هدایت بالاترین نعمت الهی
بیانات
آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
درس اخلاق، سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴
جلسهٔ سوم (۱۴۰۳/۰۷/۱۶)
هدایت، بالاترین نعمت الهی
در ادامۀ کلمات امیرالمؤمنین علیه السّلام در وصیّت به فرزندشان به این عبارت میرسیم:
وَ إِذَا أَنْتَ هُدِیتَ لِقَصْدِکَ فَکُنْ أَخْشَعَ مَا تَکُونُ لِرَبِّکَ؛
و هرگاه بهسوی مقصد خود هدایت شدی، چندان که توانى نسبت به پروردگار خود فروتن باش.
درصورتیکه خداوند متعال به تو توفیق هدایت و رشد داد، و توانستی در آن مسیر قرار گرفته و به مقصد برسی، بالاترین حالت خشوع را نسبت به پروردگار داشته باش. نکتۀ این مطلب واضح است؛ زیرا هدایت، بالاترین نعمتی است که خداوند متعال به انسان داده است. هیچ نعمتی با هدایت و یافتن راه درست برابری نمیکند، و تمام نعمتهای دیگر در مقابل آن ناچیزند. طبیعی است که اگر کسی بهدرستی متوجّه معنای این نعمت شود، برایش حالتی از خشوع و تواضع حاصل میشود.
لزوم توجّه به نعمتهای معنوی
بسیاری از ما هنگامی که از نعمتهای مادّی بهرهمند میشویم، مثلاً مسکن، مرکب، یا همسری به ما داده میشود، متوجّهِ نعمت بودن آن میشویم و نسبت به خداوند متعال اظهار شکر و خشوع میکنیم، امّا نسبت به نعمتهای معنوی توجّه چندانی نداریم، حالآنکه نعمتهای معنوی بالاترین نعمت هستند.
اینکه انسان خدای خود را بشناسد، پیامبران خدا را بشناسد، پیامبر اعظم (ص) را بشناسد، اهلبیت طاهرین ایشان علیهم السّلام را بشناسد و…، نعمتهایی هستند که با هیچ نعمتی قابل مقایسه نیستند. این اسباب سعادت ابدی را نه کمّاً و نه کیفاً نمیتوان با لذّتهای دنیا قیاس کرد.
در روایتی از امام صادق علیه السّلام چنین نقل شده است:
مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى عَبْدٍ أَجَلَّ مِنْ أَنْ لَا یَکُونَ فِی قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى غَیْرُهُُ؛
خداوند عزّوجلّ نعمتی برتر از این به بندهاش نداده که در قلبش چیزی جز خدای متعال نباشد.
نعمت خالص برای خدا بودن و تماماً خدایی شدن بهقدری باارزش است که دیگر نعمتها در مقابلش هیچ است. هیچ نعمتی برتر از این نیست. دیگر نعمتهای معنوی نیز به همین شکل قابل مقایسه با نعمتهای مادّی نیستند.
مغفول بودن تشکّر از هدایت
بااینحال، نعمتهای معنوی معمولاً مورد غفلت مردم هستند. مثلاً اگر کسی به دیگری پول، مرکب یا منزل بدهد، چنانچه انسان سالمی باشد، هم در قلب و هم با زبان از او تشکّر میکند. امّا اگر کسی علمی به انسان یاد دهد، راه درست را به او نشان دهد، یا امربهمعروف و نهیازمنکری نسبت به او انجام دهد، آیا قدر واقعی آن را میداند و همانقدر احساس تشکّر میکند؟! نوعاً مردم از اینگونه نعمتها غافلاند.
به همین خاطر است که در روایت آمده است:
کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مُکَفَّراً لَا یُشْکَرُ مَعْرُوفُهُ وَ لَقَدْ کَانَ مَعْرُوفُهُ عَلَى الْقُرَشِیِّ وَ الْعَرَبِیِّ وَ الْعَجَمِیِّ وَ مَنْ کَانَ أَعْظَمَ مَعْرُوفاً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَلَى هَذَا الْخَلْقِ وَ کَذَلِکَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ مُکَفَّرُونَ لَا یَشْکُرُونَنَا وَ خِیَارُ الْمُؤْمِنِینَ مُکَفَّرُونَ لَا یُشْکَرُ مَعْرُوفُهُمْ؛
رسول خدا (ص) حقّشان پوشیده میشد و از خیرشان تشکّر نمیشد، درحالیکه خیر ایشان به اهل قریش، عرب و عجم رسیده بود، و چهکسی خیری بزرگتر از رسول خدا (ص) به تمام این خلقت رسانده بود؟! و همچنین ما اهلبیت حقّمان پوشیده میشود و از ما تشکّر نمیکنند، و نیکان مؤمنین نیز حقّشان پوشیده میشود و از خیرشان تشکّری نمیشود.
زجری که پیامبر (ص) و اهلبیت علیهم السّلام از ابتدای جوانی تا هنگام شهادت تحمّل کردند و نعمتهایی که در طول زندگانی خود به مردم رساندند، بسیار زیاد بود، امّا آنقدر مورد ناسپاسی قرار گرفتند که مثلاً امیرالمؤمنین علیه السّلام در اواخر عمر شریفشان فرمودند:
اللَّهُمَّ إِنِّی قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِی وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِی؛
خداوندا! من از اینان ملول شدهام و آنان از من، من از اینان افسردهام و آنان از من!
نیکان مؤمنین هم مورد تشکّر قرار نمیگیرند. آیا تمام خدماتی که توسّط علمای بزرگ انجام گرفت، این انقلاب که توسّط امام قدس سره، روحانیّت و مردم فداکار محقّق شد، شهدایی که چنین فداکاری کردند و…، آیا تمامی اینها آنطور که شایسته است، مورد تشکّر قرار میگیرد؟!
شکرگزار کار نیک مؤمنین خداست
البتّه در مقابل، روایت دیگری است که میفرماید:
لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْءٍ مِنْهُ؛
کسى که سپاس نیکىات را بهجا نیاورد، تو را در نیکى کردن بىرغبت نکند؛ چراکه سپاست را کسى بهجا مىآورد که از آن نیکى بهره نبرده است.
یعنی اگر کسی بابت کار خوبت از تو تشکّر نکرد، از آن کار دست برندار؛ چهبسا کسانی از تو تشکّر کنند که هیچ نفعی از آن کار خوب تو نمیبرند که در رأس آنها خداوند متعال است. همچنین در روایت دیگری، از رسول خدا (ص) نقل شده است:
یَدُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوْقَ رُءُوسِ الْمُکَفَّرِینَ تُرَفْرِفُ بِالرَّحْمَهِ؛
دست خدا بالای سر کسانی است که اعمال خیرشان مورد تشکّر قرار نمیگیرد و بر آنها سایۀ رحمت میگستراند.
مثلاً طلّاب با تمام زحماتی میکشند، درس میخوانند، سختیها را تحمّل میکنند و…، اگر کسی قدرشان را نمیداند، بدانند دست خدا بالای سرشان سایۀ رحمت گسترانده است. همچنین نظامیان عزیز که از کشور مرزبانی میکنند، یا در صحنههای مبارزه با استکبار و یا حفظ امنیّت تلاش میکنند، اگر بهاندازۀ کافی مورد تشکّر قرار نمیگیرند و بلکه چهبسا زخمِزبان هم میشنوند، نباید موجب تزهّد در معروف شود؛ چراکه دست رحمت خدا بر سرشان سایه افکنده است.
امیدواریم خداوند متعال ما را، هم از اهل معروف قرار دهد و هم شاکر کسانی که معروف انجام میدهند. و ازآنجاکه بالاترین معروف در حقّ ما از ناحیهٔ خدای متعال و رسول خدا (ص) و اهلبیت ایشان علیهم السّلام است، ما هم باید بالاترین خشوع و تشکّر را از خدا و اولیای خدا داشته باشیم و این همان معنای «وَ إِذَا أَنْتَ هُدِیتَ لِقَصْدِکَ فَکُنْ أَخْشَعَ مَا تَکُونُ لِرَبِّک» است.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰