پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 24 آذر 1396
  • 2017 Dec 15
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1051
دیروز: 1900
ماه جاری: 28767
امسال: 265980
کل: 837854
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 7/11/1395 - 15:09
کد درس: 874 تعداد بازدید: 243 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 96-1395
جلسه‌ی چهل و سوم؛ ‌سه‌شنبه 14/10/1395

نقد و بررسی ثمره سوم مرحوم کاشف الغطاء قدس سره

سومین ثمره‌ای که مرحوم کاشف الغطاء قدس سره بر قول به کشف و نقل مترتب کرد‌ند این بود که اگر چیزی در حین عقد قابلیت ملک را نداشته باشد، ولی بعد از عقد قابلیت پیدا کرد؛ مثلاً حین عقد ماءِ نجسِ بی فایده بود امّا با بارش باران تطهیر شد، یا این‌که میوه‌های باغ را قبل از بدو صلاح فروخته بودند امّا حین اجازه بدو صلاح حاصل شد. در این‌جا اگر قائل به کشف شویم، بیع باطل است؛ چراکه مبیع در حین عقد قابلیت را نداشته است، امّا اگر قائل به نقل شویم چون در حین اجازه قابلیت حاصل شده، بیع صحیح است، نظیر این‌که کسی حین عقد سفیه یا مجنون باشد و فضولی برای او عقدی را انشاء کند، امّا حین اجازه، سفاهت یا جنون او رفع شده باشد.

صاحب جواهر درکلام مرحوم کاشف الغطاء قدس سرهما مناقشه کرده و فرمودند: عقدی با لحوق اجازه صحیح می‌شود که با صرف نظر از رضایت، حین تحقق واجد سایر شرایط باشد [و قابلیت نقل و انتقال داشته باشد] در حالی که علی الفرض در این‌جا فاقد بعض شرایط می‌باشد ـ مانند شرط بلوغ، شرط رشد، بدو صلاح ـ بنابراین حتی بنابر مبنای نقل، عقد باطل بوده و قابلیت تصحیح با لحوق اجازه را ندارد.

 مرحوم شیخ قدس سره اشکال سوم مرحوم صاحب جواهر را می‌پذیرند [و ملتزم می‌شوند ظاهراً عقد بنابر هر دو مبنا ـ چه کشف و چه نقل ـ باطل می‌باشد.]

علی الاجمال خدمت جناب شیخ قدس سره و مرحوم صاحب جواهر قدس سره عرض می‌کنیم: «شروط و قابلیات» یا مربوط به عقد است ـ چه مستقیم و چه غیر مستقیم ـ یا مربوط به متعاملین و یا مربوط به عوضین. اگر شروط و قابلیات مربوط به عقد باشد به گونه‌ای که با فقدان آن، عقدِ صحیح با صرف نظر از اجازه محقق نشده نباشد، در این صورت کلام صاحب جواهر و مرحوم شیخ قدس سرهما را می‌پذیریم و بنابر هر دو مبنا ـ کشف و نقل ـ ملتزم به بطلان عقد می‌شویم؛ چون اصلاً عقدی محقق نشده که اجازه لاحق به آن شود.

امّا اگر شروط و قابلیات مربوط به متعاملین یا عوضین باشد، اگر عقد در حین اجازه واجد قابلیت یا شرط شود، عقد بنابر مبنای نقل صحیح است و بنابر مبنای کشف باطل است؛ مثلاً اگر بایعِ اصیل کتابش را بفروشد و فضولی آن کتاب را برای طفل صغیری بخرد، در این‌جا چون مشتری صغیر است، نمی‌تواند عقد را اجازه کند، امّا بعد از این‌که بالغ شد و عقد را اجازه کرد، بنابر مبنای نقل صحیح است؛ زیرا مشتری در حین نقل و انتقال واجد تمام شرایط بوده است. ولی بنابر مبنای کشف باطل است؛ چراکه معنای کاشف بودن اجازه این است که عقد صبیّ در حین صغرش صحیح باشد، در حالی که علی الفرض عقد صبیّ  باطل می‌باشد. این مثال مربوط به فقدان شرطی از شرایط متعاقدین بود. و بلکه این‌جا چه بسا بنابر کشف هم صحیح باشد به برکت صحیحه‌ی ابو عبیدة.

مثال دیگر که مربوط به فقدان شرطی از شرایط عوضین باشد این‌که اگر فضولی، مبیع بایع اصیل را برای کسی بخرد و مشتری در حین عقد قدرت بر تسلیم ثمن نداشته باشد، امّا در حین اجازه قدرت بر تسلیم داشته باشد، در این صورت عقد بنابر مبنای نقل صحیح است ولی بنابر مبنای کشف باطل است؛ چراکه علی الفرض مشتری در حین عقد، قدرت بر تسلیم ثمن نداشته است.

بله، اگر در جایی عوضین دخیل در مالیت باشد مانند بیع خمر، در این صورت عقد باطل است حتی بنابر مبنای نقل؛ زیرا مالیت خمر شرعاً الغاء شده است، پس اصلاً شرعاً بیع نیست. برخی در مورد بیع ثمره قبل از بدو صلاح نیز چنین گفته‌اند، امّا قابل تأمّل است؛ چراکه ثمره قبل از بدو صلاح مالیت دارد، لذا همان‌طور که مرحوم کاشف الغطاء قدس سره فرمودند، اگر بدو صلاح حاصل شود و مالک اجازه کند، عقد بنابر مبنای نقل صحیح است ولی بنابر مبنای کشف باطل می‌باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهل و سوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved