آمادگی برای مسیر آخرت با برداشتن توشه مناسب

بیشتر ما مردم غافلیم. از آینده بی‌اطّلاعیم. نسبت به این دنیا حواسمان هست که چند سال دیگر چه می‌شود؛ بناست در آینده کجا برویم؛ چه حقوقی داریم؛ و حتّی بعضی تا زمان بازنشستگی خود را هم پیش‌بینی می‌کنند، که البتّه همۀ این‌ها خوب است ...

بیانات

آیت الله سیّد محمّد‌رضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه

درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴

جلسهٔ چهارم (۱۴۰۳/۰۷/۲۳)

آمادگی برای مسیر آخرت، با برداشتن توشۀ مناسب

امیرالمؤمنین علیه السّلام در ادامۀ وصیّت به فرزندشان می‌فرمایند:

وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَکَ طَرِیقاً ذَا مَسَافَهٍ بَعِیدَهٍ وَ مَشَقَّهٍ شَدِیدَهٍ وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِکَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِیَادِ وَ قَدْرِ بَلَاغِکَ مِنَ الزَّادِ مَعَ خِفَّهِ الظَّهْرِ فَلَا تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِکَ فَوْقَ طَاقَتِکَ فَیَکُونَ ثِقْلُ ذَلِکَ وَبَالاً عَلَیْکَ؛

و بدان که در پیش رویت راهى دراز همراه با مشقّتى سخت است، و در این راه از طلب درست، و توشه به‌اندازه برداشتن و سبک‌بارى از گناه بى‏نیاز نیستى. پس بیش از قدرتت بر خود بار مکن، که سنگینى‏اش وزر و وبالت شود.

راهی دراز با مشقّت بسیار و گردنه‌های ناهموار

گویندۀ این کلام کسی است که به اسرار عالَم و رموز آفرینش آگاه است، و به فرزندش از روی محبّت و دلسوزی خبر می‌دهد: «بدان که راهی طولانی در پیش داری. مسافت دوری است. مشقّت زیادی دارد.» بالا و پایین دارد. بی‌آبی و بی‌خوراکی دارد. در ادامۀ این نامه نیز خواهد فرمود که این مسیر گردنه‌های ناهموار دارد، و این راه آماده و بدون دست‌انداز نیست.

مبادا خیال کنی که می‌توانی از این طریق به‌سلامت گذر کنی، بدون اینکه توشۀ کافی برگیری و به‌قول امروزی‌ها سوخت کافی برای ماشین خود داشته باشی. از اینکه آب و خوراک کافی داشته باشی و سایر لوازم مورد نیازت را قبل از سفر فراهم کنی، بی‌نیاز نیستی. باید «ارتیاد» مناسبی داشته باشی. ارتیاد به معنای طلب است. باید توشه‌ات را از راه مناسبش آماده کنی. «وَ قَدْرِ بَلَاغِکَ مِنَ الزَّادِ»؛ باید توشه‌ای به آن اندازه که تو را به مقصد برساند، برداری.

پرهیز از سنگین کردن بار آخرت

البتّه در‌عین‌حال که توشه برمی‌داری، «مَعَ خِفَّهِ الظَّهْرِ»؛ پشتت را هم از بار سنگین نکن.  هم توشه داشته باش، و هم سبک‌بار و سبک‌بال باش. «فَلَا تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِکَ فَوْقَ طَاقَتِکَ»؛ چیزی بیش از طاقتت، بر پشتت حمل نکن. «فَیَکُونَ ثِقْلُ ذَلِکَ وَبَالًا عَلَیْکَ»، این «فاء» برای سببیّت است و مابعد آن هم منصوب می‌شود؛ یعنی چه‌بسا سنگینی این بار موجب وبال و حتّی هلاکت تو شود.

بیشتر ما مردم غافلیم. از آینده بی‌اطّلاعیم. نسبت به این دنیا حواسمان هست که چند سال دیگر چه می‌شود؛ بناست در آینده کجا برویم؛ چه حقوقی داریم؛ و حتّی بعضی تا زمان بازنشستگی خود را هم پیش‌بینی می‌کنند، که البتّه همۀ این‌ها خوب است. امّا مشکل این است که آینده‌نگری ما فقط تا پایان همین دنیا باشد، و نگاهی به ماورای عالَم نداشته باشیم. امیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا به ما هشدار می‌دهند که این پایان شما نیست. این تازه اوّل مسافتی است که باید طی کنید. مراقب سکرات موت، عالم برزخ و مشکلات آن، و بعد از آن حشر و نشر باشید.

برای همین حضرت امیر علیه السّلام در خطبۀ دیگری می‌فرمایند:

وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِیتَ عَلَى حَسَکِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِی الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْحُطَامِ وَ کَیْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ یُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا وَ یَطُولُ فِی الثَّرَى حُلُولُهَا؛

به خدا قسم، اگر من بر روی خارهای بیابان شب را از روی درد تا صبح بیدار باشم، یا درحالی‌که در غل و زنجیر دست و پایم بسته است، روی زمین کشیده شوم، نزد من محبوب‌تر است از اینکه در حالی به ملاقات خدا و رسولش بروم که نسبت به بعضی از بندگان ظالم باشم و چیزی از حطام دنیا را غصب کرده باشم. چگونه به دیگری ظلم کنم برای نفسی که به‌زودی کهنه و پوسیده خواهد شد و مدّتی طولانی درون خاک خواهد ماند؟!

مقصود، بخش آخر این عبارت بود که وقتی حیات انسان در این دنیا به‌زودی به سرخواهد آمد و اصل زندگانی انسان در دنیای پس از مرگ اتّفاق خواهد افتاد، توجّه و برنامه‌ریزی ما برای جهان پس از مرگ باید به‌مراتب عمیق‌تر از این جهان و این بدن فانی و پوسیدنی باشد.

امیدواریم خداوند متعال همۀ ما را نسبت به وظایفمان بیدار کند و یقین را به ما ارزانی بدارد.