هشدار درباره آمدن ناگهانی مرگ و پرهیز از فریب دنیا
بیانات
آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴
جلسهٔ سیزدهم (۱۴۰۳/۱۰/۰۳)
هشدار دربارۀ آمدن ناگهانی مرگ
امیرالمؤمنین علیه السّلام به ما هشدار دادند که مبادا مرگ در حال بدی سراغ شما بیاید؛ درحالیکه با خود میگفتی: انشاءاللّه توبه میکنم، ولی ناگهان مرگ فرا رسد و بین تو و توبه حائل شود. در چنین صورتی، خود را هلاک کردهای. بسیار یاد مرگ کن و از آن چیزی یاد کن که بر آن وارد میشوی و آنچه بعد از مرگ سراغ تو خواهد آمد و آنچه بهسوی آن کشیده میشوی.
حَتَّى یَأْتِیَکَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَکَ وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَکَ وَ لَا یَأْتِیَکَ بَغْتَهً فَیَبْهَرَکَ؛ علیه السّلام
تا آنکه مرگ به سراغت آید، درحالیکه نسبت به آن احتیاط داری، و کمرت را برای آن محکم کردهای. مبادا ناگهان بر تو وارد شود و تو را مبهوت کند.
باید در لحظۀ مرگ اینگونه باشد که احتیاط را از دست نداده باشی، و کمرت را برای آن محکم کرده باشی. مبادا مرگ ناگهان سراغ تو بیاید، و تو هاج و واج بمانی، درحالیکه نمیدانی چه شده و چه خبر است! یعنی برای ملاقات پروردگار آماده باش.
پرهیز از فریب دنیا
وَ إِیَّاکَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَیْهَا وَ تَکَالُبِهِمْ عَلَیْهَا فَقَدْ نَبَّأَکَ اللَّهُ عَنْهَا وَ [نَعَتَتْ لَکَ نَفْسَهَا] نَعَتْ هِیَ لَکَ عَنْ نَفْسِهَا وَ تَکَشَّفَتْ لَکَ عَنْ مَسَاوِیهَا؛
بپرهیز از اینکه فریب خوری از چسبیدن اهل دنیا به آن، و حملۀ ایشان به یکدیگر بر سر آن؛ چراکه خداوند خبر این دنیا را به تو داده، و دنیا هم خودش را برای تو وصف کرده و زشتیهای خود را برای تو آشکار ساخته است.
مبادا فریفته شوی از اِخلادی که اهل دنیا به آن دارند؛ یعنی به آن چسبیدهاند و آن را رها نمیکنند، «وَ تَکَالُبِهِمْ عَلَیْهَا» و مانند سگهایی که به طعمهای حمله میکنند، به این دنیا حرص و تکالب دارند. «فَقَدْ نَبَّأَکَ اللَّهُ عَنْهَا»؛ به این چیزها فریفته نشوی؛ چراکه خداوند از این دنیا به تو خبر داده که متاع آن قلیل است، لهو و لعب، و بیارزش است؛ چیزی نیست که ثمن و بهای تو باشد، بلکه بهای تو والاتر از اینهاست.
همانطور که خداوند متعال تو را از دنیا با خبر کرده، دنیا نیز خودش را به تو نشان داده و خودش را برای تو وصف کرده است. «وَ تَکَشَّفَتْ لَکَ عَنْ مَسَاوِیهَا»؛ خود دنیا کاری کرده که بدیهای آن برای تو پیدا و آشکار شده است. حتّی لازم نیست کسی تو را خبر دهد. خودت در کار دنیا تأمّل کن و ببین این دنیا چگونه است؟ چند روز است؟ تابهحال به کسی وفا کرده است؟ عاقبت چه میشود؟ هرکسی هرچه جمع کند، عاقبتش بهسوی مرگ است، در هر شرایطی باشد.
ویژگیهای اهل دنیا
سپس خود حضرت علیه السّلام شروع به توضیح میکنند و زشتیهای دنیا را شرح میدهند:
فَإِنَّمَا أَهْلُهَا کِلَابٌ عَاوِیَهٌ وَ سِبَاعٌ ضَارِیَهٌ یَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ وَ یَأْکُلُ عَزِیزُهَا ذَلِیلَهَا وَ یَقْهَرُ کَبِیرُهَا صَغِیرَهَا نَعَمٌ مُعَقَّلَهٌ وَ أُخْرَى مُهْمَلَهٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا وَ رَکِبَتْ مَجْهُولَهَا؛
اهل دنیا سگانی هستند عوعوکننده، و وحشیهایی درنده. بعضی از آنها بر روی بعضی دیگر زوزه میکشند، قدرتمندان آن، بیچارگانش را میخورند، و بزرگان آن، کوچکهایش را درهممیشکنند. اهل دنیا حیواناتی هستند که بعضی دست و پا بسته و بعضی دیگر رهایند. عقلهایشان را از دست دادهاند و به سوی نامعلومی میروند.
اهل دنیا سگهایی عوعوکننده و وحشیهایی درندهاند. به روی یکدیگر زوزه میکشند. عزیزشان ذلیلشان را از بین میبرد؛ یعنی آن کسی که قدرت دارد، کسی را که قدرت ندارد، نابود و بیچاره میکند. آنکه بزرگ است نیز، آنکه کوچک است را نابود و بیچاره میسازد. اهل دنیا چهارپایان و حیواناتی هستند که یا دست و پایشان بسته است؛ چون هنری ندارند، و یا رها و رمیده هستند؛ بهصورتی که «قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا وَ رَکِبَتْ مَجْهُولَهَا»؛ عقلهایشان را از دست دادهاند و به طریق مجهولی میروند و نمیدانند برای چه میروند.
حکمرانی قانون جنگل!
اینچنین است که در بیشتر دنیا قانون جنگل حاکم است، که در واقع همان بیقانونی و وحشیگری است. هرکس هرچقدر قدرت داشته باشد، آن را اِعمال میکند؛ ولی هرکسی بهحسب خودش. آن شاعر عربی همین معنا را، اگرچه کمی شاعرانه، در شعر خود آورده است:
و الظُلْمُ مِن شِیَم النُفوسِ فإنْ تَجِدْ
ذا عِـفَّـــهٍ فَلِـعِلَّـهٍ لا یَظْـــلِمُ
یعنی ظلم، شیمه و اخلاق مردمان است. اگر کسی را پیدا کردی که ظلم نمیکند و به کوچکتر و ضعیفتر از خودش ستم نمینماید، حتماً بهخاطر ناتوانی و مانعی است. آیۀ شریفه از قول حضرت داوود علی نبیّنا و آله و علیه السّلام نیز فیالجمله همین معنا را تأیید میکند:
وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیَبْغی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلیلٌ ما هُمْ؛
و قطعاً بسیارى از معاشران و شریکان به یکدیگر ستم مىکنند؛ بهجز کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند و اینان اندکاند.
بسیاری از کسانی که با هم هستند، به هم ظلم میکنند؛ مگر کسانی که اهل ایمان و عمل صالح باشند، که بسیار کم هستند.
امیرالمؤمنین علیه السّلام، نمونۀ عملی پرهیز از دنیا
در روایتی نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از اینکه هرچه را در بیتالمال بود، به مستحِقّان میدادند، آن را جارو میکردند، دو رکعت نماز میخواندند و این بیت را هم قرائت میکردند:
هَذَا جَنَایَ وَ خِیَارُهُ فِیهِ
إِذْ کُلُّ جَانٍ یَدُهُ إِلَى فِیهِ (ع)
یعنی ای خدای بزرگ! این چیزی بود که از بیتالمال به دست من آمد، «وَ خِیَارُهُ فِیه»؛ خوبهایش هم در بین همین است و من برای خود چیزی برنداشتم، درحالیکه «کُلُّ جَانٍ یَدُهُ إِلَى فِیه»؛ هرکس چیزی از درخت چیده، دستش در دهانش است.
این شعر اشاره به این داستان است که کسی باغی داشت و تعدادی غلام یا کارگر که باید میوههای باغ را میچیدند. هرکس میوه میچید، خوبهایش را در دهانش میگذاشت و آنهایی را که چندان خوب نبود یا کوچک بود، در سبد میگذاشت و تحویل میداد. یکی از این افراد، شخص خوبی بود. هر میوهای را که چید، در سبد گذاشت و نزد ارباب آورد. گفت: «هَذَا جَنَایَ»؛ هرچه چیده بودم، همین است، «وَ خِیَارُهُ فِیه»؛ خوبهایش نیز همین جاست، امّا «کُلُّ جَانٍ یَدُهُ إِلَى فِیه»؛ بقیّۀ کسانی که میوه میچینند، دستشان در دهانشان است و مشغول خوردن هستند.
امیرالمؤمنین علیه السّلام با این شعر، هم به رفتار دیگران اشاره میکنند که چطور با بیتالمال برخورد کردند، و هم اعلام میکنند که هرچه بود تا آخرین ذرّهاش را به حقدارش رساندم. طبیعت سایر افراد چنین است که: «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً؛ علیه السّلام بهطور حتم، انسان، حریص آفریده شده است»، یا: «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛ علیه السّلام همانا او بسیار ستمکار و نادان است».
انشاءاللّه خداوند همۀ ما را در مسیر تقوا قرار دهد و از شرّ شیطان و نفس امّاره حفظ فرماید.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰