پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 20 آذر 1396
  • 2017 Dec 11
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1506
دیروز: 1652
ماه جاری: 22094
امسال: 259307
کل: 831181
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 28/7/1395 - 12:38
کد درس: 800 تعداد بازدید: 263 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 96-1395
جلسه‌ی سوم؛ ‌‌سه‌شنبه 24/6/1395

2. وجود منع سابق مالک و مناقشه در آن

دومین محذوری که مرحوم شیخ قدس سره از قِبَل برخی نقل می‌کند این است که اگر سبق منع مالک را مزاحم با صحت عقد بدانیم، در ما نحن فیه هم عقد قابل تصحیح نیست؛ زیرا غالباً در بیع مغصوب، منع سابق وجود دارد، کما این‌که محقق کرکی قدس سره فرموده است «أنّ الغصب قرینة عدم الرضا».

مرحوم شیخ قدس سره سه جواب به این مانع ذکر می‌کنند؛ اولاً: بحث ما در اعم از بیع غاصب و غیر غاصب است. در مورد غاصب یعنی کسی که علماً و عدواناً تسلط بر مال غیر پیدا کرده، ممکن است بگوییم منع سابق وجود دارد، اما در مورد کسی که اشتباهاً ملک دیگری را به اعتقاد این‌که مال خودش است می‌فروشد، منع سابق وجود ندارد.

ثانیاً: [[این‌طور نیست که غصب، أماره‌ی بر عدم رضا به اصل بیع باشد مطلقاً، بلکه أماره بر عدم رضا به وقوع بیع برای غاصب است. کأنّ مالک به توقّع این‌که اجازه کند و ثمن را تملّک کند، راضی به بیع غاصب می‌شود. بنابراین غصب، دلالتی بر عدم رضایت به اصل بیع ندارد بلکه بیع غاصب و غیر غاصب از این جهت تفاوتی ندارد. و ما اضافه می‌کنیم]] اگر مالک بداند تا او اجازه نکند بیع غاصب لنفسه اثری ندارد، در این‌جا مالک منع از بیع نمی‌کند؛ زیرا منع کردن و نکردن او تأثیری ندارد. مضافاً به این‌که اگر احساس کند منع او موجب بطلان بیع برأسه است به گونه‌ای که حتی بعد از اجازه هم اثری بر بیع مترتب نباشد، در این‌جا احتراز از منع می‌کند؛ زیرا چه بسا غاصب، مبیع را به قیمت خوبی فروخته باشد که مالک نمی‌تواند به آن قیمت بفروشد، لذا مالک به توقع اجازه و تملک ثمن، راضی به بیع غاصب می‌شود.

ثالثاً: در مسأله‌ی ثانیه بیع فضولی توضیح دادیم که اساساً سبقِ منع مالک، موجب بطلان عقد برأسه نیست به گونه‌ای که حتی با اجازه‌ی لاحقه قابل تصحیح نباشد، بلکه حتی اگر منع سابق وجود داشته باشد، اگر مالک بعداً عقد را اجازه کند، عقد برای او واقع می‌شود.

3. عدم قصد حقیقت معاوضه توسط فضولی و مناقشه‌ی شیخ قدس سره در آن

محذور سوم این‌که حقیقت معاوضه آن است که مثمن از ملک هر کسی خارج می‌شود، ثمن هم باید داخل در ملک او شود. و در مساله‌ی ثالثه که فضولی مال دیگری را لنفسه می‌فروشد، اصلاً قصد حقیقت معاوضه را نکرده است؛ چراکه معوض از ملک مالک خارج می‌شود پس عوض هم باید داخل در ملک او شود، در حالی که قصد فضولی این است که عوض ـ یعنی ثمن ـ‌ داخل در ملک خودش شود. پس قصد حقیقت معاوضه وجود ندارد و در نتیجه بیع هم صادق نیست؛ زیرا بیع چیزی جز معاوضه‌ی بین ثمن و مثمن نیست، پس وقتی اصلاً بیعی وجود ندارد، اجازه‌ی لاحقه چه چیزی را می‌خواهد تصحیح کند؟!

مرحوم شیخ قدس سره در جواب به این مانع می‌فرمایند: اولاً: این‌که بایع فضولی نمی‌تواند حقیقت بیع را قصد کند، مختص غاصب است یعنی کسی که عن علمٍ و عداونٍ مال دیگری را برای خودش می‌فروشد، اما کسی که اشتباهاً و به اعتقاد این‌که مال برای خودش است آن را می‌فروشد، قصد حقیقت معاوضه از او متمشی می‌شود؛ یعنی قصد می‌کند مثمن و ثمن در مقابل هم قرار گیرند و هر کسی که مثمن را می‌دهد، ثمن را اخذ کند و بالعکس.

ثانیاً: حتی غاصب هم قصد معاوضه‌ی حقیقی دارد؛ زیرا غاصب ولو علم دارد که مال دیگری را عدواناً غصب کرده، اما خودش را مالک حقیقی فرض می‌کند، [بله این جعل حقیقتی ندارد اما معاوضه حقیقتاً مبنی بر این امر غیر حقیقی است] و این نظیر مجاز ادعائی در اصول است. بنابراین غاصب خودش را مالک فرض می‌کند و در نتیجه قصد معاوضه حقیقتاً از او متمشی می‌شود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved