پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 31 شهريور 1396
  • 2017 Sep 22
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 380
دیروز: 1943
ماه جاری: 31405
امسال: 164719
کل: 736593
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 7/11/1395 - 15:03
کد درس: 873 تعداد بازدید: 225 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 96-1395
جلسه‌ی چهل و دوم؛ ‌‌شنبه 11/10/1395

مناقشه‌ی بعضی در ثمره‌ی دوم با تمسّک به قاعده‌ی «کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه»

ثمره دومی که جناب کاشف الغطاء قدس سره مترتب بر قول به کشف و نقل کردند این بود که اگر عینِ موردِ معامله قبل از اجازه‌ی طرف مقابل تلف شود ـ چه تلف عقلی و چه تلف شرعی مثل این‌که آب پاک، نجس شود به گونه‌ای که هیچ فایده‌ای نداشته باشد یا خلّ تبدیل به خمر شود ـ بنابر کشف حقیقی عقد صحیح است؛ چون حین عقد قابلیت ملکیت موجود بوده است، امّا بنابر مبنای نقل، عقد باطل است. برخی دراین ثمره مناقشه کرده و با تمسک به قاعده‌ی «کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه» گفته‌اند حتّی اگر اجازه کاشفه باشد، باز هم بیع باطل است. توضیح مطلب این‌که:

بنابر مبنای نقل واضح است که بیع باطل است؛ چراکه احد العوضین در حین اجازه، تلف شده و فاقد قابلیت تملیک می‌باشد. امّا برخی گفته‌اند بنابر کشف هم عقد باطل است؛ زیرا قاعده بیان می‌کند هر مبیعی که قبل از قبض تلف شود، از مال بایعش است، و در این‌جا که فضولی عقد را انشاء کرده و قبل از اجازه‌ی مالک احد العوضین تلف شده؛ چون علی الفرض هنوز قبضی اصلاً اتفاق نیفتاده، لذا تلف مبیع بر عهده‌ی بایع است. و این کنایه از آن است که بیع باطل می‌باشد؛ یعنی عقد آناماً قبل از تلف منفسخ می‌شود و در نتیجه مبیع از مال بایع تلف می‌شود.

نقد و بررسی اشکال مذکور

عرض می‌کنیم اصل این اشکال وارد است و قدر متیقن از آن جایی است که مبیع قبل از قبض، در دست مالک تلف شود به تلف سماوی، که طبق این قاعده حکم به بطلان می‌شود، امّا این کلام علی الاطلاق صحیح نیست و چهار اشکال بر آن وارد است:

اولاً: پذیرش این قاعده ضربه‌ای به ترتب ثمره‌ی دوم نمی‌زند مگر در بعض موارد؛ یعنی موارد قدر متیقن از قاعده، امّا اگر در جایی مبیع به نحو شرعی در اختیار مشتری قرار گرفته باشد؛ مثل این‌که مشتری مبیع را از بایع عاریه گرفته و یا اجاره کرده باشد و بعداً عاقد فضولی همان مبیع را از جانب مالک، فضولتاً به مشتری بفروشد، در این‌جا چون قبل از اجازه‌ی مالک، قبض شرعی محقق شده است و بعد مبیع به تلف سماوی مثل سیل یا زلزله و امثال آن تلف شده، لذا قاعده‌ی «کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه» صدق نمی‌کند؛ چراکه قبل از تلف، قبض شرعی محقق شده بود. بنابراین اگر مالک بیع را امضاء کند ـ چه با توجه به تلف مبیع و چه بدون آن ـ طبق مبنای کشف می‌توان گفت عقد صحیح است؛ زیرا در حین انشاء عقد، مبیع موجود بوده و قبض مشتری هم به نحو شرعی وجود داشته و اجازه هم بعداً ملحق شده است، بنابراین عقد صحیح می‌باشد. بله بنابر مبنای نقل، عقد باطل است؛ چون مبیع قبل از اجازه تلف شده و دیگر بیع معنا ندارد.

ثانیاً: حداقل برخی قائلند که قاعده‌ی «کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه» فقط در مورد تلف سماوی است و شامل صورت اتلاف نمی‌شود؛ حتی اتلاف از قِبَل خود بایع چه رسد به اتلاف از ناحیه غیر. لذا نهایت این‌که بگویید این ثمره فقط در صورت تلف سماوی جاری نمی‌شود، امّا اگر اتلاف باشد، ثمره جاری است و بنابر کشف حکم به صحت عقد می‌شود و بنابر نقل حکم به بطلان.

ثالثاً: این قاعده اختصاص به تلف مبیع دارد و شامل تلف ثمن نمی‌شود، در حالی که در بیع فضولی ممکن است بایعْ اصیل باشد و مشتری فضولی، و ثمنِ شخصی قبل از اقباض به بایع تلف شده باشد. بنابراین ثمره‌ی دوم جناب کاشف الغطاء در این فرض جاری می‌شود.

رابعاً: هرچند فعلاً بحث ما در مورد بیع است، امّا عقد فضولی اختصاص به بیع ندارد، بلکه ـ همان‌طور که قبلاً تذکر داده‌ایم ـ در عقود دیگر هم فضولی جاری است؛‌ چه در معاملات بالمعنی الاخص و چه در معاملات بالمعنی الاعم، و در مورد آن‌ها معقول نیست یا وارد نشده که اگر شیء مورد معامله قبل از قبض تلف شود، عقد باطل است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهل و دوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved