پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 28 شهريور 1396
  • 2017 Sep 19
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 653
دیروز: 859
ماه جاری: 27453
امسال: 160767
کل: 732641
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 30/4/1395 - 17:01
کد درس: 762 تعداد بازدید: 343 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات دروس خارج فقه
حضرت آیت الله سیّد محمّد رضا مدرّسی طباطبایی یزدی (دامت برکاته)
سال تحصیلی 95-1394
جلسه‌ی چهل و چهارم؛ ‌‌یک‌شنبه 27/10/1394

صورت دوم: (طیب نفس به طلاق در طول إکراه)

صورت دوم این است که إکراه بر طلاق وجود دارد و اگر مکرَه طلاق ندهد ضرر متوعدٌ به بر او وارد می‌شود، امّا زوج در طول این إکراه، با رضایت و حقیقتاً زوجه‌ی خود را طلاق می‌دهد به خاطر این‌که مثلاً چون گمان می‌کند طلاق مکرَه باطل نیست و تنها راه تخلص از إکراه، وقوع طلاق حقیقی است، با رضایت زوجه‌ی خود را طلاق می‌دهد یا این‌که مثلاً مقلِّد مجتهدی است که طلاق مکرَه را صحیح می‌داند از این جهت توطین نفس کرده و با قصد طلاق می‌دهد، و حتی می‌توان فرض کرد که زوج می‌داند طلاق إکراهی باطل است و مجتهد او نیز قائل به صحت طلاق مکرَه نیست، امّا چون می‌خواهد از تحت فشار إکراه رهایی یابد، با آن‌که لزوم ندارد عن طیب نفسٍ قصد طلاق می‌‌کند. البته همه‌ی این موارد به گونه‌ای است که لولا الاکراه، زوج اقدام به طلاق نمی‌کرد‌.

عرض می‌کنیم طبق مبنای مختار یعنی سیره‌ی ممضاة عقلائیه؛ چون إکراه در این صور صادق است، لذا حکم به بطلان طلاق مکرَه در تمام این صور می‌شود؛ زیرا بیان کردیم در مواردی سیره‌ی عقلائیه قائم بر صحت معامله است که مکرَه بدون فشار خارجی و با طیب نفس، عقد یا ایقاع را انجام بدهد، و در ما نحن فیه چون علی الفرض مَنشأ طلاق به طور مستقیم إکراه بوده و رضایت ناشی از إکراه هم کالعدم است، لذا حکم به بطلان طلاق می‌شود.

هم‌چنین طبق مسلک مشهور که مستند بطلان معامله‌ی إکراهی را روایات عامه از جمله «رفع ما استکرهوا علیه» می‌دانند، باز طلاق باطل است؛ زیرا هر جایی که عقلاءً إکراه صادق باشد، علی الفرض مشمول دلالت روایات بوده و رفع صحت طلاق نیز مطابق امتنان است، پس حکم به بطلان طلاق می‌شود.

هم‌چنین از حیث روایاتی که در خصوص بطلان طلاق إکراهی وارد شده نیز در ما نحن فیه حکم به بطلان می‌شود؛ زیرا علی الفرض إکراه صادق بوده و لولا الاکراه، زوج اقدام به طلاق نمی‌کرد.

مرحوم شیخ نیز ابتدا نسبت به بطلان طلاق در صورت دوم اظهار تردید کرده ولی در نهایت فرموده‌اند أقرب، تحقق إکراه است و در نتیجه طلاق باطل می‌باشد.

البته شروطی که قبلاً برای صدق إکراه بیان کردیم باید در این فرض هم وجود داشته باشد، از جمله این‌که امکان تفصی وجود نداشته باشد و وعیدِ بر ضرر هم متناسب با صدق إکراه باشد؛ فرقی هم نمی‌کند این ضرر متوجه زوج باشد یا فرد دیگر به نحوی که قبلاً ذکر شد.

صورت سوم: (طیب نفس به طلاق به عنوان جزء العلة)

صورت دیگری که در مسأله‌ی طلاق إکراهی وجود دارد این است که طلاق مستند به دو چیز باشد، هم مستند به إکراه و هم مستند به رضایت و طیب نفس مکرَه؛ یعنی هر کدام جزء العلة باشد به گونه‌ای که اگر هر کدام منتفی شود، طلاق هم منتفی می‌شود. خب آیا در این صورت طلاق صحیح است یا نه؟

عرض می‌کنیم اگر مستند ما در بطلان طلاق و سایر عقود و ایقاعات إکراهی، سیره‌ی عقلائیه باشد، به نظر می‌رسد طلاق در این صورت باطل باشد؛ زیرا سیره‌ی عقلائیه در جایی اقتضاء صحت عقد یا ایقاع می‌کند که إکراه تأثیری مثلاً در تحقق طلاق نداشته باشد و زوج کاملاً با رضایت درونی، إنشاء طلاق کرده باشد، در حالی که علی الفرض در این‌جا طلاق ناشی از رضایت خالص نیست بلکه إکراه هم دخیل است. نظیر این‌که کسی به خاطر دو قصد نماز بخواند یکی تقرب الی الله و دیگری به قصد ورزش که لولا انگیزه‌ی ورزش، نماز را نمی‌خواند، در این‌جا نمی‌توانیم بگوییم نماز را خالصاً برای خدا خوانده بلکه به قصد هر دو خوانده است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه چهل و چهارم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved