تبیین مفهوم و آثار عجب

اعجاب به معنای خودپسندی است؛ یعنی کسی خود را تافتۀ جدابافته ببیند و از خودش راضی باشد. امّا معنایش آن نیست که اگر کسی مسئله‌ای را درست فهمید و برای یافتن جواب راه درستی را طی کرد، باز هم به نظر خود عمل نکند. اینکه فرد ازاین‌جهت دچار ...

بیانات

آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دام ظلّه)

درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴

جلسهٔ یکم (۱۴۰۳/۰۶/۲۶)

تبیین مفهوم و آثار عُجب

نامهٔ مبارک امیرالمؤمنین علیه السّلام به فرزند گرامی‌شان را شرح و توضیح می‌دادیم و به این بخش از بیانات حضرت رسیدیم که فرمودند:

وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ‏ ضِدُّ الصَّوَابِ‏ وَ آفَهُ الْأَلْبَابِ؛

و بدان که خودپسندى، ضدّ راه درست و آفت عقل‌ها و خردهاست.

کسی که خودپسند باشد، یعنی از خودش خوشش بیاید و خودش را خیلی قبول داشته باشد، راه ناصوابی را طی می‌کند. همچنین خودپسندی، آفت عقل است؛ به این معنا که اگر کسی خودش را بیش از حدّ معقول قبول داشته باشد، دچار انحراف، کج‌روی و جهالت می‌شود.

عُجب در اهل عبادت و علم

قبلاً توضیح دادیم که همان‌طور که خداوند به‌صورت تشریعی ما را از عُجب نهی فرموده، گاهی نیز به‌صورت تکوینی از طریق بعضی امور، مانع اعجاب فرد می‌شود؛ مثلاً در روایتی آمده است: شخصی که اهل سحرخیزی است، گاهی به‌خاطر مسلّط شدن خواب، نماز شبش را از دست می‌دهد، و چه‌بسا حتّی نماز صبحش هم قضا می‌شود؛ تا خداوند او را متنبّه کند و باورش نشود که انسان خوبی است و اهل عبادت و علم و طاعت است؛ تا بداند توفیق این امور همه از ناحیهٔ خداوند است و انسان جز ضعف و زبونی و فقر و قصور و تقصیر چیز دیگری در درگاه خداوند متعال ندارد.

شبیه این روایت در جای دیگر نیز آمده است:

لَوْ لَا أَنَّ الذَّنْبَ خَیْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الْعُجْبِ مَا خَلَّى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَیْنَ عَبْدِهِ‌ الْمُؤْمِنِ وَ بَیْنَ ذَنْبٍ أَبَداً؛

اگر گناه براى مؤمن بهتر از عجب نبود، خداوند عزّوجلّ هرگز نمى‏گذاشت بندهٔ مؤمنش گناه کند.

اگر مؤمن گرفتار عُجب و خودپسندی نمی‌شد، خداوند متعال بین او و گناه حائل می‌شد. اگر خدای متعال کسی را رها می‎کند تا مبتلا به گناهی شود، و علی‌رغم ایمانش موانع گناه را از پیش روی او برمی‌دارد، به این خاطر است که از چیزی بدتر از گناه جلوگیری کند که عبارت است از: اعجاب و خودپسندی و به خود مغرور شدن. عجب و خودپسندی واقعاً انسان را بیچاره می‌کند.

در روایتی نیز خواندیم:

سَیِّئَهٌ تَسُؤْکَ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ‏ مِنْ‏ حَسَنَهٍ تُعْجِبُکَ؛

گناهى که تو را اندوهگین (و پشیمان) کند، نزد خدا بهتر از کار نیکى است که تو را به خودپسندى وا‌دارد.

به‌هرحال، متأسّفانه همۀ افراد کم یا زیاد مبتلا به عُجب هستند، امّا این مسئله در بعضی افراد بیشتر بروز پیدا می‌کند و خصوصاً دامن‌گیر بعضی از ما طلبه‌ها می‌شود. به‌هرحال، ما درس خوانده‌ایم، معارف دینی را شنیده‌ایم، مسائل را با هم مقایسه و در‌مورد آن‌ها اظهارنظر کرده‌ایم، بدین‌جهت دیگر خودمان را گم می‌کنیم و از حدّ خودمان خارج می‌شویم و این اوّل سقوط است؛ چرا‌که ما را از بهره بردن از دیگران و بهره رساندن به دیگران محروم می‌کند.

عُجب و ضعفِ نفس؛ افراط در اعتمادبه‌نفس و تفریط در آن

نکتهٔ مهمّی که در‌ اینجا باید بدان توجّه کرد، آن است که در مقابل عُجب‌‌‌، امر مذموم دیگری به نام «ضعف نفس» وجود دارد که از آن نیز باید پرهیز کرد. مسائل اخلاقی بسیار ظریف و دقیق است و همان‌طور که افراط موجب تباهی می‌شود، تفریط هم ممکن است موجب تباهی شود. در جایی که حدّ وسط وجود دارد، پیدا کردن حدّ وسط و التزام به آن سخت است؛ مانند شجاعت در مقابل ترس، بخل در مقابل اسراف و تبذیر، و سایر صفات مشابه،‌‌ از‌جمله همین اعجاب و ضعف نفس.

اعجاب به معنای خودپسندی است؛ یعنی کسی خود را تافتۀ جدابافته ببیند و از خودش راضی باشد. امّا معنایش آن نیست که اگر کسی مسئله‌ای را درست فهمید و برای یافتن جواب راه درستی را طی کرد، باز هم به نظر خود عمل نکند. اینکه فرد ازاین‌جهت دچار شکّ و وسواس دائمی باشد، نوعی ضعف و سستی است و در روایات فراوان مورد مذمّت واقع شده است. چه‌بسا این روایت اشاره به همین مطلب باشد:

إِیَّاکَ‏ وَ التَّوَانِیَ‏؛

از سست بودن بپرهیز!

یا در عبارت جالبی در نهج البلاغه آمده است:

لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً وَ یَقِینَکُمْ شَکّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا؛

علم خود را جهل، و یقین خود را شک قرار ندهید! هنگامی که دانستید، عمل کنید، و هنگامی که یقین کردید، اقدام نمایید.

جدّیّت در عمل و استقامت رأی

در هر عرصه‌ای، اعمّ از اجتماعی، فردی، دینی و غیر آن، اگر چیزی را می‌دانید که طبق موازین علمی درست است، احساس ضعف نکنید و طبق آن عمل کنید. اگر‌هم نسبت به مسئله‌ای یقین پیدا کردید، با آن معاملۀ شک نکنید. این ناشی از وسواس و سستی است، که عوامل متعدّدی در آن دخیل است.

بنابراین همان‌طور که اعجاب به نفس بسیار مذمّت شده و آثار مخرّب فراوانی دارد، توانی، تذبذب و وسواس در افکار، تصمیمات و کنش‌ها نیز مذموم و ناپسند است.

تمییز بین اعجاب با توانی و تذبذب هم بسیار مشکل است. البتّه نفس هم غدّار است و انسان را فریب می‌دهد. گاهی اعجاب را برای انسان به‌صورت استقامت رأی جلوه می‌دهد و گاهی بر‌عکس. بدین‌جهت نیاز است که انسان دائماً مراقب فریب نفس باشد.

همان‌طور که جسم انسان از نظر غذا، بهداشت و تنظیف، هر روز محتاج مراقبت است، روح انسان هم به‌طور مداوم احتیاج به تغذیه، تربیت و تنظیف دارد. از‌این‌جهت بین روح و جسم تفاوتی نیست. متأسّفانه بسیاری از ما نسبت به جسم خود مواظبت داریم، امّا از روح خویش غافلیم و به آنچه برای آن اتّفاق می‌افتد، اهمّیّت نمی‌دهیم! به خداوند متعال پناه می‌بریم از اینکه ما را به خودمان واگذارد.

خداوند همۀ ما را حفظ کند، از همۀ رذایل دور بدارد و به همۀ فضایل متحلّی بگرداند.