پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 1 آذر 1396
  • 2017 Nov 22
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 122
دیروز: 1633
ماه جاری: 121
امسال: 237334
کل: 809208
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 5/11/1395 - 17:00
کد درس: 855 تعداد بازدید: 179 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 96-1395
جلسه‌ی سی و ششم؛ دو‌شنبه 29/9/1395

مناقشه در کلام قائلین به عدم جواز تصرّف در نذر به نحو واجب مشروط در صورت علم به تحقق شرط

عرض می‌کنیم گرچه بعض اعلام این حرف را زده‌اند، امّا ما مکرر در مباحث اصول و مباحث فقه بیان کرده‌ایم که اگر احراز کنیم قدرت، شرط در مصلحت نیست و اصلاً دخیل در ملاک تکلیف نیست، در این صورت می‌پذیریم تفویت ملاکی که در ظرف خودش فعلی می‌شود و مورد رغبت مولاست، عقلاً قبیح می‌باشد ـ البته در صورتی که بتوان واجب مشروط را در این فرض تصور کرد ـ اما اگر احراز نکنیم که قدرت دخیل در ملاک تکلیف نیست، در این صورت صرف این‌که احتمال بدهیم ملاکی بعداً فعلی می‌شود و در آن وقت قابل استیفاء نیست، تفویت چنین ملاکی عقلاً قبیح نیست.

به تعبیر دیگر گرچه وضو بعد از دخول وقت دارای ملاک است، امّا سوال در این است که حتی برای فاقد آب هم دارای ملاک است؟! ما که علم به ملاکات نداریم و لعل وجوب «وضو، غسل و امثال آن»، فقط برای کسانی مصلحت دارد که حین وجوب دارای قدرت باشند، ولی اگر حین دخول وقت فاقد قدرت بودند، دیگر مصلحت نباشد و تفویت ملاک ملزمه لازم نیاید، و چون حداقل احتمال این معنا وجود دارد، لذا می‌توان به «رفع ما لا یعلمون» و امثال آن تمسک کرد. و نه تنها چنین احتمالی وجود دارد، بلکه بالاتر، اگر واجب مشروط را به معنای دقیق بپذیریم، معنایش آن است که قبل از حصول شرط، اصلاً ملاکی وجود ندارد. بنابراین همان‌طور که دلوک شمس، شرط برای وجوب صلات است و مادامی که دلوک محقق نشده اصلاً صلات آن مصلحت ملزمه را ندارد، قدرت هم شرط است؛ و نه تنها شرط عقلی است، بلکه در جای خود بیان کردیم که شرطِ خطاب است و اگر قدرت نباشد، اصلاً خطاب متوجه مکلف نیست؛ نه این‌که خطاب باشد و عقل آن را محدّد و مقیّد کند.

بنابراین وقتی که دلوک شمس محقق شد، فرض این است که شرط دیگر تکلیف یعنی قدرت ـ که یقیناً یا احتمالاً دخیل در ملاک تکلیف است ـ محقق نشده است، در نتیجه نمی‌توان گفت یقیناً ملاکی فوت می‌شود بلکه چه بسا اصلاً ملاکی وجود ندشته باشد. بله، اگر در جایی دلیل قائم شود که قدرت فقط شرط عقلی امتثال است و اگر کسی قادر نباشد، ملاک اتیان در حق او وجود دارد هرچند نمی‌تواند آن را استیفاء کند، آن‌جا این حرف را می‌پذیریم، ولی بنابر مبنای مختار که قدرت دخیل در ملاک است و اصلاً خطاب متوجه حصص مقدوره است، این کلام قابل التزام نیست. به همین خاطر ما در بحث طهارت گفتیم حتی اگر کسی علم داشته باشد که بعد از وقت دسترسی به آب نخواهد داشت، می‌تواند قبل از وقت آبش را مصرف کند و حتّی احتیاط سید یزدی قدس سره را نپذیرفتیم. بله، احتیاط استحبابی در جای خود اما احتیاط وجوبی وجه معتبری ندارد.

ما نحن فیه نیز چنین است؛ یعنی حتی اگر ناذر علم داشته باشد که شرط محقق خواهد شد، اگر نذرش به نحو واجب مشروط باشد، می‌تواند در مال منذور تصرف کند و مانعی ندارد و دلیلی فعلاً برخلاف این قاعده در ذهنمان نیست و اگر هم باشد ـ که نیست ـ یک تعبد است.

از آن‌چه گفتیم حکم صورت احتمال تحقق شرط هم روشن می‌شود؛ وقتی که علم به تحقق شرط، مانع تصرف نیست، در صورت احتمال اوضح است که تصرف مانعی ندارد.

یک استدراک:

بله، اگر ناذر چنین نذر کرده باشد ـ که بعید نیست حداقل نذرهای عوام غالباً چنین باشد ـ که «لله علیّ أن أذبح هذه الشاة للحسین علیه السّلام إن عوفی ولدی» و در نیّتش باشد که این گوسفند را تا زمانی که سرنوشت بچه‌اش روشن می‌شود نگه‌داری کند، در این صورت نمی‌تواند در آن تصرف کند؛ چراکه در واقع نذر در این‌جا به دو نذر منحل می‌شود؛ یکی مربوط به ابقاء منذور است تا روشن شدن سرنوشت بچه‌اش، و یکی هم مربوط به ذبح گوسفند بعد از عافیت ولدش. بنابراین چون ابقاء مال منذور متعلق نذر است، باید آن را نگه دارد و حقِ تصرف در آن ندارد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سی و ششم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
پاداش كسي كه گره از كار مؤمني بگشايد چيست؟
امام رضا (ع): هر كه گره از كار مؤمنى بگشايد، خداوند در روز قيامت گره غم از دل او بگشايد.
منتخب ميزان الحكمة،270
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved