پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 20 آذر 1396
  • 2017 Dec 11
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1463
دیروز: 1652
ماه جاری: 22051
امسال: 259264
کل: 831138
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 1/9/1395 - 13:23
کد درس: 815 تعداد بازدید: 271 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 96-1395
جلسه‌ی هشتم؛ یک‌شنبه 4/7/1395

جواب مختار شیخ قدس سره به محذور چهارم

مرحوم شیخ قدس سره در جواب نهایی به محذور چهارم می‌فرمایند: این‌که مشتری فضولی، ملکیت مثمن را نسبت به خود می‌دهد و می‌گوید «تملّکت منک بهذه الدراهم کتابک» و یا این‌که بایع اصیل به فضولی بگوید «ملّکتک بهذه الدراهم کتابی»، این نسبت از جهت أنّه مشتریٌ و بما هو شخصٌ نیست بلکه از حیث «هو مالکٌ للثمن» است؛ چه اعتقاداً و چه عدواناً. مثلاً وقتی مشتری خطاب به بایع می‌گوید «تملّکت منک بهذه الدراهم ذلک الکتاب» مراد این نیست که بما هو مشتری کتاب را در مقابل دراهم مذکور تملّک کرده، بلکه بما هو مالکٌ للدراهم کتاب را تملّک کرده است؛ چه اعتقاداً و چه عدواناً. لذا اگر در جایی مشتری با مال غیر چیزی را لنفسه بخرد امّا خود را مالک نداند و این ادعا را نداشته باشد، ملتزم به لغویت عقد می‌شویم؛ چراکه مفهوم مبادله محقق نشده است و در نتیجه هیچ اثری بر عقد ولو با اجازه‌ی اصیل مترتب نمی‌شود.

مرحوم شیخ می‌فرماید: از آن‌چه گفتیم که «نسبت ملکیت مشتری للمثمن، من حیث أنّه مالک است» معلوم می‌شود که ملکیت، حیثیت تقییدیه است و در حیثیت تقییدیه، حکم وجوداً و عدماً دائر مدار آن عنوان است؛ یعنی اگر آن عنوان باشد، حکم هم وجود دارد و اگر آن عنوان زایل شود، حکم هم از بین می‌رود و اگر آن عنوان در جای دیگر باشد، حکم هم در همان‌ جاست. برخلاف حیثیت تعلیلیه که فقط واسطه‌ای برای بار شدن حکم بر موضوع است. وقتی که «ملکیت» حیثیت تقییدیه شد، اگر مالک اصیل بعداً عقد را اجازه کند، همان چیزی را اجازه کرده که إنشاء شده است و دیگر محذور چهارم وجود ندارد؛‌ زیرا مشتری فضولی که می‌گوید «تملکت بهذه الدراهم ذلک الکتاب»، «ملکیت» حیثیت تقییدیه است و این حیثیت فقط در نزد مالک اصیل است و مشتری ـ که عالم به غصب یا جاهل به آن است ـ حقیقتاً مالک نمی‌باشد، لذا چون حیثیت تقییدیه در نزد مالک حقیقی است، قبل از اجازه‌ی او اثری بر عقد مترتب نیست، و بعد از اجازه‌ی مالک، اثر مترتب می‌شود و اجازه به همان عقدی تعلق می‌گیرد که إنشاء شده بود. پس المنشأ مجازٌ و المجاز منشئٌ و محذور چهارم مرتفع می‌شود.

نقد و بررسی جواب نهایی شیخ قدس سره

خدمت جناب شیخ قدس سره عرض می‌کنیم. اولاً: این‌که می‌فرماید مشتری بما هو شخصٌ و بما هو غاصبٌ معامله نمی‌کند بلکه بما هو مالکٌ ـ‌ اعتقاداً أو عدواناً ـ إنشاء می‌کند، آیا مقصود شما ملکیت حقیقی است و یا أعم از ملکیت حقیقی و ادعائی؟

اگر مراد ملکیت حقیقی است و حیثیت تقییدیه همان ملکیت حقیقی باشد، در این صورت مشتری غاصب، حقیقتاً نمی‌تواند قصد معاوضه کند؛ زیرا هرچند مشتری غاصب إدعا می‌کند که مالک است، امّا خودش می‌داند که حقیقتاً مالک نیست، لا محاله اشکال قبلی عود می‌کند که قصد معاوضه‌ی حقیقی از مشتری فضولی متمشی نمی‌شود. و حتی در صورتی که جهل داشته باشد که مالک حقیقی نیست، باز هم قصدی که مطابقت با واقع داشته باشد محقق نشده است، در حالی که مشتری علی الفرض بما هو مالکٌ حقیقی دارد بیع را انجام می‌دهد. بنابراین مشتری نمی‌تواند حقیقت معاوضه را قصد کند و محذور سوم عود می‌کند.

و اگر بگویید اعم از ملکیت حقیقی و ملکیت ادعائی در صدق بیع و معاوضه کافی است، در این صورت حیثیت تقییدیه، ملکیت ادعائی است، و چون مشتری فضولی حیثیت ملکیت ادعائی را قصد کرده، اگر بگوییم با اجازه، بیع برای مالک حقیقی واقع می‌شود، لامحاله محذور چهارم عود می‌کند؛ زیرا منشأ، عقد مبتنی بر ملکیت ادعائی است امّا مجاز، عقد مبتنی بر ملکیت حقیقی است. بنابراین اشکال تثبیت می‌شود که «المنشأ غیرُ مجاز و المجاز غیرُ منشئٍ» ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved