پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 6 مرداد 1400
  • 2021 Jul 28
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 757
دیروز: 1016
ماه جاری: 7812
امسال: 267361
کل: 3578877
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 28/11/1396 - 15:42
کد خبر: 268 تعداد بازدید: 4 تعداد نظرات کاربران: 0  

  سخنرانی حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه، خرداد ماه 1387 (قسمت دوّم)/ بعد از رحلت رسول اکرم صلّي الله عليه وآله که در مسير خلافت انحراف پيدا شد و قدرت سياسي به دست اشخاصي غير از وصيِّ رسول خدا قرار گرفت، آن‌ها ديدند اگر قدرت اقتصاديِ ناشي از عوائد فدک در دست فاطمه و همسر و فرزندانش عليهم السّلام باقي بماند شايد منشأ مشکلاتي براي آن‌ها شود. لذا از اوّلين کارهايي که خليفه انجام داد مصادره‌ي فدک بود.
نگاهی به خطبه‌ فدکیه‌ حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام
 
سخنرانیحضرت آیت الله
سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
(خرداد ماه 1387)
 
(قسمت دوّم)
 
اجمالي از قصّه فدک
 
از مشکلاتي که در همان ابتداي بعد از رحلت پيامبر عظيم الشأن اسلام صلّي الله عليه وآله اتّفاق افتاد قضيّه‌ي فدک و ممانعت خليفه‌ي اوّل از باقي ماندن فدک در اختيار فاطمه‌ي زهرا عليها السّلام است. اين‌که مي‌گويم يکي از مشکلات است چيزي نيست که فقط علماي شيعه نقل کرده باشند؛ بلکه اين مطلب در صحيح‌ بخاري که به نظر برادران اهل تسنّن دقيق‌ترين و صحيح‌ترين کتاب است حداقل در سه مورد آمده، چنان‌که اصل مطلب در صحيح مسلم، سنن ترمذي و کتاب‌هاي معتبر ديگر اهل تسنّن هم آمده است (13) و هيچ مسلماني نمي‌تواند در اصل اين قضيّه تشکيک کند.
 
مشکل فدک بعد از آن بروز کرد که خلافت و ولايت از مسير اصلي منحرف شد و اين در حالي بود که پيامبر بارها در مورد جانشين بعد از خود سفارش فرموده بود و عاقبت، هفتاد روز قبل از رحلت در بازگشت از حجّة الوداع در روز غدير از جانب حق تعالي مأمور شد تا ولايت علي عليه السّلام را مجدّداً ابلاغ نمايد و بر جانشيني علي عليه السّلام از همگان بيعت بستاند و او نيز چنين کرد:
 
(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ)؛ (14)
 
اى فرستاده‌ي ما! آن‌چه را از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن، و اگر چنين نكنى (گويى هيچ) پيام او را ابلاغ نكرده‌‏اى و خداوند تو را از (فتنه و شرّ) مردم نگه مى‏دارد، بى‏‌ترديد خداوند گروه كافران را هدايت نمى‏‌كند. 
 
سرزمين فدک
 
فدک سرزميني آباد است که از نظر فقهي جزء فَيء بود؛ يعني آن چيزهايي که به نصّ قرآن در اختيار پيامبر و مال پيامبر اکرم صلّي الله عليه وآله بود:
 
(وَ مَا أَفَاءَ اللهُ عَلىَ‏ رَسُولِهِ مِنْهُم فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لَا رِكاَبٍ وَ لَكِنَّ اللهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىَ‏ مَن يَشَاءُ وَ اللهُ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ، مَّا أَفَاءَ اللهُ عَلىَ‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى‏ فَللّهِ‏َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كىَ‏ْ لَا يَكُونَ دُولَةَ  بَينْ‏َ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ  وَ مَا ءَاتَئكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللهَ إِنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقَاب)؛ (15)
 
و آن‌چه را خداوند بر فرستاده‌ي خود از (اموال) آن‌ها (به عنوان فَى‏ء) بازگرداند (همه از آنِ رسول اوست؛ زيرا) شما براى (گرفتن) آن اسب و شترى نتاختيد (و بر سرش نجنگيديد) ولكن خداوند فرستادگان خود را بر هركس بخواهد مسلّط مى‌‏سازد، و خدا بر هر چيزى تواناست، آن‌چه خداوند (به عنوان فَى‏ء) از (اموال) اهل شهر و روستاها بر فرستاده‌ي خويش بازگردانيد از آنِ خدا و رسولش و خويشان او و يتيمان و مسكينان و در راه‌ماندگان است، تا ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد و آن‌چه را فرستاده‌ي ما به شما داد بگيريد و از آن‌چه شما را منع و نهى كرد باز ايستيد، و از خدا پروا نماييد، كه خداوند سخت‏ كيفر است.
 
از جانب خداوند متعال دستور رسيد:
 
(وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيل)‏؛ (16)
 
حقّ خويشاوند و مسكين و در راه‏مانده را ادا كن‏.
 
پيامبر هم طبق دستور الهي و با حکمتي که در اين حکم وجود داشت اين نقطه‌ي آباد را به فاطمه‌ي زهرا عليها السّلام تمليک کرد. (17) اين اقدام حکيمانه‌ي نبي اکرم صلّي الله عليه وآله که به فرمان الهي صورت گرفت داراي اسرار و نکات فراواني است. از آن پس، فدک در اختيار فاطمه‌ي زهرا بود و آن حضرت افرادي را از جانب خود به عنوان عامل براي اداره‌ي امور به سوي فدک مي‌فرستند و منافع و ثمرات فدک در اختيار زهرا قرار مي‌گيرد. 
 
بعد از رحلت رسول اکرم صلّي الله عليه وآله که در مسير خلافت انحراف پيدا شد و قدرت سياسي به دست اشخاصي غير از وصيِّ رسول خدا قرار گرفت، آن‌ها ديدند اگر قدرت اقتصاديِ ناشي از عوائد فدک در دست فاطمه و همسر و فرزندانش عليهم السّلام باقي بماند شايد منشأ مشکلاتي براي آن‌ها شود. لذا از اوّلين کارهايي که خليفه انجام داد مصادره‌ي فدک بود. او عوامل و کارگزاران فاطمه عليها السّلام را اخراج کرد و آن‌جا را در اختيار خودش گرفت. حضرت زهرا عليها السّلام اعتراض فرمودند به چه دليل آن‌چه را که به فرمان الهي پدرم رسول خدا به من إعطا فرموده بود از من مي‌ستانيد؟ خليفه‌ي اوّل به جاي آن‌که سخن فاطمه را بپذيرد، رو به حضرت کرد و گفت: به چه دليل فدک مال توست؟
 
واعجبا! فاطمه مصداق آيه‌ي تطهير است (18):
 
(إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً)؛ (19)
 
جز اين نيست كه خداوند مى‏خواهد از شما اهل بيت هرگونه پليدى را بزدايد و شما را به همه‌ي ابعاد پاكى، پاكيزه گرداند.
 
او جزء افرادي است که به امر الهي براي مباهله با نصاري حاضر شد (20):
 
(فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْكاذِبينَ)؛ (21)
 
هرگاه بعد از علم و دانشى كه (در باره‌ي مسيح عليها السّلام) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آن‌ها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
 
او کسي است که خود دختر خليفه‌ي اوّل ـ دقّت کنيد ـ مي‌گويد: «مَا رَأَيْتُ أَحَدًا قَطُّ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ غَيْرَ أَبِيهَا» (22) من هيچ‌کس را راستگوتر از فاطمه نمي‌دانم غير از پدرش. حالا اين فاطمه است که مي‌گويد فدک ملک من است. امّا خليفه اين سخن را از حضرت قبول نمي‌کند و از او مطالبه‌ي دليل مي‌نمايد، در حالي‌که گفتن فاطمه کفايت مي‌کند. چه دليلي بالاتر از سخن فاطمه؟! اين اوّلاً. 
 
ثانياً در فقه و احکام شرعي يک قاعده‌ي کلّي به نام قاعده‌ي يد (23) وجود دارد که مي‌گويد: هر چيزي در دست هرکس است او مالک آن شناخته مي‌شود مگر آن‌که دليلي خلاف آن را اثبات کند. فاطمه مسلّط بر فدک بود و فدک در اختيار او بود. پس طبق قاعده‌ي يد، فدک ملک اوست و لازم نيست براي مالکيتش دليل بياورد؛ بلکه اگر کسي ادّعاي ديگري دارد بايد دليل بياورد. با اين حال، فاطمه عليها السّلام فرمود: من براي مالکيّت خود بر فدک شاهد هم دارم. شهود فاطمه، علي بود؛ أمّ‌ أيمن بود؛ حسن بود و حسين (24)...
 
ادامه دارد ...
------------------------------------------
پی‌نوشت
 
13. در کتاب صحيح البخاري، باب فرض الخمس، ج3، ح2926 چنين آمده است:
«أن فاطمة عليها السلام ابنة رسول الله صلى الله عليه و سلم سألت أبا بكر الصديق بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه و سلم أن يقسم لها ميراثها ما ترك رسول الله صلى الله عليه و سلم مما أفاء الله عليه فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه و سلم قال (لا نورث ما تركنا صدقة) فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت»؛
و در باب غزوة خيبر، ج4، ح3998، چنين آمده است:
«فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة منها شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت»؛
و در باب قول النبي صلى الله عليه و سلم (لا نورث ما تركنا صدقة)، ج6، ح6346 چنين آمده است:
«قال أبو بكر والله لا أدع أمرا رأيت رسول الله صلى الله عليه و سلم يصنعه فيه إلا صنعته قال فهجرته فاطمة فلم تكلمه حتى ماتت»؛
و همچنين اين مطلب در کتب ذيل بيان شده است:
صحيح مسلم (م. 261 هـ.ق، الناشر : دار إحياء التراث العربي ـ بيروت)، باب قول النبي صلى الله عليه و سلم (لا نورث ما تركنا صدقة)، ج3، ص1380، ح52 (1759)؛
سنن ابي داود (م. 275 هـ.ق، الناشر : دار الفكر)، باب في صفايا رسول الله صلى الله عليه و سلم من الاموال، ج2، ص157، ح2968؛
مسند أحمد بن حنبل (م. 241 هـق، الناشر : عالم الكتب ـ بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ ـ 1998 م)، مسند ابي‌‌بکر، ج1،ص6، ح25؛
صحيح ابن حبان (م. 354 هـ . ق، الناشر : مؤسسة الرسالة ـ بيروت، الطبعة الثانية، 1414 ـ 1993)، باب مرض النبي صلى الله عليه و سلم، ج14، ص573، ح6607؛
تاريخ المدينة لابن شبه (م. 262 هـ . ق، عام النشر: 1399 هـ)، ج1، ص197؛
سنن البيهقي الکبري (م. 458 هـ.ق، الناشر : مكتبة دار الباز - مكة المكرمة ، 1414 ـ 1994)، باب بيان مصرف اربعة اخماس الفيء بعد رسول الله صلى الله عليه و سلم، ج6، ص300، ح12512؛ و ... .
14. المائده : 67.
15. الحشر : 6 و 7.
16. الإسراء : 26.
17. در روايات ذيل به اين مطلب تصريح شده است :
أ‌. «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ ?وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ? دَعَا النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ» :
مسند أبي يعلى (م. 307 هـ.ق، الناشر : دار المأمون للتراث ـ دمشق، الطبعة الأولى ، 1404 ـ 1984)، باب من مسند ابي سعيد الخدري، ج2، ص534، ح1409؛
ب‌. «فنزل عليه جبرائيل عليه السلام بهذه الآية ?وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ? (الإسراء: 26) فقال محمّد صلى الله عليه وآله : ومن ذو القربى وما حقّه؟ قال: فاطمة عليها السلام تدفع إليها فدك، فدفع إليها فدك. ثم أعطاها العوالي بعد ذلك، فاستغلتها حتى توفي أبوها محمّد صلى الله عليه وآله فلمّا بويع أبو بكر منعها أبو بكر منها، فكلّمته فاطمة عليها السلام في ردّ فدك والعوالي عليها وقالت له: انها لي وان أبي دفعها إليّ. فقال أبو بكر: ولا أمنعك ما دفع إليك أبوك. فأراد أن يكتب لها كتابا فاستوقفه عمر بن الخطاب وقال: إنها امرأة فادعها بالبيّنة على ما ادّعت، فأمر أبو بكر أن تفعل، فجاءت بأمّ أيمن وأسماء بنت عميس مع علي بن أبي طالب عليه السلام فشهدوا لها جميعا بذلك، فكتب لها أبو بكر، فبلغ ذلك عمر فأتاه فأخبره أبو بكر الخبر، فأخذ الصحيفة فمحاها ...»:
الكشف والبيان عن تفسير القرآن للثعلبي (م. 427 هـق، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الأولى 1422، هـ - 2002 م)، ج4، ص359؛
ج‌. «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ: ?وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ? [الإسراء: 26] دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ فَأَعْطَاهَا فَدَكَ» :
كشف الأستار عن زوائد البزار للهيثمي (م. 807 هـ.ق، الناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الأولى، 1399 هـ - 1979 م)، ج3، ص55، ح2223؛
د‌. «وَقَالَ الْحَافِظُ أَبُو بَكْرٍ الْبَزَّارُ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ يعقوب، حدثنا أبو يحيى التميمي، حَدَّثَنَا فُضَيْلِ بْنِ مَرْزُوقٍ عَنْ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي سعيد قال: لما نزلت ?وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ? دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ فَأَعْطَاهَا فَدَكَ؛ ثُمَّ قَالَ: لَا نَعْلَمُ حَدَّثَ بِهِ عَنْ فضيل بن مرزوق إلا أبو يحيى التميمي وَحُمَيْدُ بْنُ حَمَّادِ بْنِ أَبِي الْخُوَارِ، وَهَذَا الْحَدِيثُ مُشْكَلٌ لَوْ صَحَّ إِسْنَادُهُ، لَأَنَّ الْآيَةَ مكية، وفدك إِنَّمَا فُتِحَتْ مَعَ خَيْبَرَ سَنَةَ سَبْعٍ مِنَ الهجرة، فكيف يلتئم هذا مع هذا؟ فهو إذا حديث منكر، والأشبه أنه من وضع الرافضة، والله أعلم» :
تفسير القرآن العظيم لابن كثير (م. 774 هـ.ق، الناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة: الأولى - 1419 هـ)، ج5، ص63؛
اين انحراف عادي ابن کثير که هرچه به مذاق آفت‌زده‌اش مناسب نمي‌آيد منکر مي‌شود، مي‌توان پاسخ آن را از منابع ذيل به دست آورد که تصريح مي‌کنند آيه‌ي مورد نظر مَدَني است :
أ‌. «سورة بني إسرائيل: مكية، إلا ثماني آيات نزلت بالمدينة (1) في وفد ثقيف وهو قوله: {وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ} [73]، إلى الآيات الثاني (2)، وعن ابن عباس قوله: {رَبِّ أَدْخِلْنِي} [80] [نزلت بين مكة والمدينة (3)، وعن ابن المبارك قوله: {وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ} [76]، وقوله: {رَبِّ أَدْخِلْنِي}] (4) نزل في اليهود حيث قالوا لرسول الله: ليست هذه الدار بدار الأنبياء (5)، وعن الحسن: أن خمس آيات نزلت بالمدينة: {وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي} [33]، {وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا} [32]، {أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ} [57]، {أَقِمِ الصَّلَاةَ} [78]، {وَآتِ ذَا الْقُرْبَى} [26]»:
دَرْجُ الدُّرر في تَفِسيِر الآيِ والسُّوَر لعبدالقادر الجرجاني (م. 471 هـ.ق، الطبعة: الأولى، 1429 هـ - 2008 م)، ج3، ص1085؛
ب‌. «سورة الإسراء : (مكية [إلا الآيات 26 و 32 و 33 و 57، ومن آية 73 إلى غاية آية 80 فمدنية]»:
الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل للزمخشري (م. 538 هـ.ق، الناشر: دار الكتاب العربي ـ بيروت، الطبعة: الثالثة - 1407 هـ)، ج2، ص646؛
مفاتيح الغيب لفخرالدين الرازي (م. 606 هـ.ق، الناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت، الطبعة: الثالثة - 1420 هـ)، ج20، ص291؛
التسهيل لعلوم التنزيل لابن جزي الكلبي (م. 741 هـ.ق، الناشر: شركة دار الأرقم بن أبي الأرقم ـ بيروت، الطبعة: الأولى - 1416 هـ)، ج1، ص440؛
إرشاد العقل السليم إلى مزايا الكتاب الكريم لأبي السعود (م. 982 هـ.ق، الناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت)، ج5، ص154؛
ج‌. «وَآتِ ذَا الْقُرْبى: أخرج الطبراني وغيره عن أبي سعيد الخدري قال: لما نزلت: وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ دعا رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فاطمة، فأعطاها فدك؛ قال ابن كثير: هذا مشكل، فإنه يشعر بأن الآية مدنية، والمشهور خلافه. لكن ذكر في مطلع السورة أن هذه الآية مدنية. وروى ابن مردويه عن ابن عباس مثله.» :
التفسير المنير في العقيدة والشريعة والمنهج للزحيلي (الناشر : دار الفكر المعاصر ـ دمشق، الطبعة : الثانية ، 1418 هـ)، ج15، ص51؛
طبق جستجويي که در نرم افزار المکتبة الشاملة بر روي نسخه‌هاي تفسير ابن کثير به عمل آمد در هيچ يک از آن‌ها در مطلع تفسير سوره‌ي مبارکه‌ي إسراء تصريح به مدني بودن آيه‌ي مورد نظر نشده بود در حالي که آقاي زحيلي صاحب التفسير المنير في العقيدة والشريعة والمنهج مي‌گويد: ابن کثير در مطلع سوره‌ي إسراء به مدني بودن آيه‌ي مورد نظر تصريح کرده است؛ و احتمالاً اين نيز يکي از شگردهاي بعضي است که مطالبي را که باب ميلشان نمي‌باشد، از کتب حديثي، تفسيري، تاريخي و ... اهل سنّت حذف مي‌کنند؛ و الله العالم.  
18. روایاتی که در آن‌ها تصریح شده است که زهرای اطهر علیها السّلام مصداق آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر می‌باشند، در ذیل آمده است :
أ‌. «قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِىُّ صلى الله عليه وسلم غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِىٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»:
صحيح مسلم، ج4، ص1883، ح61 (2424)؛
ب‌. «لما نزلت هذه الآية على النبي صلى الله عليه و سلم إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا في بيت أم سلمة فدعا فاطمة و حسنا و حسينا فجللهم بكساء و علي خلف ظهره فجللهم بكساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا قالت أم سلمة وأنا معهم يا نبي الله ؟ قال أنت على مكانك وأنت على خير»: 
الجامع الصحيح سنن الترمذي (م. 279 هـ.ق، الناشر : دار إحياء التراث العربي ـ بيروت)، ج5، ص351، ح3205؛
ج‌. «لَمَّا نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الرَّحْمَةِ هَابِطَةً قَالَ: «مَنْ يَدْعُو لِي؟» فَقَالَتِ ابْنَتُهُ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَقَالَ: ادْعِي عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَدُعِيَ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ، فَجَعَلَ الْحَسَنَ عَنْ يَمِينِهِ، وَالْحُسَيْنَ عَنْ يَسَارِهِ، 
وَفَاطِمَةَ تُجَاهَهُ، ثُمَّ غَشَاهُمْ كِسَاءً ثُمَّ قَالَ: «هَؤُلَاءِ أَهْلِي» فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَی إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»:
مسند البزار؛ البحر الزخار (م. 292 هـ . ق، الناشر: مكتبة العلوم والحكم -  المدينة المنورة، الطبعة: الأولى)، باب اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ج6، ص210، ح2251؛
د‌. «رَابَطْتُ بِالْمَدِينَةِ سَبْعَةَ أَشْهُرٍ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و سلم  قَالَ : فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ جَاءَ إِلَى بَابِ عَلِيٍّ ، وَفَاطِمَةَ فَقَالَ صلى الله عليه و سلم : الصَّلاةَ ، الصَّلاةَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» :
مسند ابن أبي شيبة (م. 235 هـ.ق، الناشر: دار الوطن ـ الرياض، الطبعة: الأولى، 1997م)، باب حدیث ابی الحمراء، ج2، ص233، ح722؛
هـ. «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ فِي بَيْتِهَا فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ بِبُرْمَةٍ فِيهَا حَرِيرَةٌ، فَدَخَلَتْ بِهَا عَلَيْهِ، فَقَالَ: «ادْعِي لِي زَوْجَكِ وَابْنَيْكِ» قَالَتْ: فَجَاءَ عَلِيٌّ وَحَسَنٌ وَحُسَيْنٌ، فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَجَلَسُوا يَأْكُلُونَ مِنْ تِلْكَ الْحَرِيرَةِ، وَهُوَ عَلَى مَنَامَةٍ لَهُ عَلَى دُكَّانٍ، تَحْتَهُ كِسَاءٌ خَيْبَرِيُّ، قَالَتْ: وَأَنَا فِي الْحُجْرَةِ أُصَلِّي، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ هَذِهِ الْآيَةَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا قَالَتْ: فَأَخَذَ فَضْلَ الْكِسَاءِ فَغَشَّاهُمْ بِهِ، ثُمَّ أَخْرَجَ يَدَهُ فَأَلْوَى بِهَا إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَحَامَّتِي، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا، اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَحَامَّتِي، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا، قَالَتْ: فَأَدْخَلْتُ رَأْسِي الْبَيْتَ قُلْتُ: وَأَنَا مَعَكُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ، إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ»:
مسند أحمد بن حنبل (الناشر : مؤسسة قرطبة ـ  القاهرة)، باب حدیث امّ سلمة، ج6، ص292، ح26551؛
فضائل الصحابة لاحمد بن حنبل (م. 241 هـ ق، الناشر: مؤسسة الرسالة ـ  بيروت، الطبعة: الأولى، 1403 ـ 1983)، فضائل علی علیه السلام، ج2، ص587، ح994؛
و‌. «أن رسول الله صلى الله عليه و سلم كان يمر بباب فاطمة ستة أشهر إذا خرج إلى صلاة الفجر يقول الصلاة يا أهل البيت إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»:
مسند عبد بن حميد (م. 249 هـ . ق، موقع جامع الحديث)، ج3، ص348، ح1228؛
الآحاد و المثانی لابن ابی عاصم، باب ذکر فاطمه ابنة رسول الله صلى الله عليه و سلم، ج5، ص131، ح2952؛
ز‌. «فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا  وَمَا فِي الْبَيْتِ إِلَّا جِبْرِيلُ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَأَنَا فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ؟ قَالَ: «أَنْتِ مِنْ صَالِحِي نِسَائِي» قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: يَا عَمْرَةُ  فَلَوْ قَالَ: «نَعَمْ» كَانَ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا تَطْلُعُ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَتَغْرُبُ»:
الشریعة للآجری (م. 360 هـ.ق، الناشر: دار الوطن - الرياض، الطبعة الثانية1420 هـ - 1999 م)، باب ذکر جوامع فضل علی بن ابی طالب رضی الله عنه، ج4، ص2095، ح1587؛
ح. «نزلت هذه الآية على رسول الله صلى الله عليه و سلم وهو في بيت أم سلمة إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا  فدعا الحسن و الحسين و فاطمة فأجلسهم بين يديه ودعا عليا فأجلسه خلف ظهره وتجلل هو وهم بالكساء ثم قال : اللهم هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا فقال أم سلمة : وأنا معهم يا رسول الله؟ فقال : وأنت مكانك وأنت على خير»:
المعجم الکبیر للطبرانی (م. 360 هـ.ق، الناشر : مكتبة العلوم والحكم ـ الموصل، الطبعة الثانية  1404 ـ 1983)، باب عمر بن ابی سلمة، ج9، ص25، ح8295؛
دقّت کنید! از چهار روایت (ب ؛ هـ ؛ ز ؛ ح) موجود در این پاورقی فهمیده می‌شود که همسران نبی اکرم صلّی الله علیه وآله مصداق آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر نمی‌باشند؛    
ط. «جئت أريد عليا رضي الله عنه فلم أجده فقالت فاطمة رضي الله عنها انطلق إلى رسول الله صلى الله عليه و سلم يدعوه فاجلس فجاء مع رسول الله صلى الله عليه و سلم فدخل و دخلت معهما قال: فدعا رسول الله صلى الله عليه و سلم حسنا و حسينا فأجلس كل واحد منهما على فخذه و أدنى فاطمة من حجره و زوجها ثم لف عليهم ثوبه و أنا شاهد فقال إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا اللهم هؤلاء أهل بيتي»:
المستدرک علی الصحیحین للحاکم ، باب تفسیر سورة الاحزاب، ج2، ص451، ح3559؛ (حاکم نیشابوری در همین کتاب می‌گوید: این حدیث بنابر شروط مسلم صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در صحاحشان ذکر نکرده‌اند)؛
ی. «قالت [عایشة] : خرج النبي صلى الله عليه و سلم ذات غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن فأدخله معه ثم جاء الحسين فأدخله معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها معه ثم جاء علي فأدخله معه ثم قال إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»:
السنن الکبری للبیهقی، باب بیان اهل بیته الذین هم آله، ج2، ص149، ح2680؛
و ... .
19. الأحزاب : 33.
20. در روایات موجود در کتب ذیل تصریح شده است که نبی اکرم صلّی الله علیه وآله در روز مباهله، امیرالمؤمنین علی علیه السّلام و زهرای اطهر علیها السّلام و حسنین علیهما السّلام را همراه خود به میعادگاه با اهل نجران بردند:
أ‌. «عن عامر بن سعد بن أبي وقاص عن أبيه قال: أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال ما منعك أن تسب أبا التراب؟ فقال أما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلى الله عليه و سلم فلن أسبه لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول له خلفه في بعض مغازيه فقال له علي يا رسول الله خلفتني مع النساء والصبيان ؟ فقال له رسول الله صلى الله عليه و سلم أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدي وسمعته يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لي عليا فأتى به أرمد فبصق في عينه ودفع الراية إليه ففتح الله عليه ولما نزلت هذه الآية فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبنائكم دعا رسول الله صلى الله عليه و سلم عليا وفاطمة وحسنا وحسينا فقال اللهم هؤلاء أهلي»:
صحیح مسلم، باب من فضائل علی بن ابی طالب رضی الله عنه، ج4، ص1870، ح32 (2404)؛
الجامع الصحيح سنن الترمذي، ج5، ص638، ح3724؛
دقت کنید! در این روایتی که در کتاب صحیح مُسلم ـ که نزد اهل تسنّن، اصحّ کتب روایی بعد از صحیح بخاری می‌باشد ـ و در سنن ترمذی آمده است، تصریح شده است که معاویة بن ابی سفیان از سعد بن ابی وقّاص بازخواست می‌کند که چرا امیرالمؤمنین علی علیه السّلام را سبّ و لعن نمی‌کند!!! و این در حالی است که از نبی اکرم صلّی الله علیه وآله چنین نقل شده است «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي»؛ این روایت در کتب ذیل آمده است :
سنن الکبری للنسائی (م. 303 هـ.ق، الناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م)، ج7، ص441، ح8422؛
مسند احمد بن حنبل، ج6، ص323، ح26791؛ (در تعلیقه‌ی این حدیث در همین کتاب، آقای شعیب ارنؤوط می‌گوید: سند این روایت صحیح می‌باشد)؛
 المستدرك على الصحيحين للحاكم، ج10، ص422؛ (حاکم نیشابوری در همین کتاب می‌گوید این حدیث صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را ذکر نکرده‌اند)؛
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد للهیثمی، ج9، ص130؛ (هیثمی در ادامه‌ی حدیث می‌گوید: وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِيحِ غَيْرَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيِّ، وَهُوَ ثِقَةٌ)؛
تاریخ الاسلام للذهبی، ج1، ص485؛
و در برخی روایات در ادامه‌ی حدیث نبوی چنین آمده است «وَمَنْ سَبَّنِي فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ»؛ که این مطلب در کتب ذیل موجود است:
المستدرك على الصحيحين للحاكم، ج10، ص423؛
تاریخ دمشق لابن عساکر، ج42، ص533؛
إكمال تهذيب الكمال في أسماء الرجال لعلاء الدین مغلطای (م. 762 هـ.ق، الناشر: الفاروق الحديثة، الطبعة: الأولى، 1422 هـ‍‍ - 2001 م)، ج6، ص207؛
جامع الأحاديث للسيوطي، باب حرف المیم، ج20، ص368، ح22365؛ (سیوطی در این کتاب می‌گوید: این روایت را  احمد بن حنبل هم نقل کرده است).
ادامه‌ی روایات حاضرین در مباهله‌ی نبی اکرم صلّی الله علیه وآله با اهل نجران :
ب‌. «وَغَدَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ، وَحُسَيْنٍ يَتْبَعُهُ، وَفَاطِمَةُ تَمْشِي مِنْ خَلْفِهِ» :
التفسیر من سنن سعید بن منصور (م. 227 هـ.ق، الناشر: دار الصميعي، الطبعة الأولى1417 هـ - 1997 م)، باب قوله تعالی: إنّ مثل عیسی کمثل آدم، ج3، ص1044، ح500؛
ج‌. «فَأَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَغَدَا حَسَنٌ وَحُسَيْنٌ وَفَاطِمَةُ وَنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ»:
تاریخ المدینة لابن شبه، باب وفد نجران، ج2، ص582؛
د‌. «فَأَبْنَاؤُنَا وَأَبْنَاؤُكُمْ: فَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَنِسَاؤُنَا وَنِسَاؤُكُمْ: فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنْفُسُنَا وَأَنْفُسُكُمْ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ»:
الشریعة للآجری، باب ذکر خلافة امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه، ج4، صص1756ـ1759؛
هـ. «فأتوا رسول اللّه صلى الله عليه وسلم وقد غدا رسول اللّه محتضناً الحسين آخذاً بيد الحسن وفاطمة تمشي خلفه وعلي رضي الله عنه خلفها وهو يقول لهم : إذا أنا دعوت فأَمّنوا»:
تفسیر الثعلبی، ج3، ص85؛
و. «أن النبي صلى الله عليه و سلم جاء بالحسن والحسين وفاطمة تمشي خلفه وعلي خلفهما» :
الجامع لاحکام القرآن للقرطبی (م. 671 هـ.ق، عدد الأجزاء : 20)، ج4، ص104؛
و ... .
21. آل‏عمران : 61.
22. روایاتی که در آن‌ها عایشه همسر نبی اکرم صلّی الله علیه وآله تصریح می‌کند که فاطمه علیها السّلام صادق‌ترین است و دروغ نمی‌گوید، در ذیل آمده است :
أ‌. «عن عائشة رضي الله عنها : أنها كانت إذا ذكرت فاطمة بنت النبي صلى الله عليه و سلم قالت: ما رأيت أحدا كان أصدق لهجة منها إلا أن يكون الذي ولدها»:
المستدرک علی الصحیحین للحاکم، باب ذکر مناقب فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم، ج3، ص175، 4756؛ (حاکم نیشابوری در همین کتاب می‌گوید: این حدیث بنابر شروط مسلم صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در صحاحشان ذکر نکرده‌اند)؛
ب‌. «وَعَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ أَفْضَلَ مِنْ فَاطِمَةَ غَيْرَ أَبِيهَا. قَالَتْ: وَكَانَ بَيْنَهُمَا شَيْءٌ؟ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَلْهَا فَإِنَّهَا لَا تَكْذِبُ». رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي الْأَوْسَطِ، وَأَبُو يَعْلَى، إِلَّا أَنَّهَا قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ أَحَدًا قَطُّ أَصْدَقُ مِنْ فَاطِمَةَ؛ وَرِجَالُهُمَا رِجَالُ الصَّحِيحِ»:
مجمع الزوائد للهیثمی (م. 807 هـ . ق، 1414 هـ 1994 م)، باب مناقب فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم، ج 9، ص201؛ (هیثمی رجال این روایت را صحیح می‌داند)؛ و ... .
23. در این قسمت، متن برخی از کتب فقهی بعض مذاهب اهل سنّت آمده است که نظر به دلالت ید بر ملکیت دارند :
أ‌. «قال أبو محمد: والقضاء أن اليد دليل الملك، قال الله سبحانه: أو ما ملكت أيمانكم فيقضي لصاحب اليد بالملك، إلا أن تأتي البينة بغير ذلك» :
النَّوادر والزِّيادات على مَا في المدَوَّنة من غيرها من الأُمهاتِ للقيرواني المالکی (م. 386 هـ.ق، الناشر: دار الغرب الإسلامي، بيروت، الطبعة: الأولى، 1999 م)، ج9، ص5؛
ب‌.«لِأَنَّ دَلِيلَ الْمِلْكِ شَرْعًا ثَابِتٌ لَهُ وَهُوَ الْيَدُ وَالْفَاسِقُ وَالْعَدْلُ فِي هَذَا الدَّلِيلِ سَوَاءٌ» :
المبسوط للسرخسی الحنفی (م. 483 هـ.ق، لناشر: دار المعرفة ـ بيروت، الطبعة : بدون طبعة 1414 هـ - 1993م)، ج10، ص174؛
ج. «أما الشهادة على الملك: إذا رأى داراً أو عبداً أو عيناً في يد إنسان مدة طويلة، يتصرف فيها تصرف الملاك، لا ينازعه فيها أحد، جاز أن يشهد له بالملك مطلقاً؛ لأن التصرف مع امتداد المدة دليل الملك» :
التهذيب في فقه الإمام الشافعي للبغوي (م. 516 هـ.ق، الناشر: دار الكتب العلمية، الطبعة الأولى 1418 هـ - 1997 م)، ج8، ص224؛
د. «وقال الشافعي رحمه الله: دليل الملك اليد مع التصرف، وبه قال بعض مشايخنا رحمهم الله» :
الهداية في شرح بداية المبتدي للمرغيناني (م. 593 هـ.ق، الناشر: دار احياء التراث العربي بيروت)، ج3، ص121؛
هـ. «أَمَّا إذَا اشْتَرَى مِنْ إنْسَانٍ شَيْئًا فَإِنَّهُ يَصِحُّ؛ لِأَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّهُ مِلْكُهُ؛ لِأَنَّ الْيَدَ دَلِيلُ الْمِلْكِ» :
المغنی لابن قدامة الحنبلی (م. 620 هـ.ق، الناشر: مكتبة القاهرة، الطبعة: بدون طبعة 1388هـ - 1968م)، ج4، ص30؛
و‌. «لِأَنَّ الْيَدَ لَهَا، وَالْيَدُ تَدُلُّ عَلَى الْمِلْكِ فَلَا يُسْمَعُ مَا يُخَالِفُهُ إلَّا بِبَيِّنَةٍ» :
فتاوى السبكي الشافعی (م. 756 هـ.ق، الناشر: دار المعارف)، باب التفلیس، ج1، ص337؛
ز‌. «لِأَنَّ الْيَدَ دَلِيلُ الْمِلْكِ ظَاهِراً» :
تحفة المحتاج في شرح المنهاج لابن حجر الهيتمي الشافعی (م. 974 هـ.ق، الناشر: المكتبة التجارية الكبرى بمصر، الطبعة : بدون طبعة، 1357 هـ - 1983 م)، ج5، ص129؛
ح. «وَلَيْسَ مِنْ الْمُبَاحِ مَا جُهِلَ أَصْلُهُ وَهُوَ تَحْتَ يَدِ وَاحِدٍ أَوْ جَمَاعَةٍ؛ لِأَنَّ الْيَدَ دَلِيلُ الْمِلْكِ» :
همان، ج6، ص227؛
ط. «إذْ الْيَدُ الَّتِي تَدُلُّ عَلَى الْمِلْكِ هِيَ الَّتِي يَكُونُ مَعَهَا الِاسْتِيلَاءُ وَمَنْعُ الْغَيْرِ فَإِنْ وُجِدَ ذَلِكَ دَلَّ عَلَى الْمِلْكِ» :
الفتاوى الفقهية الكبرى لابن حجر الهیتمی الشافعی (م. 974 هـ.ق، الناشر: المكتبة الإسلامية)، باب احیاء الموات، ج3، ص174.
24. «و من العجيب‏: أن يقول لها أبو بكر ... : ائتيني بأحمر أو أسود يشهد لك بها و خذيها- يعني فدك‏ -، فأحضرت إليه أميرالمؤمنين و الإمامين الحسن و الحسين صلوات اللّه عليهم أجمعين و أمّ أيمن، فلم يقبل شهادتهم!!!» :‏
التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة(كراجكى رحمه الله)، ص129.

Share
   لطفاً دیدگاه خود را بنویسید:
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران:
رنگ زمينه:
         
سايز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظيم حرکت:    
   حدیث هفته
حقوق رعیّت بر زمامدار
هريك از تهى‌دستان را بر زمامدار، حقّى است به‌ اندازه‌اى كه زندگى‌اش را سامان دهد و زمامدار، چنان كه بايد، از عهده آنچه خداوند بر او واجب كرده، برنيايد، جز با كوشش و يارى جُستن از خداوند و آماده كردن خويش بر همراهى حق و پايدارى در انجام دادن آنچه بر او آسان باشد يا دشوار.
نهج البلاغة : الكتاب ۵۳
 
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1399 Qommpth.ir All Rights Reserved