در ابتدای بحث علائم حقیقت و مجاز گفتیم که گاهی ما فیالجمله معنای چیزی را میدانیم، اما حدود آن را نمیدانیم و میخواهیم این حدود را از طریق تبادر و ... بهدست آوریم. در مورد صحت حمل اولی نیز میگوییم ...
بسیاری از اعلام تذکر دادهاند که تبادر معنایی از لفظ، فقط نشان میدهد در همین زمانی که این معنا متبادر شده است لفظ در این معنا حقیقت است و به وضع تعیینی یا تعینی ولو به واسطة وضع جدید، این معنا را واجد است. اما تبادر ...
مراد از تبادر آن است که لفظ مورد توجّه قرار گیرد و دقّت شود که از حاقّ خود لفظ، بدون آنکه قرینهای یا هر خصوصیت خارجی دیگری دخیل باشد، چه معنایی به ذهن انسباق پیدا میکند. همان معنای منسبق به ذهن، معنای حقیقی است.
دلالت تصدیقی یا دلالت جدّی حتماً باید همراه اراده باشد؛ چون اصلاً معنای دلالت جدّی این است که متکلم معنا را جدّاً اراده کرده است. لذا اگر اراده نباشد، اصلاً دلالت جدّی معنا ندارد. به بیان دیگر، در خود دلالت جدّی و تعریف آن نهفته است ...
در کتب منطق مثل حاشیه و امثال آن، این بحث مطرح شده که لفظ مفرد و مرکّب چیست؟ و در تعریف اصطلاح مرکّب گفتهاند لفظی است که دارای اجزاء باشد و هر جزء آن دالّ بر جزء معنا باشد، مثل عنوان وصفی ...
شهید صدر مراد بالذات را وجود ارادی و ذهنیِ معنا گرفت که معلوم است نمیتواند مطلوب باشد و متکلم وجود ذهنی شرب الماء را نمیخواهد. مراد بالعرض را هم ذات معنا گرفت که آنهم اثری ندارد و وضعش از وجود ذهنی بدتر است ...
یک موقع گفته میشود فرضاً معنای ماء «جسم سیال بارد بالطبع» است، که در این صورت اگر بگوییم ارادة این معنا جزء «جسم سیال بارد بالطبع» است و در خود این معنا اخذ شده است، محال لازم میآید؛ زیرا ارادة همین معنا ...
وزان وضع و موضوعٌله، وزان ایجاد و موجود است و چنانکه بارها گفتهایم، ایجاد، وجود و موجود ذاتاً یکی هستند و فقط اعتباراً تفاوت دارند؛ مثل تفاوت مصدر و اسم مصدر. دانستن با دانش چه فرقی دارد؟ یا وزیدن با وزش، دیدن با بینش ...
سید خویی رحمه الله ابتدا روی مبنای خودش و برخی دیگر از جمله محقق نهاوندی رحمه الله که قائلاند حقیقت وضع «تعهد» است، میفرماید اساساً بنابر مسلک تعهد، وضع مخصوص معانی مراده است؛ زیرا طبق این مسلک، متکلم ...
آیا الفاظ برای معانی مراده وضع شده است یا برای ذوات معانی؟ به این معنا که آیا واضع ذات معنا را در نظر میگیرد و لفظ را برای آن وضع میکند یا معنایی که ارادة تفهیم آن توسط لافظ شده را در نظر میگیرد و لفظ را برای آن وضع میکند؟
کسانی مثل مرحوم آخوند و برخی دیگر رحمهم الله که قائلاند «اطلاق لفظ و ارادة مثل» از باب استعمال لفظ در معناست و با قصد دعا، حمد و... جمع نمیشود، آیا ملتزم میشوند که عبد باید در نماز بایستد و سورة حمد را ...
در بحث «اطلاق لفظ و ارادة مثل آن» اینکه بگوییم متکلم خود موضوع را حاضر کرده یا لفظ را در لفظ دیگری به کار برده بهگونهای که حاکی از آن است، ثمرة عملی دارد و بحث ریشهدار و عمیقی در فقه مبتنی بر آن است ...