام به فرزند گرامی‌شان بدین‌جا رسیدیم که حضرت فرمودند:

وَ إِیَّاکَ أَنْ تُوجِفَ بِکَ مَطَایَا الطَّمَعِ فَتُورِدَکَ مَنَاهِلَ الْهَلَکَهِ؛

و بپرهیز از اینکه مَرکب‌های طمع تو را برانند و به آبشخورهای هلاکت بکشانند.

طمع، همان چیزی است که همه را به بند می‌آورد، نابود می‌کند و به هلاکت می‌کشاند: «أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِع؛ بیشترین قربانگاه‌های عقل‌ها زیر برق طمع‌هاست.» بسیاری از عقل‌ها در برابر برق‌های زودگذر طمع سقوط می‌کنند. طمع، انسان را بیچاره کرده و از همه چیز ساقط می‌کند.

اتّکال به خدا، نه به خلق خدا

سپس حضرت برای بستن راه طمع بر انسان، فرمایش بسیار مهمّی دارند:

وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَهٍ فَافْعَلْ؛

و اگر توانستی بین تو و خداوند، هیچ صاحب نعمتی واسطه نباشد، این کار را انجام بده.

فَإِنَّکَ مُدْرِکٌ قَسْمَکَ وَ آخِذٌ سَهْمَکَ؛

چراکه در‌نهایت نصیب خود را دریافت خواهی کرد و سهم خود را خواهی گرفت.

هیچ واسطه‌ای میان تو و خدایت نباشد!

در روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و دیگر معصومان علیهم السّلام آمده که از خلق خدا درخواست نکنید؛ مانند:

إِیَّاکَ‏ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ ذُلٌّ حَاضِرٌ‏؛

از درخواست کردن بپرهیز؛ چرا‌که ذلّت حاضر است.

امّا عبارت امیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا از این روایت هم گسترده‌تر است؛ یعنی حتّی بدون درخواست هم نباید واسطه‌ای بین انسان و خداوند وجود داشته باشد.

حال باید دید منظور کدام مرتبه است؟ آیا مطلق است یا کنایه از اهمّیّت موضوع؟ این پرسش جای بحث دارد. آیا واقعاً اراده شده که هیچ واسطه‌ای میان خلق و خدا نباشد؟ این مفهوم با برخی روایات سازگاری ندارد:

خدایا! ما را محتاج شِرار خَلقت مکن!

در روایتی (که البتّه سند قابل اعتنایی ندارد) از امیرالمؤمنین علیه السّلام آمده که من دعا کردم:

اللَّهُمَّ لَا تُحْوِجْنِی‏ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ؛

خدایا! مرا محتاج احدی از مخلوقاتت نکن.

پیامبر اکرم (ص) به من فرمودند: این‌گونه دعا نکن، بلکه بگو:

اللَّهُمَّ لَا تُحْوِجْنِی‏ إِلَى شِرَارِ خَلْقِکَ؛

خدایا! مرا محتاج اشرار مخلوقاتت نکن.

در روایت دیگر آمده که شخصی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و دعا کرد:

اللَّهُمَّ أَغْنِنِی عَنْ خَلْقِکَ؛

خدایا! مرا از خَلقت بی‌نیاز کن.

امام علیه السّلام فرمودند:

لَیْسَ هَکَذَا إِنَّمَا النَّاسُ بِالنَّاسِ وَ لَکِنْ قُلِ اللَّهُمَّ أَغْنِنِی عَنْ شِرَارِ خَلْقِکَ؛

این‌گونه نیست، مردم نیازمند یکدیگرند. بلکه بگو: خدایا! مرا از شِرار خَلقت بی‌نیاز کن.

یا در روایت دیگری دارد:

قَالَ یَوْماً رَجُلٌ عِنْدَهُ اللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السّلام لَا تَقُلْ هَکَذَا وَ لَکِنْ قُلِ اللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ شِرَارِ خَلْقِکَ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ‏ لَا یَسْتَغْنِی‏ عَنْ‏ أَخِیهِ‏؛

روزی مردی نزد ایشان دعا کرد: خدایا! ما را از تمام خلق خود بی‌نیاز کن. پس امام باقر علیه السّلام فرمودند: چنین نگو، بلکه به‌جای آن بگو: خدایا! ما را از شرار خلق خود بی‌نیاز کن. چرا‌که مؤمن از برادر مؤمن خود بی‌نیاز نمی‌شود.

از هیچ‌کس هیچ‌چیز نخواهید!

در‌این‌زمینه روایتی معتبر وجود دارد که بسیار جالب است و برای ما که به‌دنبال تربیت اسلامی برای خود و دیگران هستیم، راهگشاست. در این روایت از امام صادق علیه السّلام نقل شده که گروهی از انصار خدمت رسول اکرم (ص) رسیدند و عرض کردند که حاجتی دارند. حضرت فرمودند: بگویید. گفتند: حاجت بسیار بزرگی است. حضرت فرمودند: حاجت خود را بگویید. عرض کردند: «ما از شما می‌خواهیم بهشت را برای ما ضمانت کنید». در ظاهر حاجت آسانی است، امّا حضرت لحظاتی سر مبارک را پایین انداختند و آهسته بر زمین کوبیدند. سپس سر برداشته، فرمودند: این کار را برای شما انجام می‌دهم، امّا به یک شرط:

أَنْ لَا تَسْأَلُوا أَحَداً شَیْئاً؛

اینکه از هیچ‌کس هیچ‌چیز درخواست نکنید.

در ادامۀ روایت آمده که این افراد آن‌قدر مواظب بودند که حتّی اگر سوار مرکب بودند و تازیانه‌شان می‌افتاد، از کسی نمی‌خواستند آن را به دستشان بدهد، بلکه باوجود تمام سختی که پیاده شدن از شتر دارد، از شتر پایین می‌آمدند و خودشان آن را برمی‌داشتند. همچنین سر سفره، اگر ظرف آب دور بود، از کسی نمی‌خواستند آن را به آن‌ها بدهد، بلکه خودشان بلند می‌شدند و آن را برمی‌داشتند. امام صادق علیه السّلام در واقع با این نقل، این رفتار را تأیید فرمودند. این نشان می‌دهد که انسان باید عزّت نفسش را تا این اندازه حفظ کند.

البتّه باید دقّت شود که اطلاق این دستورات شامل مسائل علمی نمی‌شود، بلکه منظور این است که در امور مادّی چیزی از دیگران درخواست نکنید.

داستانی از مرحوم میرزا محمّد‌تقی شیرازی

در احوالات مرحوم میرزا محمّد‌تقی شیرازی، صاحب حاشیه بر مکاسب (که انصافاً حاشیهٔ دقیقی است. خود ایشان نیز مرد بزرگی بوده است؛ هم از نظر علمی و هم از نظر عملی. ایشان خواهرزادۀ میرزای بزرگ، میرزا حسن شیرازی  رحمه الله است) آمده که ایشان بیمار بودند و در بستر قرار داشتند. برای ایشان آبگوشتی آماده کرده بودند و کنارشان گذاشته بودند. امّا پس از مدّتی که نزد ایشان برگشتند، دیدند که آبگوشت سرد شده، بی‌آنکه آن را مصرف کنند.

اطرافیان پرسیدند: «آقا چرا این آبگوشت را نخوردید؟» فرمودند: «نتوانستم از رختخواب بلند شوم، حال و قدرت نداشتم.» گفتند: «خب چرا نگفتید برایتان بیاوریم؟» فرمودند: «کِی دیدید که من از کسی تقاضا کنم؟!» یعنی حتّی این حدّ از تقاضا را، آن‌هم از اهل خود، نه از بیگانگان، انجام نمی‌دادند.

معنای صحیح کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام

البتّه منظور امیرالمؤمنین علیه السّلام از عبارت مذکور، حتّی از این قضیّه هم بالاتر است. حضرت فرمودند: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَهٍ فَافْعَلْ»؛ اگر توانستی که بین تو و بین خدا اصلاً صاحب نعمتی نباشد، (نه اینکه صرفاً درخواست نکنی) این کار را بکن. این جمله بسیار گسترده‌تر از روایاتی است که می‌فرمود: از کسی درخواست نباید کرد. در‌ واقع حضرت می‌فرمایند: چه با درخواست و چه بی‌درخواست، صاحب نعمتی را بین خود و خدای خود قرار نده.

امّا اطلاق این جمله ـ همان‌طور که از روایات مذکور استفاده می‌شود ـ اصلاً شدنی نیست. به‌همین‌جهت بعید است که اطلاق کلام امام علیه السّلام مراد باشد، بلکه این یک عبارت کنایی است؛ یعنی به خدا اتّکال کن و بدان همه‌چیز از خداست و این واسطه‌ها همه کالعدم هستند.

در واقع یا باید کلام حضرت را به موارد خاصّی تحدید کنیم که همراه درخواست یا همراه دنائت و حقارتی باشد؛ چراکه رسول ‌خدا (ص) فرمودند: «إِیَّاکَ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ ذُلٌّ‏ حَاضِرٌ؛ از درخواست کردن بپرهیز؛ چراکه ذلّتی حاضر است»؛ یعنی درخواست کردن ذلّتی است که فرد در همان لحظه خودش را به آن مبتلا می‌کند.

یا اصلاً مقصود این باشد که دیدتان آن‌قدر الهی باشد و از مردم مستغنی باشید که در‌عین اینکه وظایف خود را انجام می‌دهید، بدانید که:

کُلٌّ‏ مِنْ‏ عِنْدِ اللهِ؛

همه از جانب خداست.

باور داشته باشید که همه چیز از خداست و «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه‏».

بررسی فنّی اصطلاح «إن استَطعتَ» در روایات

یک نکته هم دربارۀ تعبیر «إِنِ‏ اسْتَطَعْتَ» باید بیان شود. شبیه این تعبیر در ادامۀ همین نامه نیز آمده است؛ آنجا که حضرت در‌مورد زنان می‌فرمایند:

إِنِ‏ اسْتَطَعْتَ‏ أَلَّا یَعْرِفْنَ‏ غَیْرَکَ فَافْعَلْ؛

اگر توانستی کاری کنی که غیر تو را نشناسند، انجام بده.

یا مثلاً در کافی شریف آمده است:

إِنْ‏ قَدَرْتَ‏ أَنْ‏ لَا تُعْرَفَ‏ فَافْعَلْ؛

اگر توانستی کاری کنی که شناخته نشوی، انجام بده.

‏در همۀ این موارد، روایت چیزی می‌فرماید که ظاهرش شدنی نیست. پس باید دید مقصود چیست. یا باید معنایش را به‌صورت فنّی (نه بر مبنای هوس) تحدید کرد، یا باید گفت مراد چیز دیگری است. پس به صرف اینکه چنین عبارتی در نهج البلاغه دیدیم، نباید به دنبال ایراد گرفتن، یا از آن‌طرف عمل بدون فهم باشیم.

برای فهم مطلب باید روایات را کامل و بادقّت دید. در‌عین‌حال از یک سو می‌فرماید: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَهٍ فَافْعَلْ؛ اگر توانستی بین تو و خداوند، هیچ صاحب نعمتی نباشد، این کار را انجام بده» و از سوی دیگر می‌فرماید: «إِنَّمَا النَّاسُ بِالنَّاسِ؛ مردم نیازمند یکدیگرند» یا «إِنَّ الْمُؤْمِنَ‏ لَا یَسْتَغْنِی‏ عَنْ‏ أَخِیهِ؛ مؤمن از برادر مؤمن خود بی‌نیاز نمی‌شود». باید بین این دو مطلب جمع کرد.

حتّی بالاتر از این، در‌مورد اصل درخواست روایتی داریم که می‌فرماید: اگر کسی احتیاج داشت و نیازمند بود، به‌گونه‌ای که اگر نیازش برطرف نشود دچار مشکلاتی می‌شود، «لَا یُعِنْ‏ عَلَى‏ نَفْسِهِ»؛ خودش را نابود نکند و حاجتش را به برادر مؤمنش بگوید. البتّه به کافر یا دشمن نباید گفت، امّا به برادر مؤمن با حفظ شرایط می‌توان گفت.

بنابراین توصیهٔ امیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا در واقع شدّت مطلب را می‌رساند؛ چراکه به‌طور مطلق نمی‌توان گفت هیچ صاحب نعمتی بین انسان و خدا نباشد؛ زیرا ما همه محتاج یکدیگر هستیم، بلکه مقصود آن است که چشم به دیگران نداشته باشیم و خود را در واسطه‌ها محصور نکنیم.

خلاصه آنکه: این عبارت حضرت بسیار مهمّ است، امّا باید آن را درست فهمید.

متأسّفانه در شروح نهج‌البلاغه، مانند شرح ابن ابی‌الحدید و برخی دیگر، این قسمت به‌درستی توضیح داده نشده یا توضیحاتی که وجود دارد، کم و ناکافی است. بعضی هم اصلاً توضیحی نداده‌اند، در‌حالی‌که فهم این عبارات نیاز به شرح عالمانه و جمع‌بندی با سایر روایات دارد.

اهمّیّت تدبّر در معارف و مقاومت در برابر امواج فکری

به‌هرحال امیدواریم خداوند متعال به همۀ ما توفیق دهد که بتوانیم کلمات معصومان علیهم السّلام و قرآن کریم را درست بفهمیم، به آن‌ها عمل کنیم و برای مردم با دقّت و تدبّر توضیح دهیم.

باید کلمات را با فهم و دقّت بررسی کنیم و نگذاریم هوا و هوس، و جریان‌ها و موج‌هایی که بعضی در جامعه ایجاد می‌کنند، روی ما تأثیر بگذارد. از سویی موج‌هایی مثل فمینیسم، و از سوی دیگر، ضدّ فمینیسم؛ از سویی موج ضدّ سرمایه‌داری و ضدّ مالکیّت، و از سوی دیگر ضدّ کمونیسم. هر روز یکی از این موج‌ها جامعه را در برمی‌گیرد و متأسّفانه گاهی بعضی از این موج‌ها ممکن است حتّی در حوزه‌های علمیّه نیز بعضی را به خود آلوده کند.

باید خوب درس خواند و دقّت کرد، تا از این آفات در امان بمانیم. امام خمینی قدس سره فرموده‌اند: «اگر فقهای اسلام، از صدر اسلام تا حالا نبودند، الآن ما از اسلام هیچ نمی‌دانستیم. این فقها بودند که اسلام را به ما شناساندند.» این بدان خاطر است که دقّتی که فقها دارند و تربیتی که در مسیر استنباط و اجتهاد دریافت می‌کنند، به آن‌ها چنان قدرتی می‌دهد که در زمینه‌هایی فراتر از فقه مانند عقاید و سایر معارف، نظرات قابل اعتمادی ارائه می‌دهند.

و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته