پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 5 ارديبهشت 1397
  • 2018 Apr 25
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 621
دیروز: 908
ماه جاری: 6335
امسال: 58109
کل: 1029090
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 17/7/1395 - 15:03
کد درس: 790 تعداد بازدید: 132 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال دوازدهم ـ سال تحصیلی 95ـ94
جلسه 40 ـ یکشنبه 20/10/94

بعد از آنکه معلوم شد اشکال شیخ به کاشف الغطاء رحمهما الله فی‌الجمله وارد است، لامحاله باید دنبال راه جدیدی در نفی حجیت اصل مثبت باشیم. ادله‌ی دیگری از سوی اعلامی نظیر مرحوم شیخ، مرحوم آخوند، مرحوم نائینی و برخی دیگر ارائه شده است.

دلیل شیخ رحمه الله در نفی حجیت اصل مثبت

شیخ رحمه الله می‌فرماید از ادله‌ی حجیت استصحاب استفاده شد که نباید نقض یقین به شک کرد. معنای عدم نقض یقین به شک یعنی آثار یقین که متیقن را منعکس می‌کند، مترتب شود‌ و معلوم است آثاری که شارع می‌تواند مترتب کند آثار شرعیه است. شارع نمی‌تواند آثار عقلیه و عادیه را مترتب کند؛ چون به ید شارع بما هو شارع نیست، پس با استصحاب حیات نمی‌شود گفت انبات لحیه هم شده است؛ چون به ید شارع نیست.

و حتی نمی‌توان لوازم را به اعتبار آثار شرعیه‌‌اش اثبات کرد؛ یعنی حیات را استصحاب کرد و نتیجه گرفت به اعتبار آثاری که بر انبات لحیه شرعاً مترتب است (مثل وجوب اکرام ذواللحیة) پس انبات لحیه شده است؛ به خاطر اینکه آنچه از «لا تنقض الیقین بالشک» می‌فهمیم این است که «متیقن» حکم به بقاء می‌شود، اما غیر متیقن از لوازم حتی به اعتبار آثار شرعیه‌اش حکم به بقاء نمی‌شود.

بنابراین اگر بخواهیم لوازم را به اعتبار خودشان با استصحاب اثبات کنیم، معقول نیست چون به ید شارع نیست و اگر بخواهیم به اعتبار آثارشان اثبات کنیم، دالّی نداریم؛ زیرا اگر جایی دلیل بالخصوص ‌یک امر تکوینی را تعبداً باقی دانست، به این معناست که آثار شرعیه‌اش را مترتب کنیم و إلا لغو می‌شود، اما اگر جایی بالخصوص امر تکوینی حکم به بقاء تعبداً نشد، دلیل نداریم که بگوییم به اعتبار آثار شرعیه‌اش ثابت می‌شود.

بنابراین جناب شیخ رحمه الله می‌فرماید نفس لوازم را نمی‌توانیم اثبات کنیم چون به ید شارع نیست، لوازم را به اعتبار آثارش هم نمی‌توانیم اثبات کنیم چون دلیل بر این تنزیل نداریم. آری، اگر جایی یک امر تکوینی که مشکوک بود، تعبداً جعل شد، صوناً لکلام الحکیم عن اللغویة می‌گوییم به اعتبار آثارش است، اما در ما نحن فیه چنین تصریحی نداریم. مولا فرموده است: «لاتنقض الیقین بالشک» که به حسب طبع اولی شامل مواردی که غیر متیقن و تکوینی باشد نمی‌شود، لامحاله به اعتبار آثارش هم مشمول دلیل «لا تنقض الیقین ابداً بالشک» نیست‌. پس آنچه که تنزیل می‌شود یا موضوع متیقن است به اعتبار آثار شرعیه‌اش یا حکم متیقن است.

و بالجمله متیقن، یا حکم شرعی است که به دلیل استصحاب ثابت می‌شود، یا موضوع حکم شرعی است و فقط به اندازه‌ی آثاری که بر خود این موضوع مترتب است، استصحاب جاری و آثار مترتب می‌شود، اما آثاری که مترتب بر لوازم است اثبات نمی‌شود.

إن قلت: «لا تنقض الیقین ابداً بالشک» اطلاق دارد؛ کأنّ شارع فرموده است ای شاک، خودت را متیقن فرض کن. اگر تکویناً یقین داشتید الآن زید زنده است، چه اتفاقی می‌افتاد؟ به حسب عادت یقین می‌کردید بعد از ده سال یا چندین سال، ریش هم در آورده است و بعض خصوصیات دیگر هم پیدا کرده است، اکنون تعبد می‌فرماید تو خودت را متیقن فرض کن. پس هرچند لوازم عقلیه و عادیه به ید شارع نیست، اما به اعتبار آثارش می‌شود گفت متیقن کلاً ‌باقی است.

قلت: شیخ رحمه الله می‌فرماید آنچه از دلیل استفاده می‌شود این است که عملِ متیقنِ به مستصحب را از حیث تیقن به آن انجام دهید؛ مناسبات حکم و موضوع این‌گونه اقتضاء می‌کند. کسی که به حیات زید یقین دارد و بعد شک می‌کند و به او گفته می‌شود استصحاب کن، یقین به انبات لحیه ندارد بلکه یقین به عدم انبات دارد؛ زیرا مثلاً بچه‌ی دوازده ساله لحیه ندارد. متیقن «حیات زید» بوده است نه بیشتر، و از دلیل استفاده می‌شود این متیقن را از حیث تیقنی که دارید جرّ به زمان لاحق کنید، پس باید همان حیات را جرّ به زمان لاحق نمایید. لذا داشتن لحیه نمی‌تواند در دایره‌ی «لا تنقض الیقین ابداً بالشک» قرار بگیرید، بلکه اگر داشتن لحیه موضوع حکم شرعی باشد، حالت سابقه‌ی عدمی داشته و می‌توان استصحاب عدمش را جاری کرد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهلم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
نشانه های شقاوت
امام صادق (ع) از رسول الله (ص) روایت کرد که فرمود: خشکی چشم و قساوت قلب و حرص زیاد در طلب دنیا و پافشاری بر گناه از نشانه‌های شقاوت هستند.
کافی، ج2، ص290
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved