پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 2 مهر 1396
  • 2017 Sep 24
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 677
دیروز: 1182
ماه جاری: 1858
امسال: 167683
کل: 739557
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 2/9/1395 - 12:59
کد درس: 830 تعداد بازدید: 212 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال سیزدهم ـ سال تحصیلی 96ـ 1395
جلسه 13 ـ سه‌شنبه 27/7/95

بحث در این باره بود که آیا می‌توان ادعا کرد اصل عند التعارض، تخییر است و مکلف می‌تواند هرکدام از دو خبر متعارض را اخذ کند؟

بیان اول آن بود که محذور در حجیت دو خبر متعارض، تنافی مدلول‌های آنهاست که اگر هر دو حجت باشد معنایش تعبد به متنافیین است که معقول نیست. ولی می‌توانیم با یک تقیید، مشکل تعبد به متنافیین را حل کنیم و آن اینکه از اطلاق دلیل اعتبار رفع ید کنیم و بگوییم حجیت هر خبر مقید به عدم اخذ به خبر معارض است. بنابراین وقتی ترک اخذ به خبر معارض کردید خبر دیگر حجت است و محذوری لازم نمی‌آید. محذور زمانی لازم می‌آمد که هر دو خبر اخذ شوند و هردو حجت باشد. اشکالی به بیان فوق وارد کرده بودند که اگر مکلف ترک اخذ به هردو کند، هر دو حجت می‌شود و محذور تعبد به متنافیین عود می‌کند، ولی به نظر می‌رسد این اشکال درست نیست؛ هرچند خیلی‌ها تلقی به قبول کردند ولی هم اصل بیان فوق و هم اشکال بر آن دارای ایراد است.

نقد و بررسی بیان اول در اثبات تخییر و اشکال برآن

در اشکال بر بیان اول گفته شد ترک اخذ به هر دو خبر لازمه‌اش حجیت هر دو است، در حالی که می‌توان گفت این حالت نیز تقیید خورده است؛ زیرا محذورش همان محذور عقلی است و قابل تقیید است. در نتیجه می‌گوییم با ترک اخذ به هردو، هردو حجت نمی‌شود و اینکه اشکال دیگری وارد می‌شود که بنابراین مکلف یله و رها می‌شود بحث دیگری است و ممکن است کسی ملتزم شود که معلوم است مکلف باید اخذ به یکی از این دو کند.

 پس این اشکال کافی نیست و حداقل باید تتمیم شود.

اما اصل بیان مذکور که گفته شد اطلاق دلیل اعتبار بالنسبة به هر یک از خبرین، مقید به ترک اخذ به دیگری می‌شود، نیز دارای اشکال است؛

مقصود از ترک اخذ به دیگری چیست؟ آیا مقصود عدم فتوا طبق آن است یا عدم عمل خارجی طبق آن؟ اگر مقصود یکی از این دو باشد می‌گوییم عدم فتوا یا عدم عمل طبق آن «علی أنه حجةٌ» مراد است یا عدم فتوا صرف نظر از اینکه آن خبر حجت است یا حجت نیست؟

 معلوم است که مقصود عدم فتوا و عدم عمل «علی أنه حجة» نیست؛ زیرا هنوز حجت بودن خبر ثابت نشده است. لذا می‌گوییم لزومی نکرده است که شما اطلاق دلیل حجیت را به عدم فتوا یا عدم عمل طبق آن تقیید کنید؛ زیرا فتوا یا عمل صرف نظر از جهت حجیت خبر، موجب تنافی نمی‌شود تا حجیت دیگری تقیید به عدم آن شود.

در حقیقت اگر می‌خواهید تنافی را حل کنید و تقیید بزنید، باید چنین بگویید: در صورت عدم حجیت احد الخبرین خبر دیگر حجت است؛ زیرا فرض این است که با فتوا ندادن یا عدم عمل خارجی، عدم حجیت پدید نمی‌آید، لهذا معنا ندارد که بگوییم اطلاق دلیل اعتبار، مقید به عدم اخذ باحدهما می‌شود؛ زیرا این تقیید برای رفع تنافی و رفع تعبد به متنافیین است ولی با این اخذ، اساساً تنافی توهم نمی‌شود تا رفع بشود؛ زیرا عمل خارجی یا فتوای خارجی صرف نظر از حجیت احد الخبرین موجب تنافی نمی‌شود. پس این کلام صحیح نیست.

علاوه بر آن باید به این قائل گفت شما که می‌گویید وقتی دو خبر متعارض هستند عند عدم اخذ باحدهما دیگری حجت می‌شود، این اتفاق چه زمانی رخ می‌دهد؟

 هر مکلفی مسبوق به عدم اخذ به هردو است. فرضاً روایتی بیان می‌کند که نماز ظهر واجب است، روایت دیگری بیان می‌کند نماز جمعه واجب است. هر مکلفی قبل از تکلیفش و بعد از تکلیفش قبل از ورود وقت روز جمعه، تارک هردو و غیر آخذ به هر دو است. وقتی غیر آخذ به هردو شد، نمی‌شود هر دو یا یکی دون دیگری حجت باشد، پس هیچ‌کدام برایش حجت نیست. در ادامه شما می‌گویید یکی از دو خبر را با عدم اخذ به دیگری حجت می‌کنیم، عدم اخذ باحدهما چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ این اتفاق وقتی رخ می‌دهد که مکلف یکی را انجام دهد. اما انجام عمل «علی أنه حجةٌ» موجب این اتفاق می‌شود؟ آیا مکلف می‌تواند علی أنه حجةٌ طبقش عمل کند؟ خیر، فقط یک عمل خارجی است و اگر عمل به آن حجت باشد بعد از آن است که فرد اخذ به آن و در نتیجه ترک طرف دیگر کرده است و این معنای حجیت تخییری نیست، بلکه حجیت تعیینی است و اصلاً این‌گونه جعل کردن معقول نیست. حکم جعل می‌شود تا انسان طبقش عمل کند، نه اینکه وقتی انسان عمل کرد حکم طبق آن جعل شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سیزدهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved