جلسۀ نهم، رمضان ۱۴۴۱ قمری، صدا و سیمای مرکز یزد

برپایهٔ بینش قرآنی، قاعدهٔ کلّی برای عموم مردم و افراد عادی، این است که آنچه از مصیبت به آنان می‌رسد، نتیجهٔ کارهای خود آنهاست، امّا اولیای خدا از این قاعده مستثنا هستند و مصیبت برای آنان به جهت رفعت درجات و عظمت مقام در درگاه الهی و برای این است که آنان را خالص و خالص‌تر کند و البته ممکن است حکمت‌های دیگری نیز داشته باشد.

خلاصه بیانات

آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته

ماه مبارک رمضان ۱۴۴۱، جلسه نهم

در چند جلسهٔ گذشته مطالبی از دیدگاه آیات قرآن کریم و احادیث اهل‌بیت علیهم السلام دربارهٔ ابتلائات بشری ازجمله این ابتلای بزرگ جهانی بیان کردیم و با استفاده از آیهٔ شریفهٔ (ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون) ‏ قاعده‌ای عام به دست آوردیم که: فسادهای فراگیر در کرهٔ خاکی نتیجهٔ اعمال خود بشر است و حکمت آن، چشاندن نتیجهٔ بعضی از اعمال به بشر، جهت هدایت، بیدارشدن و بازگشت او به راه صحیح است.

مصیبت‌ها، حاصل اعمال خود انسان

این مطلب از بعضی آیات دیگر نیز استفاده می‌شود. خداوند متعال در آیهٔ شریفهٔ دیگری می‌فرماید:

(وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر)؛

آنچه از مصیبت به شما می‌رسد، حاصل اعمال و نتیجهٔ تلاش خودتان است. این خودتان هستید که عامل مصیبت‌های خود هستید! تازه خداوند متعال از بسیاری از گناهان شما درمی‌گذرد و آنها را عفو می‌کند که اگر بنا بود به خاطر همهٔ گناهانتان شما را مؤاخذه کند، لحظه‌ای شایستهٔ بقاء نبودید.

تنها راه نجات، بازگشت به سوی خدا

آن‌گاه خداوند متعال در آیهٔ بعد می‌فرماید:

 (وَ ما أَنْتُمْ‏ بِمُعْجِزِینَ‏ فِی الْأَرْضِ‏ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ وَلِیٍ‏ وَ لا نَصِیرٍ)؛

شما نمی‌توانید از بلاهایی که خداوند برایتان مقدّر کرده است، فرار کنید و جز خدا هیچ یار و سرپرست و پناهگاهی نخواهید یافت؛ یعنی تنها راه نجات، بازگشت به سوی خداوند است: (لَعَلَّهُمْْ یَتَضَرَّعُون‏‏)؛ (لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُون‏)؛ (لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون‏‏)؛ همهٔ این ابتلائات برای آن است که ما به درگاه خدا، تضرّع و زاری و ناله کنیم؛ مخصوصاً در این شب‌ها و سحرها که دعاها مستجاب و مورد عنایت پروردگار عالَم است.

امّا با همهٔ این ابتلائات، واقعاً ما چقدر به خود آمده‌ایم و چقدر توبه و تضرّع کرده‌ایم؟! خداوند به ما رحم کند و باز هم باید به لطف خدا و رحمت خدا پناه ببریم و از خدا به سوی خود خدا فرار کنیم و با استعانت از اهل بیت علیهم السلام و اولیای خدا، از خداوند بخواهیم آنچه را انجام داده‌ایم مورد عفو قرار دهد و به ما توفیق توبه و عمل صالح در آینده نیز عنایت فرماید.

علّت ابتلای انبیا و اولیای الهی

گفتیم طبق یک قاعدهٔ کلّی، بلاها و ابتلائات بشری ـ چه در مقیاس فردی، چه در مقیاس جمعی و چه در مقیاس جهانی ـ نتیجهٔ اعمال خود بشر است. در اینجا ممکن است پرسشی مطرح شود که: نیکان این عالَم که هیچ شکّی در خوبی و باتقوایی آنان نداریم؛ مانند انبیا و اولیای الهی و ائمّهٔ معصومین علیهم السلام ـ که معصوم‌اند و از هر گناهی محفوظ هستند ـ چرا مبتلا به سختی‌ها و گرفتاری‌ها می‌شوند؟ بلکه چه‌بسا گاهی ابتلائات آنان از افراد عادی نیز سخت‌تر است؛ مانند ابتلائات فردی یا اجتماعی که ابراهیم خلیل علیه السلام، موسای کلیم علیه السلام، ایّوب نبی علیه السلام و همچنین سایر پیامبران داشتند یا ابتلائات عظیمی که پیامبر خاتم صلّی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل‌بیت معصومین علیهم السلام داشتند؛ چه ابتلائاتی که از ناحیهٔ مردم پدید می‌آمد و چه ابتلائاتی که از غیر ناحیهٔ مردم و به طور طبیعی اتّفاق می‌افتاد. این ابتلائات به چه دلیل بوده است؟ آیا آیهٔ شریفهٔ (وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ) در حقّ آنان نیز جاری است؟

پاسخ این پرسش هم در قرآن کریم است و از زبان امام سجّاد علیه السلام بیان شده است. بنابر روایتی، وقتی یزید ملعون لعنهاللّه‌علیه آن‌همه جنایت در ماجرای کربلا انجام داد، در مجلسی که امام سجّاد علیه السلام و اهل‌بیت همراهشان را با آن وضع دلخراش و دلسوز و جانگداز به حالت اسارت آورده بودند، یزید خبیث و پلید خواست به جنایات خود زخم زبان هم اضافه کند و مانند بسیاری از خبیث‌ها با تحریف معنایی آیات قرآن، زخم زبانی به حضرت بزند. لذا آیهٔ (وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ)را خواند و گفت: این مصیبت‌هایی که شما بدان گرفتار شده‌اید، نتیجهٔ اعمال و دست‌آورد خودتان است!

امّا امام سجّاد علیه السلام فرمودند: این آیه در شأن ما نازل نشده و مربوط به ما نیست. آن‌گاه آیات دیگری را قرائت کردند و فرمودند این آیات به ما مربوط می‌شود:

 (ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ‏ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللهِ یَسِیرٌ  لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُم‏)؛

هیچ مصیبتی در زمین و هیچ مصیبتی مربوط به خود شما نیست، مگر آنکه قبل از اینکه اتّفاق بیفتد، در قضای الهی نوشته شده و این برای خدا آسان است. این مصیبت‌ها برای آن است که نه از اینکه نعمت‌های ظاهری از شما گرفته شده ناراحت شوید و نه از نعمت‌های ظاهری که خداوند به شما داده خوشحال گردید؛ یعنی این جلوه‌های دنیا و راحتی‌ها و آسایش‌های دنیا و نیز سختی‌های آن، شما را به خود مشغول نکند و جز به خدا نیندیشید و جز برای خدا اصلاً زنده نمانید و در یک کلام، خالص خدایی شوید. مصیبت‌های اهل‌بیت علیهم السلام در قضیهٔ کربلا از این قسم بوده است.

بنابراین برپایهٔ بینش قرآنی، قاعدهٔ کلّی برای عموم مردم و افراد عادی، این است که آنچه از مصیبت به آنان می‌رسد، نتیجهٔ کارهای خود آنهاست، امّا اولیای خدا از این قاعده مستثنا هستند و مصیبت برای آنان به جهت رفعت درجات و عظمت مقام در درگاه الهی و برای این است که آنان را خالص و خالص‌تر کند و البته ممکن است حکمت‌های دیگری نیز داشته باشد.

و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته