جلسه ۲۲، رمضان ۱۴۴۴ قمری، صدا و سیمای مرکز یزد
بیانات
آیتالله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی دامت برکاته
ماه مبارک رمضان ۱۴۴۴ (۱۴۰۲ ش)، جلسه بیست و دوم
کلمات مبارک امیرمؤمنان و سرور پارسایان علیه السّلام را در وصف متّقین تبیین میکردیم و به اینجا رسیدیم که حضرت فرمودند: لَا یُضِیعُ مَا اسْتُحْفِظَ وَ لَا یَنْسَى مَا ذُکِّرَ؛ فرد متّقی آنچه مسئولیّت حفظش را دارد، ضایع نمیکند و آنچه را به او تذکّر داده شده، فراموش نمیکند. گفتیم این دو فقره معنای گسترده و جامعی دارد و بسیاری از امور بلکه همهٔ امور نیک را شامل میشود. دربارهٔ فقرهٔ اوّل مطالبی را بیان کردیم و اکنون میخواهیم دربارهٔ فقرهٔ دوم توضیح دهیم.
فراموش نکردن عملی تذکّرات و پندها
معنای فقرهٔ دوم آن است که فرد متّقی چنین نیست که اگر تذکّری به او دادی، نصیحتی به او کردی یا مطلبی را برای او یادآوری نمودی، آن را فراموش کند.
مقصود از فراموشی در اینجا فراموشی عملی است؛ یعنی فرد متّقی تذکّرات و نصیحتهای دیگران را عملاً فراموش نمیکند. البتّه معلوم است که بهطور ذهنی هم فراموش نمیکند، ولی مهم جهت عملی است؛ زیرا مقصود حضرت در اینجا آن است که فرد متّقی آنچه را باید انجام دهد، انجام میدهد.
پس انجام ندادن، دو گونه است: ۱) گاهی بهخاطر این است که اساساً فرد آنقدر بیتوجّه است که هیچ تحفّظی ندارد و آنچه را به او تذکّر داده شده، سرسری گرفته و عمیق به آن ننگریسته، درنتیجه از ذهن او پریده است. ۲) و گاهی چنین نیست، بلکه تذکّرات در ذهن او باقی مانده، امّا در عمل به آن پایبند نیست. هر دو صورت، فراموشی است؛ منتها آن فراموشی ذهنی و این فراموشی عملی است.
بنابراین انسانها باید نسبت به آنچه تذکّر داده شدهاند، جدّی باشند و حتّی بر آن تحفّظ کنند تا آن را فراموش نکنند و در مقام عمل هم به آن پایبند باشد.
ذکر و یاد خداوند
یکی از مهمترین چیزهایی که انسان نباید فراموش کند، بلکه بالاترین چیز و اصل همهٔ چیزها، ذکر و یاد خداوند است. خداوند متعال میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللهَ ذِکْراً کَثیراً؛
اى کسانى که ایمان آوردهاید، خدا را یاد کنید؛ یادى بسیار.
واقعاً چقدر ما به یاد خدا هستیم؟! یاد خدا نیز دو گونه است؛ ۱) یاد ذهنی و زبانی و ۲) یاد عملی. و هر دو لازم است؛ البتّه مهمتر یاد عملی است. دراینباره، در یکی از بحثهایی که سالها قبل در این برنامههای ماه مبارک رمضان انجام دادیم، جلسات متعدّدی سخن گفتیم و دربارهٔ ذکر خدا، اعمّ از ذکر ذهنی و زبانی یا ذکر عملی مطالبی را بیان کردیم که بحمداللّه جمعآوری و چاپ هم شده و دراختیار بسیاری نیز قرار گرفته است.
مذمّت نسیان و فراموشی
اساساً فراموشی و نسیان، امر ناپسندی است؛ چنانکه در روایت آمده است:
النِّسْیَانُ ظُلْمَهٌ وَ فَقْدٌ؛
فراموشی، تاریکى و ناداری است.
یا در روایت دیگر آمده است:
لِلْغَافِلِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ السَّهْوُ وَ اللَّهْوُ وَ النِّسْیَانُ؛
غافل سه نشانه دارد: سهو، لهو و فراموشی.
فرد غافل، سه علامت دارد: ۱) سهو؛ یعنی آنچه را باید مورد توجّه قرار دهد، نسبت به آن بیتوجّه میشود. ۲) لهو؛ یعنی سرگرم بازیها میشود که متأسّفانه امروزه در جامعهٔ ما بسیار رواج پیدا کرده و حتّی برای بعضی افراد بهنحو ناصحیح ارزش شده است. ۳) نسیان و فراموشی.
بههرحال، فراموشی امر نامطلوبی است. البتّه فراموشی در بعضی موارد مفید است که در جای خود در همان کتاب «ذکر» توضیح دادهایم، امّا در بیشتر موارد همانطورکه در روایت آمده، تاریکی و ناداری است.
عاقبت سخت فراموشی
نسیان و فراموشی مخصوصاً دررابطهبا ذات اقدس الهی بدترین آفت است و عاقبتی سخت به دنبال دارد. خداوند متعال درمورد بعضی انسانها میفرماید:
نَسُوا اللهَ فَنَسِیَهُمْ؛
خدا را فراموش کردند، پس خدا [هم] آنان را فراموش کرد.
اگر کسی یاد خدا را فراموش کند، خدا هم او را فراموش میکند و اگر کسی از قلم عنایت الهی فراموش شود و به خودش واگذار گردد، نهایت بدبختی و بیچارگی را خواهد داشت!
در اینجا نیز فراموشی درمورد خداوند بهمعنای فراموشی عملی است، وگرنه خداوند نسیان و فراموشی ندارد. فراموشی عملی خداوند یعنی فرد از ردیف احسان الهی خارج شود و خداوند او را به خودش واگذارد و او را کمک ویژه نکند. چنین فردی در دنیا و آخرت، بدبخت خواهد شد، و اگرهم در دنیا بهحسب ظاهر بدبخت نبود، قطعاً در آخرت بدبخت خواهد بود.
خدافراموشی و خودفراموشی
یکی از مسائلی که در اسلام مطرح شده و از قرآن کریم استفاده میشود، آن است که اگر کسی خدافراموشی داشته باشد، خودفراموشی هم خواهد داشت. خداوند متعال میفرماید:
وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ؛
و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند، پس او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد.
امّا خودفراموشی به چه معناست؟ آیا به این معناست که انسان جسمش را فراموش میکند؟! مثلاً فراموش میکند که سر، گوش یا چشم دارد؟! خیر، این مراد نیست، بلکه معنایش آن است که حقیقت انسانیّت خودش را فراموش میکند؛ یعنی فراموش میکند که چه موجودی است، چه ارزشی دارد و به کجا باید برسد. نظیر اینکه یک استاد دانشگاه، یک معلّم دبیرستان یا یک پزشک بیمارستان، کار سبک و نامناسبی انجام دهد که درمورد او خواهند گفت: گویا این فرد فراموش کرده که استاد، معلّم یا پزشک است که این کار نامناسب را انجام میدهد!
وقتی انسانی خدا را فراموش کرد، درحقیقت خودش را هم فراموش کرده است؛ زیرا انسان منهای خدا اصلاً انسان نیست، بلکه اصلاً موجود نیست؛ چون حقیقت هر چیزی وابسته به پدیدآورندۀ آن است. بلاتشبیه اگر نوری را درنظربگیریم که فضایی را روشن کرده است، چنانچه منبع نور از بین برود یا از آن صرفنظر شود، آیا اصلاً دیگر نوری باقی میماند؟! آیا اصلاً ممکن است باقی باشد؟! روشن است که نور بدون منبع نور معنا ندارد؛ چون معلول آن منبع است؛ مثلاً با صرفنظر از خورشید نمیتوان روز را تصوّر کرد یا با صرفنظر از لامپی که روشنایی میدهد، نمیتوان روشنایی را تصوّر کرد.
وابستگی ما به پروردگار عالَم
وابستگی ما به پروردگار عالَم بهمنزلهٔ وابستگی نور خورشید به خورشید و مانند وابستگی نور چراغ به چراغ و بلکه بالاتر است. اگر رابطهٔ نور و سرچشمهٔ نور قطع شود، اصلاً نوری باقی نخواهد ماند. درمورد انسان نیز اگر رابطهٔ او با خدایش قطع شود و خدا را فراموش کند، دیگر حقیقت انسانیّت را ندارد، درنتیجه فرد بیچاره و بدبختی خواهد بود که دستخوش هر چیزی میشود و عاقبت ناپایدار و شومی خواهد داشت. بدینجهت هیچوقت نباید آنچه را به ما تذکّر داده شده، فراموش کنیم که مهمترین آنها خدا و یاد خداست.
اکنون که در دههٔ سوم ماه مبارک رمضان هستیم، اینهمه تذکّر شنیدهایم؛ از ماه شعبان و خطبهٔ شعبانیّهٔ پیامبر صلّی الله علیه وآله گرفته تا مطالبی که از ابتدای ماه رمضان تا به حال ازجمله در شبهای قدر شنیدهایم، امّا آیا طبق این تذکّرات و پندها عمل کردهایم؟! آیا یادآوری ذهنی و عملی داشتهایم یا نداشتهایم؟! هرکس خود به نفس خویش آگاهتر است. امیدواریم خداوند متعال ما را جزء پندپذیران قرار دهد: اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَذَکَّرَ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرىٰ.
و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰