پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 6 مرداد 1400
  • 2021 Jul 28
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 958
دیروز: 1016
ماه جاری: 8013
امسال: 267561
کل: 3579077
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 28/11/1396 - 01:18
کد خبر: 266 تعداد بازدید: 602 تعداد نظرات کاربران: 0  

  سخنرانی حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه، خرداد ماه 1387 (قسمت اوّل)/ خطبه فدکیّه حضرت فاطمه (س) نه تنها یک شکوائیّه و لایحه‌ی دادخواست و محکومیت علیه ظالمان و مخالفان است، بلکه یک دائرة المعارف کوچک اسلام است که بیان‌گر شرایط تاریخی و اجتماعی جهان در هنگام بعثت و بعد از آن بوده و نکات برجسته‌ی فلسفی، اعتقادی، اجتماعی، روان‌شناختی و غیره دارد؛ آن هم با عباراتی بسیار رسا و در عین حال کوتاه و زیبا و کوبنده.
نگاهی به خطبه‌ فدکیه‌ حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام
 
سخنرانیحضرت آیت الله
سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دام ظلّه
(خرداد ماه 1387)
 
(قسمت اوّل)
 
بسم الله الرحمن الرحیم
أعوذ بالله السّمیع العلیم من الشیطان اللّعین الرّجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ
وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا، وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا، وَ تَمَامِ مِنَنٍ وَالَاهَا
ثمّ الصلاة و السلام علی السید البشیر النذیر و السراج المنیر
حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا
محمّد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین
 
قَالَ رَسُولُ الله صلّی الله علیه وآله:
 
إنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا
 
این أیّام و لیالی متعلّق به زهرای أطهر و صدّیقه‌ی کبراست. روزها و شب‌هایی است که فاطمه‌ی زهرا علیها السّلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش و با تحمّل رنج‌ها، مصیبت‌ها و ستم‌های فراوانی که بر او و امیرالمومنین علیه السّلام رفت با دلی شکسته و خونین و تنی مجروح دعوت حقّ را لبّیک گفت.
 
راه‌های وصول به معرفت مقام فاطمه علیها السّلام 
 
شناخت حضرت فاطمه‌ی زهرا علیها السّلام آن‌چنان که بایسته و شایسته است برای من و أمثال من مقدور نیست؛ زیرا مقام فاطمه و عظمت و اسرار وجودی فاطمه به گونه‌ای است که انسان‌های عادی دسترسی به آن مقام ندارند و امکان شناخت آن مقام از آنان گرفته شده است؛ چنان‌که در روایت آمده است:
 
إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ (1)
 
فاطمه را فاطمه (یعنی گرفته شده) نامیدند برای این‌که خلق نمی‌توانند آن‌چنان که شایسته است به معرفت او نائل شوند. 
 
اما تلاش برای معرفت مقام فاطمه به قدر وسع، یک وظیفه الهی است و هر مقدار که در این راه جلو برویم یکی از بالاترین درجات کمال را برای خود کسب کرده‌ایم. لذا با آن‌که شناخت کامل آن حضرت برای ما ممکن نیست، لکن همه موظّفیم این ریحانه‌ی آفرینش و برترین بانوی عالم و سیده‌ی نساء عالمیان من الاولین و الآخرین را به اندازه‌ی توان خودمان بشناسیم؛ چرا که:
 
آب دریا را اگر نتوان کشید             هم به قدر تشنگی باید چشید
 
معرفت فاطمه ابعاد گوناگونی دارد و از راه‌های مختلف می‌توان به شناخت نسبی از آن حضرت نائل شد که به بعضی از آن¬ها اشاره خواهیم کرد:
 
1. آیات شریفه‌ی قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السّلام
 
یکی از راه‌های شناخت حضرت فاطمه آیات شریفه‌ی قرآن کریم است. زبان وحی و آیاتی که به طور اختصاصی در شأن فاطمه‌ی زهرا یا درباره‌ی اهل بیت علیهم السّلام است که یکی از افراد آن فاطمه‌ی زهراست، معتبرترین سند و مدرک برای تحقیق است. سوره‌ی مبارکه هل أتی، آیه‌ی مباهله، سوره¬ی قدر و آیات فراوان دیگری در جای‌جای قرآن کریم وجود دارد که بیان‌گر فضائل أهل بیت علیهم السّلام یا خصوص فضیلت زهرای مرضیه علیها السّلام است؛ از جمله آیه تطهیر که از غُرَر آیات کلام الله مجید است:
 
(إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً)؛ (2)
 
این است و جز این نیست که خداوند اراده فرموده تا هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و از هر جهت پاکیزه گرداند.
 
راه دیگر شناخت فاطمه‌ی زهرا مراجعه به کلماتی است که از معصومین به ویژه از پیامبر عظیم الشأن اسلام صلّی الله علیه وآله در مورد ایشان وارد شده است، که یکی از آن‌ها روایتی است که در ابتدای سخن قرائت شد و سنّی و شیعه آن را نقل کرده¬اند و صدورش از زبان مبارک پیامبر از قطعیّات است که:
 
إنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا؛ (3)
 
به راستی که خداوند به خشم فاطمه خشمناک می‌شود و به خاطر خشنودی‌اش خشنود می‌گردد.
 
این چه مقام والایی است که طبق فرموده‌ی پیامبر اسلام، خداوند متعال به واسطه‌ی خشم و غضب فاطمه خشم می‌گیرد و به واسطه‌ی خشنودی او خشنود می‌شود! این مسأله‌ی عجیبی است! اراده‌ی پروردگار با اراده‌ی فاطمه هماهنگ است. فاطمه ازآن‌هایی است که هیچ خواستی جز خواست خدا ندارد:
 
(وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ)؛ (4)
 
و شما نمى‏‌خواهيد مگر آنچه را كه پروردگار جهانيان خواسته باشد.
 
لذا هرگاه فاطمه خشم بگیرد و غضب نماید خداوند نیز غضب می‌کند و هرگاه فاطمه خشنود شود خداوند هم خشنود می‌شود. این مقام فناء محض در ذات أحدیت و اراده‌ی حضرت حقّ است. در حقیقت وقتی انسان‌های عادی با ملازمت تقوا بتوانند به مقام:
 
كُنْتُ‏ سَمْعَهُ‏ الَّذِي‏ يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُه‏؛ (5)
 
گوش او شوم كه با آن بشنود و چشم او شوم كه با آن ببيند و زبان او شوم كه با آن بگويد و دست او شوم كه با آن بگیرد، اگر مرا بخواند اجابتش می‌كنم و اگر از من خواهشى كند به او می‌بخشم.
 
برسد و این امر شگفتْ تحقّق پذیرد، دیگر مقام فاطمه علیها السّلام سیّده‌ی زنان عالمیان جای شگفتی ندارد. (5/1)
 
2. سیره‌ی صدّیقه‌ی کبری علیها السّلام
 
راه دیگر شناخت مقام فاطمه، رجوع به سیره‌ی حضرت و تاریخ زندگانی و حتّی کیفیّت رحلت مظلومانه و تاریخ بعد از شهادت (6) ایشان است. گرچه فاطمه عمر کوتاهی داشت و فقط حدود 18 بهار از زندگانی را دید، ولی این عمر کوتاه آن‌قدر پربار، پرمعنا و پرمحتوا بود که آفتاب وجودش سراسر تاریخ بشر را روشن ساخته و فروغ آن چشم‌ها را خیره می‌سازد. آری آن‌چه از اخلاق، عفّت، شجاعت، عبادت، ایثار، کرامات و سایر ابعاد وجود نورانی بانوی دو عالم به ما رسیده، به خوبی گوشه‌هایی از عظمت او را می‌نمایاند. و این در حالی است که بسیاری از تاریخ‌نویسان به دلایل سیاسی یا انحرافات عقیدتی خود در صدد بودند فضائل اهل بیت علیهم السّلام را مخفی نگه‌دارند و حقائق تاریخی را از ترس یا خیانت کتمان کنند.
 
3. بیانات زهرای اطهر علیها السّلام
 
راه دیگر برای شناخت فاطمه، بررسی کلام خود آن حضرت و تفکّر، تأمّل و تدبّر در آن‌هاست. خوشبختانه مقداری از سخنان و کلمات گهربار حضرت زهرا علیها السّلام به دست ما رسیده و ما را با عظمت فکر و اندیشه‌ی الهی آن حضرت می‌تواند آشنا سازد؛ کلماتی که بسان چشمه‌های حکمتی است که از جان پاک ایشان جاری شده و جلوه‌ای از عظمت او را آشکار می‌نماید. امّا در میان آن همه، خطبه‌ی معروف به فدکیّه ممتاز است.
 
اهمیّت خطبه‌ی فدکیّه
 
این خطبه یکی از قوی‌ترین، محکم‌ترین، زیباترین، با شکوه‌ترین، کوبنده‌ترین و جامع‌ترین‌هاست؛ خطبه‌ای که در وضعیت استثنایی از نظر روحی و روانی و شرایط حسّاس اجتماعی و سیاسی، در مقابل مردم مدینه و جمع أنصار، مهاجرین و دیگران و با حضور خلیفه‌ی وقت، در دفاع از حقّ خود و همسرش ایراد گردید. در این فرصت اندک، از غور در سایر راه‌های شناخت حضرت، صرف نظر نموده و مقداری پیرامون خطبه مسجد بحث می‌کنیم؛ زیرا واقعاً دانستن آن و تدبّر در نکات و معانیش ما را با گام‌های بلندی به شناخت زهرای اطهر علیها السّلام این گوهر یکدانه‌ی آفرینش می‌تواند نزدیک سازد.
 
سند و مدارک خطبه
 
این خطبه حقیقتاً یکی از سرمایه‌های بزرگ معنوی اسلام و تشیّع و یکی از نادرترین سخنانی است که در عالم، إنشا شده است. متن نسبتاً کامل خطبه در کتب روایی از جمله در احتجاج طبرسی رحمه الله آمده است و بعض بزرگان اهل تسنّن نیز خطبه را نقل کرده‌اند، مثل  ابن ابی طیفور در بلاغات النساء و  ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغة و بعضی دیگر که فقراتی از آن را ذکر کرده‌اند. (7) به هر حال، اصل مطلب جزء مسلّمات تاریخی است که هیچ‌کس نمی‌تواند درباره‌ی آن مناقشه‌ای کند.
 
شرایط عمومی ایراد خطبه
 
بانوی دو عالَم، هنگام ایراد خطبه در وضعیت بسیار سخت و اضطراری قرار داشت. بانویی 18 ساله‌ و مصیبت‌دیده که در غم پدر می‌سوزد؛ رنج‌ها و اندوه‌ فراوان بر او وارد آمده؛ مردم از پیمان خود برگشته‌اند؛ حقّ امیرالمومنین علیه السّلام غصب شده؛ ظلم‌ها به او و همسر و خانواده‌‌اش شده؛ حتّی به پدرش رسول خدا صلّی الله علیه وآله حین رحلت و بعد از رحلت، ستم شده و حرمتش نادیده انگاشته شده است؛ و آن‌گاه بعد از آن همه ناروا، فدک را که پیامبر به او بخشید به ناحقّ از او گرفته‌اند. تنها فراق پیامبر صلّی الله علیه وآله در بزرگی مصیبت کافی بود که این همه درد و رنج و غم و ظلم هم در کنار آن پدید آمد:
 
صُبَّتْ عَلَيَّ مَصَائِبٌ لَوْ أَنَّهَا            صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا (8)
 
مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روزها وارد می‌شد به شب‌های تار و تیره تبدیل می‌گشت.
 
در چنین شرایطی است که تصمیم می‌گیرد برای احقاق حقّ، برای اتمام حجّت و برای رفع بدعت، با همه‌ی مشکلاتی که دارد در مسجد پدرش در جمع مهاجرین و انصار و در میان مسلمانان حاضر ‌شود و در مقابل خلیفه‌ی وقت، حقائق را برملا سازد تا به عنوان سند مظلومیّت و لایحه‌ی محکومیت ظالمان، سینه‌ی همه‌ی تاریکی‌های تاریخ را بشکافد. آری، او آن‌چنان خطبه خواند که هنوز هم که هنوز است وضوح و نور دلائلش می‌درخشد؛ گویا فاطمه همین الآن در مسجد پیامبر قرار گرفته و سخنرانی می‌کند و افرادی را که در مقابل او قرار گرفته‌اند با رساترین بیان، عالی‌ترین استدلال و برترین برهان محکوم می‌نماید.
 
محتوای کلّی و جهت گیری اصلی خطبه
 
این سخنرانی نه تنها یک شکوائیّه و لایحه‌ی دادخواست و محکومیت علیه ظالمان و مخالفان است، بلکه یک دائرة المعارف کوچک اسلام است که بیان‌گر شرایط تاریخی و اجتماعی جهان در هنگام بعثت و بعد از آن بوده و نکات برجسته‌ی فلسفی، اعتقادی، اجتماعی، روان‌شناختی و غیره دارد؛ آن هم با عباراتی بسیار رسا و در عین حال کوتاه و زیبا و کوبنده. حضرت زهرا علیها السّلام در این خطبه مسائلی را درباره‌ی توحید، نبوّت، امامت، معاد، فلسفه‌ی احکام و سایر معارف اسلامی بیان می‌نماید و سپس هدف و شکوائیّه‌ی خود را آشکارا مطرح می‌سازد. این سخنرانی زلزله‌ای در مدینه و بلکه در تاریخ ایجاد می‌کند. در این خطبه جهت‌گیری اصلی حضرت، حول فدک و غصب آن توسّط ظالمان است و بقیّه‌ی مطالب به نحو مناسب در اطراف آن مورد اشاره قرار گرفته است. سرّ اصلْ قرار گرفتن قصّه¬ی فدک، شدّت روشنی حقّانیّت حضرت زهرا علیها السّلام و وضوح بطلان حکم غاصبان در مورد آن و نیز نبود محذور و ترتّب فسادی بر طرح آن در آن زمان می‌باشد. آن‌قدر حقّانیّت حضرت زهرا علیها السّلام در قضیّه‌ی فدک واضح است که در برهه‌هایی هرچند کوتاه از زمان‌های بعد، بعض خلفای اموی مثل عمر بن عبدالعزیز (9) و تعدادی از خلفای عبّاسی مثل سفّاح و مهدی (10) و مأمون (11) و ... مجبور شدند ـ علی‌رغم میل باطنی همه و یا اکثر آن‌ها و محاذیری که داشته‌اند از جمله تنقیص گذشتگان ـ دوباره فدک را به اولاد فاطمه علیها السّلام برگردانند؛ هرچند باز هم ظالمین آن را از اولاد فاطمه علیها السّلام غصب کردند. (12) به هر حال لازم است ابتدا به صورت کوتاه، توضیحی در مورد فدک داشته باشیم.
 
ادامه دارد ...
---------------------------------------
پی‌نوشت
 
1. تفسير فرات الكوفي، ص581؛ بحارالأنوار، ج43، ص65 :
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ ما آن را در شب قدر نازل کرديم؛ شب، حضرت فاطمه‌ي زهرا عليها السّلام و قدر، خداوند متعال است؛ پس هرکس حضرت زهراء عليها السّلام را به حقيقت معرفت بشناسد،‌ شب قدر را درک کرده است. و جز اين نيست که فاطمه را فاطمه (يعني گرفته شده) ناميدند براي آن‌که خلق نمي‌توانند آن‌چنان که شايسته است به معرفت او نائل شوند».
2. الأحزاب : 33.
3. معاني الأخبار(شيخ صدوق رحمه الله)، ص303؛ بحارالأنوار، ج43، ص19؛ و از کتاب‌هاي اهل تسنّن:
در کتاب المستدرک علي الصحيحين للحاکم (م. 405 هـ.ق، الناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990)، باب ذکر مناقب فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و سلّم، ج3، ص167 چنين آمده است: «قال رسول الله صلى الله عليه و سلّم لفاطمة: «إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك»؛ (حاکم نيشابوري در همين کتاب مي‌گويد اين حديث صحيح است ولي بخاري و مسلم آن را ذکر نکرده‌اند)؛
و همچنين اين روايت در کتب ذيل آمده است:
الآحاد والمثاني لابن ابي العاصم (م. 278 هـ.ق، الناشر: دار الراية ـ الرياض، الطبعة: الأولى، 1411 ـ 1991)، باب ابنة رسول الله صلى الله عليه و سلّم، ج5،ص363؛
معجم ابي يعلي الموصلي (م. 307 هـ.ق، الناشر: إدارة العلوم الأثرية - فيصل آباد، الطبعة: الأولى، 1407)، باب العين، ص190؛
المعجم الکبير للطبراني (م. 360 هـ.ق، دار النشر: مكتبة ابن تيمية ـ القاهرة، الطبعة الثانية)، باب من مناقب فاطمه رضي الله عنها، ج22، ص401؛
تاريخ دمشق لابن عساكر (م. 571 هـ . ق، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، 1415 هـ - 1995 م)، باب ذکر بنيه و بناته صلى الله عليه وسلّم، ج3، ص156؛
جمع الجوامع او الجامع الکبير للسيوطي (موقع ملتقى أهل الحديث)، باب حرف الياء، ج1، حديث1148؛
و ... .
4. التکوير: 29.
5. الكافي(ط - الإسلامية)، ج‏2، ص352؛ اين روايت در برخي کتب معتبر اهل سنّت هم آمده است :
صحيح البخارى (م. 256 هـ.ق، موقع وزارة الأوقاف المصرية)، باب التواضع، ج21، ص392، ح6502؛
مسند البزار، البحر الزخار (م. 292هـ.ق، الناشر: مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، (بدأت 1988م، وانتهت 2009م)، ج15، ص270، ح8750؛
صحيح ابن حبان (م. 354 هـ.ق، موقع جامع الحديث)، ج2، ص185، ح348؛
و ... .
5/1. همچنین روایات متعدّد دیگری که همین مطلب را می‌تواند افاده کند در صحیحین و غیر این دو آمده است؛ در دو مورد بلکه به یک معنا سه مورد، بخاری نقل می‌کند: «إنّ رسول الله صلّی الله علیه و سلّم قال: فاطمة بضعة منّی فمن اغضبها اغضبنی» و معلوم است که غضب رسول الله صلّی الله علیه وآله غضب خداوند متعال است، و در صحیح مسلم است: «قال رسول الله صلّی الله علیه و سلّم: انما فاطمة بضعة منّی یوذینی ما آذاها» و غیر این دو روایت؛ البتّه در برخی نقل‌ها که از المسور بن مخرمة نقل شده مطلبی ضمیمه کرده‌اند که شاید به نظر خودشان از قدرت و کوبندگی روایت بکاهد؛ گرچه چنین اتّفاقی نیفتاده و اطمینان وجود دارد که این ضمیمه یا از خود المسور بن مخرمة است که حدّاکثر در هنگام تحمّل روایت، 8 ساله بوده!! و او کسی است که هنگام ذکر معاویه بر او درود می‌فرستاده؛ و یا یکی از روات بعد است. جالب آن است که امام زین العابدین علیها السّلام را هم در بعض سندها ادراج کرده‌اند آن‌هم به نحوی که متن، دلالت بر ساختگی بودنِ ضمیمه می‌کند؛ تا آن‌جا که طحاوی مجبور شده در مشکل الآثار به بررسی این ضمیمه بپردازد و با وجود این، ضمیمه نمی‌تواند هیچ لطمه‌ای به این مطلب بزند که غضبِ فاطمه علیها السّلام غضبِ پیامبر صلّی الله علیه وآله است و هیچ کاستی هم برای امیرالمؤمنین علیه السّلام ندارد؛ زیرا به مجرّد اطّلاع بر این واقعه (علی فرض صحّت) به نصّ همین روایات، دیگر کاری که موجب ناخوشنودی حضرت فاطمه علیها السّلام باشد انجام ندادند به خلاف دیگران که به نصّ بخاری و دیگران، صدّیقه‌ی شهیده علیها السّلام تا وفات، بر آن‌ها غضبناک بود. 
6. در کتاب الکافي(ط - الإسلامية)، ج1، ص458 به سند صحيح از امام موسي بن جعفر عليهما السّلام چنين نقل شده است: «إِنَّ فَاطِمَةَ عليها السّلام صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ؛ همانا فاطمه‌ي زهرا عليها السّلام صدّيقه‌اي است که شهيد شد.» 
7. بلاغات النساء لابن ابي طيفور (م. 280 هـ.ق، الناشر: مطبعة مدرسة والدة عباس الأول، القاهرة، 1326 هـ - 1908 م)، باب کلام فاطمة رضي الله عنها، ص19؛
و همچنين در همين کتاب، ص16 چنين آمده است:
«قال أبو الفضل ذكرت لأبي الحسين زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب صلوات الله عليهم كلام فاطمة عليها السلام عند منع أبي بكر إياها فدك وقلت له إن هؤلاء يزعمون أنه مصنوع وأنه من كلام أبي العيناء " الخبر منسوق البلاغة على الكلام " فقال لي رأيت مشايخ آل أبي طالب يروونه عن آبائهم ويعلمونه أبناءهم وقد حدثنيه أبي عن جدي يبلغ به فاطمة على هذه الحكاية ورواه مشايخ الشيعة وتدارسوه بينهم قبل أن يولد جد أبي العيناء»؛
شرح نهج البلاغة لابن ابي الحديد (دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت 1418 هـ - 1998م، الطبعة : الأولى)، ص4666؛ (ج16، ص265).
8. بحارالأنوار، ج79، ص107؛
«رُوي أنَّهَا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهَا أَخَذَتْ قَبْضَةً مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ صلّي الله عليه وآله فَوَضَعَتْهَا عَلَى عَيْنَيْهَا وَ أَنْشَدَتْ‏:
مَا ذَا عَلَى الْمُشْتَمِّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ أَنْ لَا يَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيَا
صُبَّتْ عَلَيَّ مَصَائِبٌ لَوْ أَنَّهَا صُبَّتْ عَلَى الْأَيَّامِ صِرْنَ لَيَالِيَا
سزاوار است كسى كه تربت احمد را ببويد، در طول روزگار عطرى نبويد؛
مصيبت‌هايي بر من وارد شد که اگر بر روزها وارد مي‌شد، به شب‌هاي تار و تيره تبديل مي‌گشت.»؛
در برخي کتب اهل سنّت چنين آمده است :
«قد قالت فاطمة رضي الله عنها بنت النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ :
ماذا على من شم تربة أحمد أن لا يشم مدى الزمان غواليا
صبت علي مصائب لو أنها صبت على الأيام عدن لياليا» :
إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري للقسطلاني القتيبي (م. 923هـ.ق، الناشر: المطبعة الكبرى الأميرية، مصر، الطبعة السابعة، 1323 هـ)، باب رثي النبيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، ج2، 407.
9. در کتاب الكامل في التاريخ لابن الأثير (م. 630هـ.ق، الناشر: دار الكتاب العربي، بيروت، الطبعة الأولى1417هـ / 1997م)، باب ذکر فدک، ج2، ص103 چنين آمده است :
«فلما ولي عمر بن عبد العزيز الخلافة خطب الناس وأعلمهم أمر فدك وأنه قد ردها إلى ما كانت عليه مع رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبي بكر وعمر وعثمان وعلي، فوليها أولاد فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم أخذت منهم فلما كانت سنة عشر ومائتين ردها المأمون إليهم».
10. در کتاب معجم البلدان لياقوت الحموي (م. 626 هـ.ق، الناشر : دار الفكر – بيروت)، باب الفاء و الدال، ج4، ص239 چنين آمده است :
«فلم تزل [فدک] في أيدي بني أمية حتى ولي أبو العباس السفاح الخلافة فدفعها إلى الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب ... فلما ولي المهدي بن المنصور الخلافة أعادها عليهم ثم قبضها موسى الهادي ومن بعده إلى أيام المأمون فجاءه رسول بني علي بن أبي طالب فطالب بها فأمر أن يسجّل لهم بها، فكتب السجلّ وقرئ على المأمون، فقام دعبل الشاعر وأنشد:
أصبح وجه الزمان قد ضحكا        بردّ مأمون هاشم فدكا».
و ببینید برگشت‌دادن فدک به اهلش چقدر مهمّ بوده و چه دلالت‌هایی داشته است که دعبل سراینده‌ی این بیت: «لا اضحک الله سنّ الدهر ان ضحکت..... و آل احمد مظلومون قد قهروا» آن شعر را سروده است.
11. در کتاب تاريخ ابن الوردي (م. 749هـ.ق، الناشر: دار الكتب العلمية ـ لبنان، الطبعة الأولى1417هـ - 1996م)، ج1، ص212 چنين آمده است:
«كَانَ [المأمون] مائلا إِلَى العلويين ورد فدك على ولد فَاطِمَة وَسلمهَا إِلَى مُحَمَّد بن يحيى بن الْحسن بن زيد بن عَليّ بن الْحُسَيْن رَضِي اللَّهِ عَنْهُم ليفرقها على مستحقيها من ولد فَاطِمَة»؛
و همچنين در کتاب تاريخ اليعقوبي، ج1، ص303 و کتاب تاريخ ابي الفداء، ج1، ص385 اين مطلب با کمي اختلاف، وجود دارد.
12. در کتاب شريف نهج الحقّ و کشف الصدق(علّامه‌ي حلّي رحمه الله)، صص357و358 چنين آمده است :
«وَ ذَكَرَ أَبُو هِلَالٍ الْعَسْكَرِيُّ فِي كِتَابِ أَخْبَارِ الْأَوَائِلِ‏: أَنَّ أَوَّلَّ مَنْ رَدَّ فَدَكَ‏ عَلَى أَوْلَادِ فَاطِمَةَ عُمَرُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ وَ كَانَ مُعَاوِيَةُ أَقْطَعَهَا لِمَرْوَانَ بْنِ الْحَكَمِ وَ عُمَرَ بْنِ عُثْمَانَ وَ يَزِيدَ ابْنَهُ أَثْلَاثاً ثُمَّ غُصِبَتْ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ السَّفَّاحُ‏ ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الْمَهْدِيُّ ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الْمَأْمُونُ ثُمَّ قَالَ أَعْنِي أَبَا هِلَالٍ: ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الْوَاثِقُ ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الْمُعْتَمَدُ ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الْمُعْتَضِدُ ثُمَّ غُصِبْتَ فَرَدَّهَا عَلَيْهِمُ الرَّاضِي‏»؛
و همچنين حضرت آيت الله سيد محمدباقر شفتي قدس سره توفيق يافت فدك را از كارگزاران دولت عثماني بازستاند و به سادات حريم خاك نبوي صلّي الله عليه وآله سپارد. قصص العلماء، صص144 و 145 (منبع مطلب : سايت دانش‌نامه‌ي اسلامي).

 

Share
   لطفاً دیدگاه خود را بنویسید:
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران:
رنگ زمينه:
         
سايز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظيم حرکت:    
   حدیث هفته
حقوق رعیّت بر زمامدار
هريك از تهى‌دستان را بر زمامدار، حقّى است به‌ اندازه‌اى كه زندگى‌اش را سامان دهد و زمامدار، چنان كه بايد، از عهده آنچه خداوند بر او واجب كرده، برنيايد، جز با كوشش و يارى جُستن از خداوند و آماده كردن خويش بر همراهى حق و پايدارى در انجام دادن آنچه بر او آسان باشد يا دشوار.
نهج البلاغة : الكتاب ۵۳
 
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1399 Qommpth.ir All Rights Reserved