هدف غایی خلقت: جاودانگی در آخرت
بیانات
آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴
جلسهٔ یازدهم (۱۴۰۳/۰۹/۱۲)
در ادامۀ فرمایشات امیرمؤمنان علیه السّلام در نامه به فرزندشان به این بخش رسیدیم که حضرت فرمودند: از خداوند همه چیز را بخواه، امّا تلاش کن درخواستت آن چیزی باشد که زیبایی و جمالش برایت میماند، و وبالش از بین میرود. سپس بهعنوان مصداق چیزی که باقی نمیماند، فرمودند: مال؛ نه تو برای آن میمانی، و نه آن برای تو میماند.
هدف غایی خلقت: جاودانگی در آخرت
در ادامه حضرت میفرمایند:
وَ اِعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَهِ لاَ لِلدُّنْیَا وَ لِلْفَنَاءِ لاَ لِلْبَقَاءِ وَ لِلْمَوْتِ لاَ لِلْحَیَاهِ وَ أَنَّکَ فِی [مَنْزِلِ] قُلْعَهٍ وَ دَارِ بُلْغَهٍ وَ طَرِیقٍ إِلَى الْآخِرَهِ؛
و بدان ای فرزندم! تو برای آخرت آفریده شدهاى نه براى دنیا، و براى فنا نه براى بقا، و براى مرگ نه براى حیات، و اینکه در منزلى هستى که باید از آن کوچ کنى، و جایى که از آن به جاى دیگر برسى، و در راه بهسوی آخرت هستى.
برای آخرت و رفتن آفریده شدهای، نه برای دنیا و ماندن
متأسّفانه بسیاری از ما، در عمل اینچنین هستیم که فکر میکنیم این دنیا، برای ما دنیای بقاست و تا ابد در این دنیا خواهیم بود؛ اگرچه در فکرمان اینگونه نیست. درحالیکه حضرت میفرمایند: «أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلآخِرَهِ»؛ مقصد و هدف غایی خلقت تو این است که در آخرت جاویدان باشی. «وَ لِلْفَنَاءِ»؛ تو برای فنا از این دنیا خلق شدهای؛ یعنی خلق شدهای که از این دنیا بروی، «لاَ لِلْبَقَاءِ»؛ تو برای باقی ماندن در این دنیا نیستی. «وَ لِلْمَوْتِ»؛ تو برای مردن آفریده شدهای، «لاَ لِلْحَیَاهِ»؛ نه اینکه زندگانی دنیا داشته باشی:
(وَ إِنَّ الدَّارَ الأٓخِرَهَ لَهِیَ الحَیَوَانُ)؛
و زندگى حقیقى همانا سراى آخرت است.
حضرت با این عبارات تثبیت میکنند که دنیا مَمَرّ (محلّ عبور) است و مَقَرّ (محلّ ماندن) نیست؛ حالآنکه ما عملاً آن را مقرّ حساب کردهایم و نه ممرّ.
«وَ أَنَّکَ فِی مَنْزِلِ قُلْعَهٍ»؛ تو در منزلی هستی که باید از آن کنده شوی و بیرون روی. اینچنین نیست که جا خوش کنی و گمان کنی برای همیشه در این دنیا خواهی ماند. «وَ دَارِ بُلْغَهٍ»؛ اینجا سرایی است که باید بلاغ خود را برداری؛ یعنی آن چیزهایی که موجب میشود به مقصد برسی را برداری و بروی. «وَ طَرِیقٍ إِلَى الْآخِرَه»؛ دنیا مسیری برای آخرت است.
راه فراری از مرگ نیست
سپس حضرت میفرمایند:
وَ أَنَّکَ طَرِیدُ الْمَوْتِ الَّذِی لَا یَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ وَ لَا یَفُوتُهُ طَالِبُهُ وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِکُهُ؛
و تو رانده خواهی شد توسّط مرگی که هیچ فرارکنندهای از آن خلاصی نمییابد و هیچگاه آن را که دنبال میکند از دست نمیدهد و بهناچار به او خواهد رسید.
مرگ چیزی نیست که کسی بتواند از دست آن فرار کند. تو طرید موت هستی؛ یعنی مرگ تو را از این دنیا بیرون خواهد کرد. هیچکس نمیتواند از آن خلاصی پیدا کند. فرار هم کند، نجات پیدا نمیکند، و از دست طالب خود، یعنی همان مرگی که دنبال اوست، در نمیرود، و ناگزیر مرگ او را در خواهد یافت.
شبیهترین یقین به شک!
این مسئله را بسیاری از ما بهلحاظ ذهنی میدانیم و میفهمیم، امّا در مقام عمل متأسّفانه غفلت داریم و بهگونهای رفتار میکنیم که گویا مرگی نیست، قیامتی نیست، حشر و نشری نیست و گویا مهلت ابدی داریم! دائماً امروز و فردا میکنیم و این از آفات بزرگی است که دامنگیر ماست.
امام صادق علیه السّلام در روایت عجیبی می فرمایند:
لَمْ یَخْلُقِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقِیناً لَا شَکَّ فِیهِ أَشْبَهَ بِشَکٍّ لَا یَقِینَ فِیهِ مِنَ الْمَوْت؛
خدای عزّوجلّ یقینی که هیچ شکّی در آن نیست خلق نکرده که شبیهتر باشد به شکّی که یقینی در آن نیست از مرگ (شبیهترین یقین غیر قابل شکّی که خدای متعال خلق کرده، به شکّ غیر قابل یقین، مرگ است).
مرگ یقینی است که هیچ شکّی در آن نیست، امّا بسیار شبیه به شکّی است که هیچ یقینی در آن نیست؛ یعنی مردم یقین دارند که مرگ خواهد آمد و هیچکس احتمال جاودانگی در این دنیا را نمیدهد، ولی درعینحال در مقام عمل بهگونهای رفتار میکنند که گویا شک دارند، بهنحوی که هیچ یقینی در آن نیست! بله ممکن است درصدی احتمال مرگ بدهیم (مثلاً ۵۰ یا ۷۰ درصد) و احتیاطی هم بکنیم، امّا کار درخور و شایستۀ مرگ انجام نمیدهیم.
درحقیقت، ما انسانها در مقام عمل چنان از مرگ غافلیم و چنان با مفهوم مرگ برخورد میکنیم که گویی مشکوک است و نمیدانیم واقع خواهد شد یا خیر! درحالیکه در مقام نظر با کمی تأمّل میفهمیم که مرگ هر آن ممکن است سراغ ما بیاید و هیچ چارهای از آن نیست و چیزی نیست که بتوان از آن فرار کرد.
خداوند همهٔ ما را از خواب غفلت بیدار گرداند و توفیق عمل به مقتضای وظایف به ما عنایت فرماید.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰