پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 18 اسفند 1399
  • 2021 Mar 08
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 581
دیروز: 1466
ماه جاری: 37101
امسال: 811398
کل: 3283579
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 22/11/1399 - 07:53
کد خبر: 305 تعداد بازدید: 112 تعداد نظرات کاربران: 0  

  سخنرانی آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی یزدی به مناسبت دههٔ فجر انقلاب اسلامی در جلسه درس خارج فقه (12/11/1399)/ عقبۀ انقلاب اسلامی یعنی کلّ اسلام و تشیّع در ایران، یعنی بعثت رسول اکرم (ص) و زحماتی که ائمّه طاهرین (ع) و صدّیقة کبری (ع) کشیدند و بعد از آن زحماتی که علمای بزرگ و متدیّنین در طول تاریخ کشیدند. تا در نهایت این کشور به یک کشور امام زمانی و اهل بیتی تبدیل گردید
سخنرانی حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی یزدی
به مناسبت دههٔ فجر انقلاب اسلامی

در جلسه درس خارج فقه (12/11/1399)

به مناسبت فرا رسیدن دهۀ مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، شایسته است چند کلمه­ای در این زمینه صحبت کنیم.

اگر کسی اندکی انصاف داشته باشد، متوجّه می­شود که این انقلاب و بیرون آوردن کشور شیعی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف از حلقوم گرگ­های بین‌المللی و دست نشانده­های آنها که به هیچ ضابطه­ و معیار ارزشی و انسانی ملتزم نبودند، پدیدة بسیار شگرف و کار بسیار عظیمی بود. گرگ‌هایی که اگر منافع نامشروع آنها اقتضاء می­کرد و شرایط اجازه می­داد، بدترین ظلم­ها و جنایت­ها را در حقّ مردم مسلمان انجام می­دادند و هیچ چیز هم مانع آنها نبود. کما اینکه الآن می­بینیم کسانی که بر این کشور در گذشته مسلّط بودند، همان کسانی هستند که فجایع فلسطین، افغانستان، یمن، سوریه، عراق، بوسنی و هرزگوین و قبلش ویتنام و نظیر این کشورها را رقم زدند و اکثریّت قریب به اتّفاق این کشورها، سرزمین‌های اسلامی بودند.

اگر قبل از انقلاب یک آرامش ظاهری در کشور وجود داشت، مثل آرامش در زندان بود که با تازیانه­ها و چکمه­ها دژخیمانی مسلّط بر آن بودند. امّا مردم نه مالک جان خودشان بودند، نه مالک مال و عِرضشان. و فقط در حدّی که تضادّی با منافع مستکبران و غارتگران نداشت، مالکیت و آزادی آنها در ظاهر محفوظ بود و آنها مشغول چپاول خودشان بودند، ولی اگر کسی به جدّ در مقابل آنها می­ایستاد و آنها احساس خطر می کردند، هیچ امتناعی در انجام انواع جنایات نداشتند. امّا به برکت مرجعیّت، رهبری‌های امام راحل‌ أعلی الله مقامه و پیروی حوزه علمیه، علماء و فضلاء از ایشان در درجه اوّل و سپس پیروی و همراهی توده‌های عظیم مردم مسلمان، آن حرکت عظیم برای رهایی از قید و بندها آغاز گردید و بحمدلله و به لطف خداوند متعال و به برکت تمسّک به امام حسین علیه السّلام پیروزی حاصل شد.

این انقلاب با کمترین هزینه نسبت به سایر انقلاب­هایی که نوعاً در دنیا اتفاق می­افتد، به وقوع پیوست؛ آن هم انقلابی فراگیر، همه جانبه، ریشه­ای و از اساس که البتّه عقبة طولانی مدّتی داشت. عقبة انقلاب اسلامی یعنی کلّ اسلام و تشیّع در ایران، یعنی بعثت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و زحماتی که ائمّه طاهرین علیهم السّلام و صدّیقة کبری علیها السّلام کشیدند و بعد از آن زحماتی که علمای بزرگ و متدیّنین در طول تاریخ کشیدند. تا در نهایت این کشور به یک کشور امام زمانی و اهل بیتی علیهم السّلام تبدیل گردید؛ زیرا روشن است که این انقلاب براساس آموزه­های اهل بیت علیهم السّلام شکل گرفت و این آموزه­ها به سادگی در جان و قلب و نفوس مردم نفوذ نکرده بود، بلکه مردم با اقتداء به امام حسین علیه السّلام و اصحاب با وفایش و با اعتماد به فقه جعفری علیه السّلام و علمای صالح و مرجعیّت صالحه قدّس سرّهم، آن همه فداکاری و حضور بی­دریغ را پدید آوردند تا در نهایت این انقلاب اسلامی پیروز شد و نعمت بزرگ الهی در اختیار مردم قرار گرفت.

به همان اندازه‌ای که مردم متدیّن و نیز کسانی­ که علاقه­مند به سرنوشت و استقلال کشور و آزادی از قید دشمنان اسلام و ایران بودند خوشحال شدند، به همان اندازه معاندین و دشمنان و بیگانگان زیاده­طلبِ استعمارگر و چپاول­گر دچار تأسّف و ناراحتی شدند؛ چون ایران لقمة چربی برای آنها بود که سال­های متمادی به راحتی از آن استفاده می­کردند و هر کاری که می‌خواستند انجام می‌دادند و منابع کشور را به تاراج می­بردند و سعی می‌کردند مردم این کشور را از هویّت خود تهی کنند و به رنگ دلخواه خود درآوردند. و با انقلاب اسلامی نه تنها این لقمه را از دست دادند، بلکه احساس کردند اگر این روند ادامه پیدا کند، به کشورهای هم‌جوار و مسلمان­هایی که در اطراف زندگی می­کنند نیز گسترش می‌یابد، لذا مستکبران و عوامل دست نشانده آنها احساس ترس کردند و با آن روحیّات و سابقة طمع‌کاری و چپاول‌گری که داشتند، با تمام توان در مقابل این انقلاب ایستادند و برای سدّ راه انقلاب یا حدّاقل کند کردن سرعت گسترش آن یا لاسمَح‌الله اگر بتوانند برای ریشه­کن کردن این انقلاب، از هیچ تلاشی فروگذاری نکردند و هرچه توانستند و تا جایی که شرایط دنیایی، سیاسی، اجتماعی و نظامی به آنها اجازه می­داد، انجام دادند.

از همان روزهای اوّل چه فسادها، خراب­کاری­ها و مشکلاتی که در استان­های مختلف به ویژه استان­های مرزی پدید آوردند؛ گروهک­های معاند و بی­رحم و آدم‌کش درست کردند یا از آنها حمایت کردند و بعد هم شرق و غرب آن روز هر یک به گونه‌ای جنگ تحمیلی سنگین و فرسایشی را با کارگردانی یک رژیم سفّاک و مرد ستمگر و بی‌باکی مثل صدام ملعون به راه انداختند و جمهوری اسلامی مجبور شد در آن شرایط سخت که تازه انقلاب پیروز شده بود و عوارض انقلاب او را در تنگنا قرار داده بود، هشت سال در مقابل این رژیم سفّاک و حامیان منطقه­ای و بین­المللی آن بجنگد، منتها به لطف خدا و با فداکاری مردم پیروز شد.

قصد دشمن این بود که با جنگ فرسایشی، فشار دراز مدّتی را بر کشور تحمیل کند تا اینکه مردم از انقلاب خسته و پشیمان شوند و دست از مقاومت بردارند، وقتی دیدند که با ادامة جنگ نمی‌توانند به اهداف خود دست یابند و چه‌بسا قضیّه معکوس شده و جنگ به نفع ایران خاتمه پیدا خواهد کرد، به نوعی جنگ را خاتمه دادند، امّا توطئه­های آنها به شکل­های دیگری ظاهر شد، منتها هدف همان هدف اولیّه بود؛ یعنی خسته، مستأصل و پشیمان کردن مردم از انقلاب اسلامی و وادارکردن آنها به تسلیم در برابر تمامی خواسته­های آنان. مستکبران عالم هنوز هم همان هدف را دارند و فقط رنگ­ها عوض شده است؛ دیروز به عنوان جنگ تحمیلی، امروز به عنوان مسئلة هسته­ای، حقوق بشر و موشک، و یک روز هم به عنوان دیگری مانند حضور منطقه‌ای، حمایت از مقاومت، دفاع از مستضعفین و امثال آن، و این سلسله ادامه دارد و پایانش فقط قدرتمندی ما و غلبه بر دشمن و ناامید کردن او از پیروزی است.

تمام استعمارگرانی که از این سفرة گسترده قبل از انقلاب بهره می‌بردند، تقریباً در صف مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفتند. امّا دانایی­ها، ذکاوت­ها و فداکاری­های امام راحل قدّس سرّه و مقام معظم رهبری (حفظه الله و ایّده و سدّده) کشور را با وجود تمامی این فشارها و تنگناها به پیش برد و از تقریباً صفر، به اوج قلّه­های قدرت و عظمت در حدّ خودش رساند. کشوری که نخست وزیر زمان پهلوی ملعون می­گفت ما نمی­توانیم یک لولهنگ یعنی آفتابه درست کنیم؛ آن‌وقت چگونه می‌خواهیم با اخراج انگلیسی­ها نفت را استخراج، تصفیه و صادر کنیم؟ (1) و مقصودش این بود که باید تسلیم این استعمارگرها باشیم! امّا امروز بحمدلله تمامی اینها گورشان را گم کرده‌اند، و علی­رغم دولت­هایی که می‌بینید بعض آنها چقدر به نوعی در مقام عمل عاجزند، با این حال چرخ صنعت نفت، فولاد، نساجی، ماشین‌سازی و... و چرخ‌های انقلاب می‌چرخد که البتّه باید بیشتر و بهتر از این باشد.

مهمّ این است که تمامی اینها به برکت اسلام، قرآن، اهل بیت علیهم السّلام ، مرجعیّت و فقاهت بود و واقعاً نمی‌دانم بعضی از افراد چه در مغزشان می­گذرد و چه در فکرشان جولان می­دهد که با نظام اسلامی سر جنگ دارند؟! اگر کسی یک بحث علمی و انتقاد درستی داشته باشد که مثلاً فلان کار را اگر اینطوری انجام بدهید بهتر است و اگر آنطوری انجام بدهید غلط است و راه درستش را هم نشان بدهد، چنین انتقادی مطلوب است و مشکلی ندارد، امّا گاهی کسانی که خودشان را متدیّن و شیعة اهل بیت علیهم السّلام می­دانند و چه بسا بعضی­ خود را عالم و فقیه هم بدانند، با جمهوری اسلامی سر ناسازگاری دارند و من واقعاً مانده­ام که می­خواهند چه کار کنند؟ اگر شما مسلمان و معتقد به فقه هستید و جمهوری اسلامی را قبول ندارید، خب چه نظامی به عنوان بدیل آن معرّفی می‌کنید؟ آیا معتقدید که باید رهبرِ مجتهد، عادل، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر را رها کرد و هر کس دیگری ولو فاسق، شرابخوار، جنایتکار و غیرمتعهّد به احکام اسلام، رهبر و حاکم شود؟ معنای نفی ولایت فقیه همین است؛ اگر شما نمی­خواهید ولیّ فقیه متصدّی امور باشد، پس یا آدم عادلِ بدون علم یعنی جاهل باید حاکم باشد یا عالمِ فاسق. یا به جای مدیرِ مدبّر، شخصی بی‌عار، بی‌کار و بی‌هنر حاکم باشد!

قانون اساسی که در اصل چهارمش می­گوید: «كليه قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها بايد براساس موازين اسلامي باشد. اين اصل بر اطلاق يا عموم همة اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر برعهدة فقهاي شوراي نگهبان است» این اصل چه عیب و ایرادی دارد، و همان‌طور که تصریح شده مرجع تشخیص مطابقت با موازین اسلامی، افراد عادّی نیستند بلکه فقهای شورای نگهبان هستند که شش نفر فقیه عادلِ آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز می‌باشند. بله، اگر ادّعا دارید که فلان فرد در شورای نگهبان مثلاً مجتهد نیست یا خصوصیّات دیگر را ندارد، این را تذکّر بدهید و مانعی ندارد، امّا چرا این اصل را زیر سؤال می‌برید و چرا می­گویید لازم نیست انتخابات زیر نظر شورای نگهبان باشد و تأیید صلاحیّت لازم نیست و باید رها کرد تا به تعبیر برخی هر رذلی بتواند کاندیدا شود و چه­بسا با فریب، دروغ، تقلّب و ترفندهای خاصّ، مردم را طبق هواهای خودش به جهتی سوق دهد و احیاناً پیروز هم شود!؟

کسانی­که سنگ آمریکا، فرانسه و انگلیس را به سینه می­زنند، چشمان خود را باز کنند و ببینند در این کشورها چه کسانی بر مسند قدرت قرار می­گیرند! و نتیجه آن نظام پوسیده، بی­ارزش و بی­هویت غربی را که خودشان اسمش را «دموکراسی» گذاشته­اند، ببینید. البته گاهی مواقع غموض مسائل یا حدّاقل تبلیغات دشمن اجازه نمی­دهد که همة مردم واقعیّات را درک کنند، امّا گاهی آنقدر فساد واضح است که حتّی کسانی که هیچ خبرویّتی در مسائل سیاسی و اجتماعی ندارند، فساد این نظام دموکراسی غربی را می­فهمند؛ چون نتیجة طبیعی آن، فردی مثل ترامپ است که فساد و تباهی­اش مانند شب تاریک ظلمانی است و همه آن را درک می­کنند. ترامپ که به تعبیر خودشان به صورت غیرقانونی رئیس جمهور نشد، بلکه قانونی به قدرت رسید، آیا شما می­خواهید چنین افرادی بر سر کار بیایند؟ فساد چنین افرادی را که حدّاقل اکثریّت می­فهمند گرچه شاید بعضی نفهمند.

با این­حال یک عدّه عمامه به سر که البتّه نادرند، سینه چاک می­کنند که چرا شورای نگهبان و اصل چهارم قانونی اساسی وجود دارد؟ اگر این عدّه واقعاً مسلمان هستند، چرا چنین ادّعایی می­کنند!؟ اصل چهارم قانون اساسی می­گوید تمام احکام و قوانین و مقررات باید طبق اسلام باشد و مرجع تشخیصش هم نه یک نفر و سه نفر، بلکه اکثریّت فقهای عادل آگاه هستند. اگر شما واقعاً مسلمانید، این اسلام کجا می‌خواهد ظهور پیدا کند؟ این حرف که اسلام کاری به حکومت نداشته باشد، واقعاً مساوی با عدم اسلام است.

اسلام از ابتدا با سیاست و حکومت همراه بوده است. اوّلین فرصتی که پیامبر عزیز اسلام صلّی الله علیه وآله پیدا کردند، در مدینه حکومت تشکیل دادند و حتّی قبل از ظهور اسلام هم در امور اجتماعی از باب وظیفه تا آنجایی که مقدورشان بود دخالت می‌فرمودند. آن­وقت چطور کسی می­تواند بگوید اگر احکام اسلام زیر و رو شود و تمامی گناهان مانند زنا، فحشاء، دزدی، چپاول، غارت و اختلاس رایج شود، من کاری ندارم و فقط باید رابطه­ام با خدا درست باشد و نمازم را بخوانم! در حالی که این سکولاریسم است؛ یعنی از لحاظ دینی هیچ مسئولیّت اجتماعی نداشته باشیم و دین نباید اصلاً در اجتماع دخالت کند و هیچ موضعی در مقابل دزدی، فحشاء و سایر آفات اجتماعی نداشته باشد و هر کسی خودش باشد و دین و خدای خودش! کدام انسان نادانی می­تواند این حرف را نسبت به اسلام بدهد!؟ آن­وقت متأسّفانه عدّه­ای چنین افکاری را یا به صورت آشکار مطرح می­کنند و یا وقتی می­بینند جامعه این حرف­ها را برنمی­تابد، با پوشش و ذکر لوازمش دنبال می­کنند.

اگر خدای نکرده ما قدر این نعمت بزرگ را ندانیم؛ نعمتی که به این کشور و به مردم استقلال داد، ارباب­های بی­رحم و زیاده­طلب را عقب راند، راه اسلام، قرآن و آزادی از یوغ­ استبداد را به ما نشان داد و محقّق کرد، اگر این نعمت­ها را قدر ندانیم و مثل بنی اسرائیل که گفتند «خدایا این نعمتی که به ما دادی کافی نیست و ما می­خواهیم بقیّة غذاها را داشته باشیم» کفران نعمت کنیم، آن وقت گرفتاری‌های بزرگ پیدا می­شود و عواقب این کفران نعمت دامن‌گیر می‌شود.

از خداوند متعال می­خواهیم که فضل و نعمت خودش را بر ما مستدام بدارد و ان شاءالله اینچنین خواهد شد. امّا وقتی که کفران نعمت کنیم، تضمینی وجود ندارد که این نعمت‌ها ادامه داشته باشد؛ چنانکه بنی‌اسرائیل وقتی کفران نعمت کردند خداوند متعال عقوبات سختی را برای آنها مقدّر فرمود و چهل سال در بیابان­ها سرگردان بودند که البتّه منشاء این عقوبات خودشان بودند. خب چه تضمینی وجود دارد که چنین اتّفاقی برای ما نیفتد!؟ البته به برکت اهل بیت علیهم السّلام و توسل به ایشان و به برکت خون شهداء و فداکاری­های مردم متدین، إن شاء الله خداوند به همة ما رحم می­کند، امّا باید بدانیم مردم زمان امیرالمؤمنین علیه السّلام دل ایشان را خون کردند، تا جایی که حضرت دعا کردند: «اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ کَمَا یُماثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ» (2) خدایا دل­های اینها را ذوب کن همچون نمکی که در آب حلّ می­شود!

تا آنجا که طبق اخبار حضرت، آن غلام ثقیف بر آنها حاکم شد (3)؛ همان خبیثی که سیوطی در کتاب تاریخ الخلفاء از عمر بن عبدالعزیز خلیفة اموی نقل می‌کند که اگر امّت‌ها اشقیاء خودشان را در معرض نمایش بگذارند، ما در این مسابقه اگر حجاج بن یوسف ثقفی را بیاوریم بر همة آنها غالب می­شویم! البته تمامی خلفای بنی‌امیّه و نیز بنی‌عباس، کم و زیاد چنین بودند. تازه اینها با وجود حضور معصوم علیه السّلام بوده و امام سجاد علیه السّلام ، امام باقر علیه السّلام ، امام صادق علیه السّلام و سایر ائمه علیهم السّلام حضور داشتند، چه برسد به زمان غیبت.

عدّه­ای هستند که محور حقّ و باطل را فقط خودشان و هوی و هوس‌هایشان می­دانند. اگر چیزی مناسب میلشان باشد یا اگر خیلی بالا ببریم طبق فهم‌شان باشد، می‌گویند درست است والا همه چیز باطل است! اگر سری به فضای مجازی، سایت­ها و کانال‌ها بزنیم، می‌بینیم عدّه­ای ـ البته با اختلاف مراتب ـ اینچنین هستند و تمام همّتشان را تا جایی که بتوانند بر این گذاشته­اند که علیه انقلاب اسلامی، رهبری و حتّی علیه امام راحل قدّس سرّه بایستند و شبانه روز عمر، فهم، قلم و صدایشان را صرف چنین کارهایی می‌کنند. چقدر انسان باید دارای قلب سیاه و فطرتش معکوس شده باشد که تمام همّتش را برای مخالفت با انقلاب اسلامی بگذارد که گفتیم در حقیقت همان مخالفت با اسلام است؛ چراکه جمهوری اسلامی و قانون اساسی، چیزی جز اسلام و آنچه پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و ائمه علیهم السّلام خواسته‌اند نمی‌گوید و در قانون اساسی آمده که اگر یک جایی حتّی خود قانون اساسی، اطلاق یا عمومش مخلاف اسلام بود، آن قانون مردود بوده و نظر فقهاء مسؤل مقدّم است.

طبق قانون اساسی کسی که زمام کشور را بدست می‌گیرد، باید فقیه، عادل، مدیر، مدبّر و آگاه باشد. اگر جایی لاسمح الله کسی زمام کشور را به دست گرفته بود که این صفات را نداشت، بگویید چون این صفات را ندارد باید برود! ولی چرا با اصل مسئله ولایت فقیه، اصل چهارم قانون اساسی و اصول مربوط به تأیید و تشخیص صلاحیّت­ها مخالفت می­کنید‍‍!؟ آیا قصدی به‌جز ایجاد اختلاف و هرج و مرج و اطاعت مستقیم یا غیرمستقیم دستورات استعمارگران دارید!؟ فرقی هم نمی‌کند آگاهانه این کار را انجام می‌دهید یا ناآگاهانه، به هرحال نتیجه‌اش یکی است.

هنوز فراموش نمی‌کنم وقتی یکی از این افراد در روزنامه‌ نوشته بود که اصلاً در جمهوری اسلامی و بعد از انقلاب، زندان لازم نیست. معنای این حرف آن است که هرکس هرکاری که خواست أعم از دزدی، چپاول، آدم‌کشی، فحشاء و امثال آن می‌تواند انجام دهد و باید آزاد باشد. و حتّی بعضی از کسانی که به برکت همین انقلاب به جایی رسیدند، با ذکر لوازم می­گویند چه احتیاجی به تأیید صلاحیت است؟ می‌گویند «وقتی شورای نگهبانی نبود، چقدر مجلس شورای اسلامی خوب شده بود» که این حرف عبارة اخرای آن است که شورای نگهبان لازم نیست و باید اجازه داد هرکسی که می‌خواهد ـ ولو کسانی امثال ترامپ ـ بتوانند وارد مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و دولت شوند. خب اگر چنین اعتقادی دارید، پس چرا خود شما و مثل شما این همه دشمنی کردید با بعضی از کسانی که قبلاً ـ خوب یا بد ـ به ریاست جمهوری رسیده بودند و این همه مشکلات آفریدید!؟ البته آنها هم قدر ندانستند و ملحق به بقیه شدند. اگر شما واقعاً حتّی به دموکراسی معتقد هستید، چرا وقتی مردم به کسانی رأی می­دهند ـ چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی، چه ریاست جمهوری و چه خبرگان ـ که موافق مزاجتان نیست، با انواع حیله‌ها در مقابل آنها ایستادگی می‌کنید؛ مثلاً قانونی را که مجلس تصویب می‌کند رسماً ابلاغ نمی­کنید یا اگر ابلاغ کردید اصلاً عمل نمی­کنید یا ناقص و یا طبق تفسیر خودتان عمل می­کنید، با اینکه آن تفسیر معلوم الغیّ و ما لایرضی صاحبه است و چه‌بسا اصل آن قانون بیّن الرّشد بوده و احتیاجی به تفسیر نداشته باشد.

از آن طرف اگر کسی به شما اندک انتقادی بکند که مطابق میلتان نباشد، زمین و زمان را به هم می‌دوزید، گرد و خاک می­کنید، تحریم یا ممنوع الحضورش می­کنید و هر کاری که از دستتان بربیاید علیه او انجام می‌دهید. امّا خودتان هر تهمت ناروا و خلاف واقعی را که بخواهید ابراز می­کنید و به هر قیمتی که باشد حاضرید اهداف خود را به کرسی بنشانید.

آیا این کارها حتّی با دموکراسی غربی سازگاری دارد و آیا جز شارلاتان­بازی غربی چیز دیگری است!؟ متأسّفانه بعضی‌ها خیلی بی­انصافی می­کنند و ارزش جمهوری اسلامی، قانون اساسی، آن شالوده­هایی را که امام راحل أعلی الله مقامه ریختند، خدمات، هدایت­ها و رهبری‌هایی که مقام معظم رهبری حفظه الله انجام دادند و کشور را به این قلّة رفیع در حدّ خودش در انواع زمینه­ها رساندند ـ که با مقایسة سایر کشورها می‌بینید چه قدرت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی­ای برای ایران پدید آمده ـ نه تنها قدر اینها را نمی‌دانند بلکه لگدپراکنی هم می‌کنند.

امیدواریم خداوند متعال به کَرم خود و به برکت اولیائش و خون شهدای عزیز، لطف خود را از ما دریغ نفرماید و همچنان فضل و رحمتش را بر ما گسترش داده و عمق ببخشد. غافلین را از خواب بیدار بفرماید و بدخواهان را اصلاح کرده و اگر قابل اصلاح نیستند مفتضح و رسوا کند. شرّ دشمنان را به خودشان برگرداند. اسلام و تشیّع را در تمام صحنه­ها پیروز بگرداند. از خداوند متعال می­خواهیم ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را هرچه زودتر مقرَّر بفرماید. روح بلند امام قدّس سرّه ، شهداء، مراجع و علمای گذشته را با ارواح صدّیقین و شهداء محشور بفرماید. ما را قدردان زحمات آنها بگرداند. خدایا به حقّ محمّد صلّی الله علیه وآله و آل محمّد برکات زمینی و آسمانی را، مخصوصاً باران رحمتت را بر ما نازل بفرما. همة مشکلات را رفع بفرما. عواقب همة ما را ختم بخیر بفرما.

والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

---------------------------------

1. [[دوره شانزدهم مجلس ملی شاید یکی از مهمترین دوره‌های مجلس ملی در دوران مشروطه باشد؛ مجلسی که در جریان ملی شدن صنعت نفت قرار گرفت و با رد تمدید قرار داد گس _ گلشائیان سرانجام ملی شدن صنعت نفت را رقم زد. اما این دوره با نخست وزیری سپهبد رزم‌آرا همزمان شد که یکی از جدی‌ترین طرفداران تمدید قرار داد نفتی گس _ گلشائیان بود که امتیاز بهره‌برداری از نفت ایران را به طرف غربی می‌داد. نخست‌وزیر وقت در اوایل دی ماه سال 1329 نخست وزیر تعدادی از نمایندگان را به جلسه خصوصی دعوت می‌کند تا آنها را برای دادن رای مثبت به لایحه تمدید گس _ گلشائیان راضی کند. معروف است که رزم‌آرا در این جلسه با نمایندگان اینگونه سخن گفته است: «ملي كردن صنعت نفت بزرگ ترين خيانت است ... ما لیاقت لولهنگ‌سازی هم نداریم. 50 سال است که آن را می‌سازیم ولی ترقی نکرده‌ایم ما چطور می‌توانیم خودمان صنعت نفت‌مان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوام‌فریبانه ادامه پیدا کند من ناچار می‌شوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی و مجلس را توی سر اقلّیت خراب کنم.»
رهبر معظم انقلاب نیز در این رابطه فرمودند: «همه‌ی ابزارهای فرهنگی و تبلیغی در طول صد سال یا بیشتر به‌کار گرفته شد، تا این ملت را به خودشان بدبین کنند - یکی از شخصیت‌های سرشناس معروف می‌گفت: ایرانی، یک لولهنگ نمی‌تواند بسازد! - لولهنگ یعنی آفتابه گِلی؛ آن زمانها از گل، آفتابه درست می‌کردند. این‌جور این ملت را تحقیر می‌کردند. این ملت حالا در زمینه‌های زیستی، در زمینه‌ی فعالیت‌های گوناگون علمی، تحقیقی کارهایی می‌کند که خودش را جزو ده کشور اول جهان قرار می‌دهد.» بیانات در دیدار بسیجیان، 7/۹/1384.]]
2. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص 174، خطبهٔ 25.
3. همان، ص 174:
... أَمَا وَ اللَّهِ لَيُسَلَّطَنَ‏ عَلَيْكُمْ‏ غُلَامُ‏ ثَقِيفٍ‏ الذَّيَّالُ الْمَيَّالُ يَأْكُلُ خَضِرَتَكُمْ وَ يُذِيبُ شَحْمَتَكُمْ إِيهٍ أَبَا وَذَحَة.

Share
   لطفاً دیدگاه خود را بنویسید:
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران:
رنگ زمينه:
         
سايز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظيم حرکت:    
   حدیث هفته
خدا پسندانه است
بیان علی (ع) در بيان رفتارش با فاطمه عليها السّلام: به خدا سوگند كه تا زنده بود، نه او را عصبانى نمودم و نه به كارى مجبورش كردم! او نيز، نه مرا عصبانى نمود و نه در كارى، از من نافرمانى كرد. هنگامى كه به او نگاه مى‌كردم، غم‌ها و اندوه‌ها از من برطرف مى‌شدند.
كشف الغمّة، ج۱، ص۳۶۳
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1399 Qommpth.ir All Rights Reserved