پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 24 آبان 1398
  • 2019 Nov 15
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 751
دیروز: 3178
ماه جاری: 56876
امسال: 534808
کل: 2156220
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 28/11/1393 - 15:05
کد درس: 561 تعداد بازدید: 1154 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 53 ـ یک‌شنبه 19/11/93

نقد و بررسی فرمایش سید خویی رحمه الله در ردّ ثمره‌ی عملی دو مبنا

اینکه فرمودند در احدهمای مبهم و لابعینه اصل جاری می‌شود سخن صحیحی نیست؛ زیرا اساساً احد مبهم در عالم وجود ندارد تا اگر کسی با آن ثوب نماز بخواند نماز در آن درست باشد؛ زیرا آنچه در خارج وجود دارد معین و مشخص است و غیر از دو ثوب در خارج، ثوب دیگری وجود ندارد و ثوب لا معیّن نیز اگر یکی از همین دو ثوب باشد در حقیقت کرّ علی ما فرّ منه است و اگر مراد ثوب ثالثی باشد باید گفت چنین ثوبی موجود نیست و به تعبیر دیگر چنین ثوب لامعیّنی حتی فی علم الله نیز وجود ندارد و لذا نمی‌توان در آن استصحاب یا قاعده‌ی طهارت جاری نمود.

آری، اگر به‌گونه‌ای بتوان تمییزی تصور کرد که مثلاً فی علم الله آنچه مجرای اصل است غیر از معلوم النجاسة است هرچند مکلف نداند، در این صورت مانعی از اجرای اصل نیست؛ زیرا در حقیقت، اصل در فردی که مشکوک النجاسة است و در متن واقع معین است جاری شده است.

بنابراین فرمایش سید خویی رحمه الله بإطلاقه درست نیست مگر در مواردی که بیان شد، که در مباحث برائت و اشتغال نیز به تفصیل در مورد اجرای اصل در چنین مواردی بحث گردید.

نقد و بررسی سخن قائلین به وجود ثمره میان اتخاذ دو مبنا

همان‌گونه که سخن سید خویی رحمه الله را بإطلاقه نپذیرفتیم، بر سخن قائلین به ثمره نیز اشکال وارد است و آن اینکه: گفته شد بنابر أخذ مانعیت نجاست در صلاة می‌توان یکی از دو نماز را صحیح دانست، در حالی که بنابر تقریبی که از مانعیت نجاست نمودیم باز هر دو نماز محکوم به بطلان است؛ زیرا گفتیم نجاست منجّزه موجب بطلان نماز است و تنها در صورتی که منجز نبود یا فی‌الواقع نجاستی نباشد، نماز صحیح است، امّا در ما نحن فیه علی‌الفرض نجاست فی‌الواقع بوده است، همچنین منجز نیز بوده است؛ به دلیل آنکه فردی که علم اجمالی به نجاست احد الثوبین داشته است اصل مؤمّنی نسبت به نجاست در هیچ طرف نداشته است؛ به خاطر آنکه هر دو استصحاب با یکدیگر معارضه می‌کنند و ساقط می‌شوند، قاعده‌ی طهارت در هر یک نیز بالمعارضه ساقط می‌شود، چنان‌که اصل برائت هم نسبت به هردو به جهت تعارض ساقط است، لذا فرد با احتمال نجاست بدون اصل مؤمّن باقی می‌ماند، در نتیجه نجاست در هر دو نماز بر این فرد منجّز خواهد شد و لذا فرد مذکور نماز را بدون احراز عدم نجاست خوانده است و ‌چنین نمازی موجب بطلان نماز است.

و نکته‌ی اینکه مرحوم نائینی فرمودند نجاست معلومه بما هی منجزه مانع است، آن است که اگر نجاستی فی‌الواقع باشد ولی اصل مؤمّن نباشد، آن نجاست نیز مانع است و در ما نحن فیه نیز چنین بوده است؛ زیرا فرد، علم اجمالی به نجاست احد الثوبین دارد، لامحاله هر اصل مؤمّنی که بخواهد جاری شود در هر دو جاری می‌شود و تساقط خواهند کرد، لذا مکلف با احتمال نجاست بدون مؤمّن باقی می‌ماند و چون فی‌الواقع نیز دو لباس نجس هستند دلیلی بر صحت نماز وجود ندارد.

یک استدراک

اگر فرض شود یکی از اطراف علم اجمالی دارای اصل طولی است می‌توان بنابر مبنای مانعیت نجاست در صلاة یکی از دو نماز را تصحیح کرد. و لکن باید مثال را عوض کرد تا یکی از طرفین دارای اصل طولی شود و بعد از تساقط اصول در دو طرف، یکی واجد اصلی شود که دیگری ندارد.

مثال: اگر کسی علم اجمالی پیدا کند که یا ثوب او نجس است یا آبی که با آن وضو گرفته است نجس است، بنابر هر دو مبنا استصحاب طهارت در هر یک معارض به استصحاب طهارت در دیگری است و ساقط می‌شود. قاعده‌ی طهارت نیز در هر یک معارض به قاعده‌ی طهارت در دیگری است و ساقط می‌شود، در نتیجه مکلف از حیث وضو بدون اصل مؤمّن باقی می‌ماند و لامحاله باید احتیاط کند؛ زیرا «لاصلاة الا بطهور» و قطعاً ذمه‌ی او مشتغل به نماز با طهارت است و اشتغال یقینی مقتضی فراغ یقینی است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه پنجاه و سوّم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
ارزش عقل و بردبارى
بردبارى پرده‌اى پوشاننده و عقل شمشيرى برنده است، پس عيب‌هاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخيز.
نهج البلاغه، حكمت ۴۲۴
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved