پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 28 مهر 1398
  • 2019 Oct 20
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 206
دیروز: 1093
ماه جاری: 53493
امسال: 470701
کل: 2092113
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 30/10/1393 - 16:32
کد درس: 533 تعداد بازدید: 1294 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 38 ـ شنبه 20/10/93

اشکال محقّق اصفهانی بر دو وجه کلام آخوند رحمهما الله

1. اینکه فرمودند ظاهر آن است که جزاء محذوف و علت جزاء جانشین آن است، اگر مقصود آن است که خود جمله‌ی «فإنه علی یقین ...» ظهور در تعلیل دارد و جانشین جزاء شده است، راهی برای این کلام وجود ندارد؛ زیرا اگر این را به خاطر وجود حرف «فاء» می‌گویند، باید گفت وجود «فاء» ظهوری در تعلیل ندارد، بلکه فاء وارد بر جزاء می‌شود و اگر زمانی وارد بر علتِ جزاء شود به خاطر آن است که قائم مقام جزاء است، پس از ناحیه‌ی فاء علّیتی استفاده نمی‌شود.

و اگر فرض شود از ناحیه‌ی «إنّ» و حرف تأکید می‌فرمایند، این حرف نیز دلالتی بر تعلیل ندارد بلکه برای تحقیق مضمون جمله است و تحقیق مضمون جمله غیر از تعلیل است.

و اگر به خاطر مجموع «فإنه علی یقین من وضوئه» و ترکیب آن گفته شود که ظهور در تعلیل دارد، باز سخن صحیحی نیست و خلاف آن در قرآن کریم بسیار آمده است؛ مثلاً در (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُور) ، «فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُور» که جمله‌ی اسمیه است علت جواب محذوف نیست، بلکه خودش جزاء است.

یا در آیه‌ی (فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُون‏) در اینجا نیز جمله‌ی اسمیه خودش جواب قرار گرفته است. یا (فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُون‏) که باز جمله‌ی اسمیه جواب است. یا (فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمين‏) که جمله‌ی اسمیه خودش جواب است. لذا نمی‌توان ادعا کرد که چنین ترکیبی ظهور در علیت برای جواب محذوف دارد.

2. اشکال دوم مرحوم آخوند آن بود که جواب باید مترتب بر شرط باشد، در حالی که چنین ترتبی نیست و یقین به وضو مترتب بر یقین به عدم نوم نیست. محقق اصفهانی رحمه الله می‌فرماید اینکه گفته شده است باید جزاء مترتب بر شرط باشد امر غلطی است که برخی از نحاة آن را تصور کرده‌اند، بر خلاف محققین از نحاة و منطقیون که معتقدند لازم نیست جزاء از حیث وجودش مترتب بر شرط و مسبب از آن باشد، بلکه گاهی بر عکس است و شرط مسبب از جزاء است، مثل «إن کان النهار موجوداً کانت الشمس طالعة» که طلوع شمس مترتب بر شرط نیست بلکه بر عکس است و نهار وجوداً مترتب بر طلوع شمس است، یا وقتی گفته می‌شود «إن کان هذا ضاحکاً کان انساناً»، انسان بودن بر ضحک مترتب نیست بلکه ضاحک بودن مترتب بر انسان بودن است.

محقق اصفهانی رحمه الله می‌فرماید بلکه همین که ترتب فرضی حتی در خود قضیه بین شرط و جزاء باشد کافی است و مانعی از استعمال شرط و جزاء نیست؛ مثلاً گفته می‌شود: «إن کان الانسان ضاحکاً فالحمار ناهق» که هیچ ترتبی نیست، ولی متکلم در عالم خیال خود فرض ترتب کرده است و همین مقدار کافی است تا شرط و جزاء به کار رود.

اگر اصرار شود که در ما نحن فیه ولو به قرائن دیگر، باید ترتبی بین شرط و جزاء باشد و یقین به وضو مترتب بر عدم یقین به نوم باشد، در حالی که بر اساس اشکال صاحب کفایة در ما نحن فیه این ترتب تخلف شده باشد و موجود نیست، می‌گوییم چنین ترتبی در اینجا وجود دارد. و حاصل بیان محقّق اصفهانی رحمه الله چنین است:

اگر قضیه یک قضیه‌ی کلیه بود که متضمن بیان ملازمه بین عدم یقین به نوم و یقین به وضو بود، اشکال آخوند وارد بود؛ یعنی اگر گفته شده بود هرگاه یقین به نوم نباشد یقین به وضو هست، معلوم است که اشکال وارد است؛ زیرا خیلی اوقات یقین به نوم نیست و در عین حال یقین به وضو نیز وجود ندارد. مثلاً از اوّل وضو نداشته است یا یقین به وضو گرچه داشته است امّا به واسطه‌ی شک ساری یقین او زائل شده است؛ مثلاً شک کرده آیا وضویی که گرفته بود درست بود یا اصلاً وضو گرفته است یا خیر؟

امّا چنین چیزی مورد ادعا نیست و روایت نمی‌خواهد قضیه‌ی کلیه‌ی ملازمه بین عدم یقین به نوم و یقین به وضو را بیان کند، بلکه به نحو جزئی و در محدوده‌ی خاصی این مطلب را بیان می‌کند. یعنی بیان می‌کند کسی وضو گرفته است و از غیر ناحیه‌ی نوم، شک در نقض وضو ندارد و تنها دلیل شکّ او نشأت گرفته از غلبه‌ی نوم است. چنین فردی وقتی یقین به نوم ندارد یقین به وضو دارد، بنابراین ترتب وجود دارد؛ زیرا شک او تنها ناشی از وجود رافع است، یعنی نومی که رافع وضو است و روایت می‌فرماید شک در رافع را رها کنید و نقض یقین به شک نکنید، لذا بر یقین به وضو خواهد بود ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سی و هشتم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
کسب فضایل و رفع حوائج
امام علی (ع) خطاب به كميل به زياد: اى كميل! به خانواده‌ات فرمان بده كه روزها در پى كسب خصلت‌هاى والاى انسانى بروند و شبانگاهان، در پى رفع نيازهاى خُفتگان.
نهج البلاغه، حكمت ۲۵۷
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1397 Qommpth.ir All Rights Reserved