امر دیگری که جناب آخوند رحمه الله پیش از ورود به بحث اصلی مشتق مطرح کرده آن است که: مصادر و افعال داخل در نزاع مشتقّ اصولی نیستند، هرچند مشتقّ لغوی باشند؛ چه مصادر ثلاثی مجرّد که طبق یک معنا مشتق لغوی هستند و ...
اسم زمان، هیئتی است که میتواند برای معنایی اعم وضع شده باشد که دو فرد برای آن قابل تصوّر است: یک فردش خصوص متلبّس به مبدأ است و یک فردش هم ما انقضیٰ عنه المبدأ؛ الا اینکه در متن واقع، یک فرد بیشتر اتّفاق نمیافتد و آن فردی است ...
محقق عراقی رحمه الله میفرماید: وزان «صلات» نسبت به مقولاتی که پدیدآورندهٔ آن هستند (اجزاء و شرایط آن)، وزان لفظ «کلمه» نسبت به حروف است؛ زیرا کلمه یعنی «آنچه از اجتماع دو یا چند حرف با یکدیگر پدید میآید» که حداقلّ آن دو حرف است ...
در ابتدای بحث علائم حقیقت و مجاز گفتیم که گاهی ما فیالجمله معنای چیزی را میدانیم، اما حدود آن را نمیدانیم و میخواهیم این حدود را از طریق تبادر و ... بهدست آوریم. در مورد صحت حمل اولی نیز میگوییم ...
شهید صدر مراد بالذات را وجود ارادی و ذهنیِ معنا گرفت که معلوم است نمیتواند مطلوب باشد و متکلم وجود ذهنی شرب الماء را نمیخواهد. مراد بالعرض را هم ذات معنا گرفت که آنهم اثری ندارد و وضعش از وجود ذهنی بدتر است ...
سید خویی با توجه به مبنای خود در حقیقت وضع که قائل به مسلک تعهد است، میفرماید: هر متکلمی به حسب تعهدی که دارد، واضع است و لذا کلامی که به کار میبرد، اگر هم در معنای حقیقی استعمال کند و هم در معنای مجازی ...
مرحوم امام قدس سره در اصل استنتاج خود فرمودند چون نسبت در واقع نیست و قضیة معقوله و ملفوظه هم باید با واقع تطابق کند، پس هیئات برای نسبت وضع نشده است. خدمت ایشان عرض میکنیم لزومی به ضمیمه کردن تطابق نیست ...
مرحوم عراقی میفرماید از آنچه گفتیم استفاده میشود که همیشه مفاد هیئات ناقصه در طول مفاد هیئات تامه است؛ زیرا تا حدوثی نباشد، حادثی نداریم و تا حیثیت خروج از عدم به وجود نباشد، حیثیت وجودی در نظر گرفته نمیشود ...
گاهی ممکن است عرف ارتکازاتی داشته باشد که به آن التفات ندارد و ما با تحلیل علمی آن ارتکاز نهفته را باز میکنیم. ولی در بحث وضع چنین نیست؛ چون وضع امری اختیاری است و «جعل اللفظ علامةً للمعنی» است ...
معلوم شد معانی حروف و نیز هیئات تعلّقی است. ولی باید توجه داشت که تعلّقی بودن غیر از آلی بودن است؛ زیرا آلی بودن یعنی مورد التفات قرار نمیگیرد الا تبعاً، درحالیکه ممکن است نفس معنای تعلّقی مورد التفات قرار بگیرد ...
محقق عراقی رحمه الله مفاهیم را سه قسم کرد و یک سلسله مفاهیم را اختراع نفس دانست و گفت که تنها راه برای «وضع عام، موضوعٌله خاص» استفاده از مفاهیم اختراعی (مثل مصادیق، افراد و جزئیات انسان) است ...
مشهور اصولیون ـ و از جمله صاحب کفایه ـ از قدیم تا بهحال قائلاند که «وضع عام، موضوعٌله خاص» ممکن است؛ زیرا گرچه خاصها و مصادیق، به تفصیل در عام دیده نمیشوند، اما عام میتواند بِوَجهٍ مرآت برای افراد باشد ...