ویژگی های اهل دنیا
بیانات
آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴
جلسهٔ پانزدهم (۱۴۰۳/۱۰/۱۷)
ویژگیهای اهل دنیا
امیرالمؤمنین علیه السّلام در نامه به فرزندشان فرمودند: «وَ إِیَّاکَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَیْهَا وَ تَکَالُبِهِمْ عَلَیْهَا …»؛ بپرهیز از اینکه با دیدن چسبیدن اهل دنیا به آن و هجوم آنها به دنیا فریفته شوی؛ چراکه خداوند متعال این دنیا را برای تو ترسیم کرده و خود دنیا هم خودش را به تو معرّفی نموده است. اهل دنیا سگهایی هستند که عوعو میکنند، و وحشیهایی درندهاند که به روی یکدیگر زوزه میکشند. قدرتمندشان ضعیفشان را میخورد و بزرگشان کوچکشان را از بین میبرد.
چهارپایانی دستوپابسته یا رهاشده، در چراگاههایی مسموم و در گل فرو رونده
نَعَمٌ مُعَقَّلَهٌ وَ أُخْرَى مُهْمَلَهٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا وَ رَکِبَتْ مَجْهُولَهَا سُرُوحُ عَاهَهٍ بِوَادٍ وَعْثٍ لَیْسَ لَهَا رَاعٍ یُقِیمُهَا وَ لَا مُسِیمٌ یُسِیمُهَا؛
اهل دنیا حیواناتی هستند که بعضی دستوپابسته و بعضی دیگر رهایند؛ عقلهایشان را از دست دادهاند و به سوی نامعلومی میروند. حیوانى چند که در چراگاه مسمومی در مکانی که پای در گل میماند، سوق داده شدهاند. نه چوپانى دارند که از آنان نگهدارى نماید، و نه چرانندهاى که آنها را بچراند.
حضرت میفرمایند: اهل دنیا چهارپایانی هستند یا دستوپابسته، و یا رها و رمیده. آنکه قدرت دارد، رهاست، و آنکه ضعیف است، دست و پایش بسته است. بههرحال عقول خود را از دست دادهاند و راه خود را نمیدانند. چونان حیواناتی هستند که بهسوی چراگاه مسمومی هدایت شدهاند. آنها را به چراگاهی پر از علفهای سمّی آوردهاند؛ به درّهای که در آن در گل فرو میمانند. چوپانی هم نیست که آنها را به راه درست بدارد و کسی را ندارند که آنها را بچراند.
سرگردان در حیرت دنیا و غرق در نعمت آن
سَلَکَتْ بِهِمُ الدُّنْیَا طَرِیقَ الْعَمَى وَ أَخَذَتْ بِأَبْصَارِهِمْ عَنْ مَنَارِ الْهُدَى فَتَاهُوا فِی حَیْرَتِهَا وَ غَرِقُوا فِی نِعْمَتِهَا وَ اتَّخَذُوهَا رَبّاً؛
دنیا آنان را به راه کورى و گمراهی برده، و دیدگانشان را از دیدن نشانههای هدایت فرو بسته. در وادى حیرت دنیا سرگردان، و در نعمتهایش غرقاند، و آن را بهعنوان ربّ انتخاب کردهاند.
دنیا آنها را به راه کوری و نادانی کشانده و جلوی چشمان آنها را گرفته است از اینکه بتوانند نور هدایت را ببینند. اهل دنیا در حیرت این دنیا سرگردان و در نعمت آن غرق شدهاند و این دنیا را رَبّ خودشان اتّخاذ کردهاند؛ یعنی تمام همّتشان و همۀ افق دیدشان همین دنیاست.
فَلَعِبَتْ بِهِمْ وَ لَعِبُوا بِهَا وَ نَسُوا مَا وَرَاءَهَا رُوَیْداً یُسْفِرُ الظَّلَامُ کَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ یُوشِکُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ؛
ازاینرو دنیا با آنان و آنان با دنیا به بازى پرداختهاند، و آنچه را به دنبال آن است، فراموش کردهاند. مهلت ده، تاریکى بر طرف مىشود، گویى کاروان به منزل رسیده، امید است آنکه بشتابد به کاروان برسد.
«فَلَعِبَتْ بِهِمْ وَ لَعِبُوا بِهَا»؛ درنتیجه دنیا با اینها بازی میکند، و آنها هم با دنیا بازی میکنند. «وَ نَسُوا مَا وَرَاءَهَا»؛ و ماورای دنیا را فراموش میکنند. ولی بدان! این بازی بیپایان نیست. «رُوَیْداً»؛ مهلتی بده و اندکی صبر کن! «یُسْفِرُ الظَّلَامُ»؛ صبح نزدیک است و تاریکی برطرف میشود. «کَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ»؛ مسافران به مقصد میرسند، و هرکس نرسیده و بهسرعت برود، ملحق خواهد شد.
هشدار قرآن دربارۀ فریب دنیا
مهمّ این است که این کلمات امیرالمؤمنین علیه السّلام اختصاص به طایفۀ خاصّی ندارد و نهتنها مردم عادی، بلکه اهل علم و دین هم باید این هشدار امیرالمؤمنین علیه السّلام را جدّی بگیرند. این تعبیر که حضرت فرمودند: «وَ إِیَّاکَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَیْهَا»؛ بپرهیز از اینکه فریب بخوری از دیدن کسانی که اهل دنیا هستند و اخلاد به آن دارند، بهنوعی برگرفته از قرآن کریم است. خداوند متعال دررابطهبا بلعم باعورا (بنابر روایات) میفرماید:
وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ، وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لٰکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذٰلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛
و بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالَم گردید. و اگر مىخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام مىبخشیدیم، ولی او به زمین (تن) فروماند و پیرو هواى نفس گردید. پس مَثَل و حکایت حال او به سگى مانَد که اگر بر او حمله کنى و یا او را به حال خود واگذارى به عوعو زبان کشد. این است مَثَل مردمى که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.
بر آنها خبر کسی را بخوان که ما آیات خود را به او دادیم. این خیلی مهمّ است. «فَانْسَلَخَ مِنْها»؛ ولی او از این آیات ما پوست انداخت؛ یعنی نتوانست آنها را حفظ کند. «فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ»؛ پس شیطان به دنبالش آمد، «فَکانَ مِنَ الْغاوین»؛ و از گمراهان گردید. «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها»؛ و اگر میخواستیم، میتوانستیم او را با این آیاتی که به او دادیم، رفعت ببخشیم؛ همانطور که:
یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ؛
خدا مقام اهل ایمان و صاحبان علم از شما را رفیع گرداند.
امّا دنیا جای قسر و اجبار نیست:
أَ نُلْزِمُکُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها کارِهُونَ؛
آیا ما شما را الزام کنیم، باآنکه شما نسبت به آن کراهت دارید؟!
لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ؛
تو بر مردم سیطره نداری.
لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ؛
در دین [از نظر باور قلبی] اجباری نیست.
قرار نیست شما را با اجبار فرشته کنیم، وگرنه فرشتگان بودند و نیازی به شما نبود.
بههرحال خداوند میفرماید: «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها»؛ اگر میخواستیم، با این آیات او را بالا میبردیم؛ ولی این دنیا دارِ امتحان است، «وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ»؛ و او به زمین و دنیا چسبید. این همان تعبیری است که در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام هم بود. اگر کسی اهل دنیا باشد، فرقی نمیکند چه مقدار درس خوانده باشد.
چهبسا عالمی که جهلش او را میکُشد!
در جای دیگر امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرمایند:
رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا یَنْفَعُه؛
چهبسا عالمی که جهلش او را میکُشد و علمش باوجود جهلش به او نفع نمیرساند.
چرا حضرت درمورد چنین شخصی از جهل اسم بردهاند؟ چون علمِ او لقلقۀ زبان است، در جانش رسوخ نمیکند و در اعمال و اعتقاداتش بروز نمییابد. چهبسا گاهی علم او بروزی هم داشته باشد، امّا این بروز کافی نیست، بلکه علم باید در جان انسان رسوخ پیدا کند و دوام داشته باشد.
البتّه گاهی اثر این فرمایشات بهصورت آنی نیز ظاهر میشود. ابنابیالحدید داستان جالبی را نقل میکند و میگوید: روزی کسی به نام ابوالفرج محمّد بن عباد از من خواست این کلمات امیرالمؤمنین علیه السّلام را برایش بخوانم. من جوان بودم و این کلمات را در حفظ داشتم. برایش خواندم و وقتی به همین بخشِ «رُوَیْداً یُسْفِرُ الظَّلَامُ؛ مهلتی ده، تاریکى بر طرف مىشود» رسیدم، «صاح صیحه شدیده و سقط»؛ صیحۀ شدیدی کشید و افتاد. جالب اینکه در وصف آن شخص میگوید: «و کان جبّاراً قاسی القلب»؛ انسان جبّاری بود و قساوت قلب داشت.
این بدان معناست که اثرات آنی فایدهای ندارد؛ بلکه اینها باید در جان انسان رسوخ کند و انسان متخلّق به این معانی شود، دنیا را همیشه پست ببیند و بداند که مقصد نهایی او آخرت است و این دنیا دیر یا زود، سخت یا آسان خواهد گذشت؛ بداند که آنچه باقی و همیشگی است، سرای دیگر است.
خداوند متعال همۀ ما را متخلّق به اخلاق حسنه قرار دهد و ما را بیدار بفرماید.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰