حرکت ناگزیر دنیا و اهل آن به سوی اجل معین
بیانات
آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴
جلسهٔ شانزدهم (۱۴۰۳/۱۰/۲۴)
حرکت ناگزیر دنیا و اهل آن بهسوی اجل معیّن
امیرالمؤمنین علیه السّلام در ادامۀ نامۀ خود به فرزند گرامیشان میفرمایند:
وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ مَنْ کَانَتْ مَطِیَّتُهُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ فَإِنَّهُ یُسَارُ بِهِ وَ إِنْ کَانَ وَاقِفاً وَ یَقْطَعُ الْمَسَافَهَ وَ إِنْ کَانَ مُقِیماً وَادِعاً؛
و بدان ای فرزند عزیزم، کسی که مَرکَب او شب و روز است، بُرده میشود، حتّی اگر ایستاده به نظر آید، و مسافت را میپیماید، حتّی اگر مقیم و آسوده دیده شود.
اسیر زمان در کِشتی روزگار
حضرت با چه نگاه ژرف و بینش عمیقی همه را بیدار میکنند! میفرمایند: بدان کسی که مَرکَب او شب و روز است، یعنی اسیر زمان است، مثل فردی است که در کشتی نشسته است. او گرچه در خواب باشد، امّا او را میبَرند. او سیر داده میشود، اگرچه ایستاده باشد. و این مسافت را طی میکند، اگرچه بیخیال باشد و خود را در حال سکون بداند. این کشتیِ شب و روز همه را میبَرد؛ چه ایستاده، چه خوابیده، چه هوشیار، چه مست.
وَ اعْلَمْ یَقِیناً أَنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَکَ وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَکَ وَ أَنَّکَ فِی سَبِیلِ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ؛
و یقیناً بدان که تو به آرزویت نخواهی رسید و از اجل معیّن خود نخواهی گذشت و در مسیر کسانی هستی که قبل از تو بودند.
«وَ اعْلَمْ یَقِیناً أَنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَکَ»؛ بدان یقیناً، به علمی که هیچ احتمال خلاف در آن داده نمیشود، که تو هرگز به آرزویت نخواهی رسید. چه جناب محمّد بن حنفیّه و چه امام حسن علیه السّلام، هرکدام اصالتاً مخاطب این کلام باشند، دیگران هم مناطاً چنیناند؛ چون هیچکس به همۀ آرزوهایش نخواهد رسید.
«وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَکَ»؛ و از اجلی که خداوند برای تو بهصورت قطعی مهیّا کرده، تجاوز نخواهی کرد:
إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ؛
هنگامی که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتی دیرتر اتّفاق میافتد و نه زودتر.
«وَ أَنَّکَ فِی سَبِیلِ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ»؛ تو در همان مسیری هستی که قبل از تو سایر افراد در آن بودند. میبینی هر روزی که پدید میآید و هر شبی که حادث میشود، دسته دسته افراد متعدّدی از این جهان رخت برمیبندند. تو نیز همانگونه هستی: حکم الأمثال فی ما یجوز و فی ما لایجوز واحد.
میانهروی در کسب روزی
فَخَفِّضْ فِی الطَّلَبِ وَ أَجْمِلْ فِی الْمُکْتَسَبِ فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ وَ لَیْسَ کُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ وَ لَا کُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ؛
پس در طریق به دست آوردن مال آرام باش و در برنامهٔ کسب و کار مدارا کن؛ زیرا چهبسا تلاشى که موجب تلف شدن ثروت شود. و هر کوشندهاى یابنده، و هر مداراکنندهاى محروم نیست.
یعنی در طلب این دنیا کوتاه بیا و در کسب این دنیا به مقدار کم و اجمال اکتفا کن؛ چراکه خیلی از کسانی که به دنبال چیزی به نفع خود هستند، چیزی به دست میآورند که موجب نابودیشان است.
«وَ لَیْسَ کُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ»؛ و هرکس به دنبال مال رفت، بنا نیست که به آن برسد، «وَ لَا کُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ»؛ و کسی هم که بهاندازه و با میانهروی تلاش اقتصادی میکند، بنا نیست محروم بماند.
مقام والای امیرالمؤمنین علیه السّلام
این عبارات، کلماتِ انسان بزرگی است که پس از رسول اکرم (ص) در همۀ عالَم نظیر ندارد. شخصیّتی که دوست و دشمن به برتری و فضیلتش معترفاند.
اعتراف دوست و دشمن به فضایل آن حضرت
سرسختترین دشمنان آن حضرت هم وقتی اندکی انصاف به خرج دادهاند، تسلیمِ فضایل او شدهاند. به قول شافعی، که وقتی از او پرسیدند: «دربارۀ علی علیه السّلام چه میگویی؟»، گفت: «ما ذا أقول فی رجل أخفىٰ أولیاؤه فضائله خوفاً و أخفىٰ أعداؤه فضائله حسداً و شاع له بین ذین ما ملأ الخافقین؛ چه بگویم دربارۀ کسی که فضایلش را دوستانش از روی ترس و دشمنانش از روی دشمنی پنهان کردند و درعینحال فضایل او شرق و غرب عالَم را پر کرده است؟!»
علىّ الدّرّ و الذّهب المصفّى
و بـاقى النّـاس کـلّهم تـراب
هو البکّاء فى المحراب لیلاً
هو الضّحّاک إذا اشتدّ الضّراب؛
على علیه السّلام گوهر و طلاى ناب سرزمین انسانیّت است و بقیّهٔ مردم همگی نسبت به او خاک زمین هستند.
او شبانگاه در محراب عبادت از خوف خدا بسیار گریه کند، ولى در میدان جنگ در شدّت درگیرى خنده بر لب دارد.
شخصیّتی ناشناخته و فوق بشری
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرمایند:
وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ کُلَّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لٰکِنْ أَخَافُ أَنْ تَکْفُرُوا فِیَّ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص)؛
به خدا سوگند، اگر میخواستم هرکدام از شما را به محل تولّد، مکان دفن و تمام امورش خبر دهم، این کار را میکردم، امّا میترسم بهخاطر من به رسول خدا (ص) کفر بورزید.
یعنی اگر خواسته باشم محلّ تولّد و دفن هرکدام از شما جمعیّت حاضر را بگویم، و بگویم از کجا پدید آمدهاید و عاقبت شما چه میشود، خواهم گفت، ولی میترسم بهخاطر من به رسول اللّه (ص) کفر بورزید (مثلاً مقام من را بالاتر از پیامبر (ص) بدانید یا مثل بعضی جهّال مقام ربوبیّت برای من قائل شوید).
باز منسوب به شافعی است که گفته است:
لو أنّ المرتضى أبدىٰ محلّه
لصار الناس طرّاً سجّداً له؛
اگر مرتضى على علیه السّلام مرتبهٔ خود را آشکار میفرمود، هرآینه مردم همگی او را سجده میکردند.
که این تقریباً مضمون همان کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام است.
بههرحال کلماتی که میخوانیم، کلمات امیرالمؤمنین علیه السّلام است؛ با آن عظمتی که در روایت است: اگر اهلبیت علیهم السّلام و در رأس آنها رسولاکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ص) نبودند، اصلاً بهشت و جهنّمی نبود و آدم و حوّایی وجود نداشت.
خداوند ما را از شیعیان و محبّان حقیقی حضرتش قرار دهد که: «حُبُّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حَسَنَهٌ لاَ یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَهٌ؛ حبّ علیّ بن ابیطالب علیهما السّلام حسنهای است که باوجود آن هیچ گناهی ضرر نمیرساند». امیدواریم سیّئات ما هم به برکت آن حضرت مورد غفران الهی قرار گیرد و خداینکرده شَینِ اهلبیت علیهم السّلام نبوده، بلکه زَینِ ایشان باشیم.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰