پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 21 آذر 1396
  • 2017 Dec 12
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 1399
دیروز: 1778
ماه جاری: 23765
امسال: 260978
کل: 832852
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 3/9/1394 - 13:07
کد درس: 715 تعداد بازدید: 875 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت الله سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال دوازدهم ـ سال تحصیلی 95ـ9
جلسه 18 ـ دوشنبه 18/8/94

شیخ رحمه الله جریان استصحاب در صورت اول از کلی قسم ثالث را مایلند جاری بدانند؛ زیرا ما به دنبال یقین سابق و شک لاحق هستیم، فرض این است که کلی حیوان هنگامی که غنم موجود بود، یقینی بود و چون احتمال می‌دهیم همراه غنم، بقر هم بوده است، در زمان لاحق که شک وجود دارد، می‌توانیم استصحاب کلّی حیوان را جاری کنیم. چه حالت منتظره‌ای وجود دارد که استصحاب جاری نباشد!؟

ظاهراً أعلام متأخرین بعد از شیخ، کلام شیخ رحمه الله را نپذیرفتند و فرموده‌اند ‌که در استصحاب، وحدت قضیه‌ی متیقنه و مشکوکه شرط است و در کلی قسم ثالث حتی آن صورتی که مقارن با فرد اول، فرد دیگری احتمال داده می‌شود، نمی‌توان استصحاب کلی را جاری کرد؛ زیرا:

متیقن، قطعاً زائل شده است و فقط احتمال حدوث متیقن دیگر و احتمال حدوث کلی دیگری می‌دهید که کافی در جریان استصحاب نیست.

نکته‌ی مطلب در این است که کلی گرچه به وجود افرادش موجود است، اما کلی طبیعی، به تعداد افراد، متعدد می‌شود. آری، «کلیِ مفهومی» واحد است ولی کلیِ مفهومی منشأ اثر نیست، آنچه که منشأ اثر است کلیِ طبیعی است و در هر فردی، کلی طبیعی موجود است که آن کلی طبیعی، غیر از کلی طبیعی موجود در فرد دیگر است؛ مثلاً به تعداد افراد انسان، کلی طبیعی موجود است. مثال معروفی که حاجی سبزواری گفته‌اند و منشأ آن مباحثه‌ی بوعلی با شیخ غزیر المحاسن همدانی بوده است، چنین است که نسبت طبیعی به افرادش، نسبت أب واحد به ابناء نیست، بلکه نسبت آباء متعدده به ابناء متعدده است.

لیس الطبیعی مع الافراد                  کالاب بل آباء مع الابناء

رجل همدانی که بوعلی سینا با او برخورد کرده بود، چنین فکر می‌کرد که کلی طبیعی مانند یک بند تسبیح است که بین افراد کشیده شده است و به نقصان و کم و زیاد شدن افراد، کم و زیاد می‌شود؛ شیء واحدی که کوتاه و بلند می‌شود، در حالی که این‌‌گونه نیست.

نسبت طبیعی با افراد، نسبت آباء به ابناء است. یعنی أب‌های متعدد که فرزندهای متعدد دارند؛ یعنی طبیعی در ضمن این فرد، در ضمن آن فرد و ... موجود است و به تعدد افراد، متعدد است.

لامحاله وقتی که یقین داریم کلی طبیعی یعنی حیوان، در ضمن غنم موجود شد و بعد یقین کردیم غنم نابود شد، یعنی آن کلی طبیعی رفت؛ هم عقلاً و هم عرفاً. وقتی که آن کلی از بین رفت، اگر احتمال بقاء کلی در ضمن بقر بدهیم یعنی احتمال کلی طبیعی دیگری داده‌ایم و لذا متیقن را جرّ به زمان لاحق نکرده‌ایم بلکه حکم به بقاء مشکوک الحدوث کرده‌ایم که در واقع استصحاب نخواهد بود.

بنابراین بیان جناب شیخ اعلی الله مقامه، بیان تامی برای جریان استصحاب در نوع اول کلی قسم ثالث نیست و همان‌طور که مرحوم آقای نائینی فرموده است اگر قضیه را درست تصویر کنیم، تصدیق می‌کنیم که اینجا جای استصحاب نیست.

دفع یک اشکال

ممکن است اشکال شود که در کلی قسم ثانی که پذیرفتید استصحاب جاری است، در واقع کلی در ضمن قصیر با کلی در ضمن فرد طویل، متباین و متفاوت بود. چگونه آنجا استصحاب کلی جاری می‌شود اما در اینجا استصحاب کلی جاری نمی‌شود؟

پاسخ اشکال این است که در کلی قسم ثانی، نفس همان متیقن را استصحاب می‌کنیم؛ یعنی همان کلی که در ضمن فردی موجود شده بود، چون احتمال می‌دهیم همان کلی باقی باشد استصحاب کلی را جاری می‌کنیم. اما در کلی قسم ثالث، یقین داریم آن کلی که در ضمن غنم بوده نابود شده است و احتمال می‌دهیم کلی، در ضمن بقر که یک وجود دیگری است ادامه داشته باشد که در حقیقت قضیه‌ی متیقنه و مشکوکه متعدد می‌شود و جای استصحاب نیست؛ به خلاف قسم ثانی.

فرد دوم استصحاب کلی قسم ثالث

جناب شیخ اعلی الله مقامه در فرد دوم از کلی قسم ثالث، تمایل خاصی به جریان استصحاب نشان نمی‌دهند و از کلامشان استفاده می‌شود که جاری نیست.

وقتی در فرد اول از قسم ثالث، استصحاب جاری نبود، معلوم است که به صورت اقوی در فرد دوم جاری نیست؛ زیرا:

در فرد دوم استصحاب کلی قسم ثالث فرض این است که احتمال می‌دهیم فقط در حین زوال فرد اول، فرد دومی پیدا شده باشد، به خلاف فرد اول که احتمال می‌دهیم از اول همراه غنم، بقر بوده است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه هجدهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved