پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 23 آذر 1396
  • 2017 Dec 14
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 624
دیروز: 1586
ماه جاری: 26440
امسال: 263653
کل: 835527
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 23/10/1393 - 13:08
کد درس: 525 تعداد بازدید: 783 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 35 ـ یکشنبه 14/10/93

اشکال دوم محقق عراقی رحمه الله

فرضاً بپذیریم که جار و مجرور (من وضوئه) به ظرف متعلق است ولی باز مشکل حل نمی‌شود؛ زیرا:

گرچه با این احتمال، یقین به حسب ظاهر مطلق است و قیدی ندارد، لکن از آنجا که وضو منشأ و حیثیت تعلیلیه‌ی تحقق یقین است لامحاله در لباب، «من وضوئه» قید برای یقین می‌باشد؛ زیرا معقول نیست که معلولی نسبت به حالت نبودِ علتش اطلاق داشته باشد. نمی‌شود نور خورشید که معلول خورشید است نسبت به صورت عدم خورشید نیز تحقق داشته باشد. پس حتی اگر عبارت چنین شود که: «إنه من طرف وضوئه علی یقین» هرچند یقین دارای قید انضمامی نیست و حیثیتی منضم به یقین نشده است امّا از آنجا که علت یقین، «بر وضو بودنِ مکلف» است و حیثیت‌های تعلیلی در لباب، قید برای معلول هستند و معقول نیست معلول حتی در صورت عدم علتش وجود داشته باشد، در نتیجه یقین در نهایت مقید است و لهذا احتمال دارد «ال» در الیقین نیز مربوط به همان یقین مقیّد لبّیِ مذکور در صغری باشد و در نتیجه استدلال به صحیحه برای اثبات استصحاب به نحو کلّی ناتمام باشد.

پاسخ شهید صدر رحمه الله به اشکال دوم

بعد از آنکه فرض کردیم جار و مجرور متعلق به ظرف (علی یقین) است، در حقیقت دو قید حاصل می‌شود که در عرض یکدیگر هستند و هر دو مستقلاً کون مقدّر را مقید می‌کنند نه به صورت طولی؛ یعنی در حقیقت چنین می‌شود:

«فإنه کائنٌ من وضوئه و کائنٌ علی یقین».

وقتی دو قید در عرض یکدیگر باشند معنا ندارد که یکی موجب تقیید دیگری شود و حتی اگر اصل تقییدها را طولی بدانیم و در مرحله‌ی فعل و انفعال تقیید، «علی یقین» در طول «من وضوئه» باشد امّا در مرحله‌ی ابراز و اثبات، «علی یقین» و «من وضوئه» در عرض یکدیگر بر کائن مقدّر وارد می‌شوند.

پس دلیلی نداریم که «علی یقین» را مختصّ «من وضوئه» بدانیم، بلکه مطلق است و چون یقین در کبری نیز مطلق است می‌توان استصحاب را به نحو کلی اثبات کرد.

نقد و بررسی فرمایش شهید صدر رحمه الله

آنچه که شهید صدر رحمه الله ذکر کرده‌اند نه با کلام مرحوم آخوند سازگار است و نه با واقع؛ مرحوم آخوند فرمودند به جای آنکه «من وضوئه» را متعلق به یقین بدانیم متعلق به «علی یقین» می‌دانیم و این یعنی «من وضوئه» در طول «علی یقین» می‌باشد. بلی چون خود «علی یقین» ظرف است باید به «کائن» یا «یکون» مقدر متعلق باشد و در نهایت مفاد کلام این‌گونه می‌شود: «فإنه یکون من طرف وضوئه علی یقین». در نتیجه طولیت روشن است؛ زیرا معنا این‌گونه است که «از جهت وضویش بر یقین است»، لذا نمی‌توان گفت «من وضوئه» و «علی یقین» هر کدام مستقلاً متعلق به «کائن» است. لذا سخن شهید صدر رحمه الله به تنهایی نمی‌تواند پاسخ اشکال محقق عراقی رحمه الله باشد.

و لکن واقع امر آنست که مرحوم عراقی گرچه در خیلی موارد فرموده است حیثیات تعلیلیه به حیثیات تقییدیه باز می‌گردد ولی ما حرف ایشان را مکرّر نقد کرده‌ایم و عرض کرده‌ایم که در تکوینیات، صحیح است که حیثیات تعلیلیه به تقییدیه باز می‌گردد، مانند خورشید و نور خورشید؛ زیرا نور خورشید در لباب، مقیّد به خورشید که علت آن است می‌باشد، امّا در اعتباریات چون سهل المؤونه است، هم می‌توانیم حیثیت تعلیلیه را به عنوان قید اخذ کنیم و هم می‌توانیم معلول را رهای از آن حیثیت فرض کنیم و این وابسته به نحوه‌ی اعتبار و سپس ظهوری است که از کلام استفاده می‌شود. لذا در ما نحن فیه اگر توانستیم به نوعی استظهار کنیم که «من وضوئه» حیثیت تعلیلیه‌ای است که اصلاً دخیل در یقین نیست و یقین، مطلق از آن حیث است مانعی از آن وجود ندارد. بلی اگر چنین استظهاری صورت نگیرد حداقل کلام مجمل می‌شود.

لهذا اشکال دوم مرحوم عراقی نمی‌تواند ردّی بر کلام آخوند رحمه الله باشد.

اشکال سوم محقق عراقی بر کلام آخوند رحمهما الله

این کلام آخوند; با مبنای ایشان سازگاری ندارد؛ زیرا در مباحث اطلاق و تقیید، مرحوم آخوند یک مقدمه اضافه بر آنچه مشهور به عنوان مقدمات حکمت بیان کرده‌اند، ذکر کرده است. مشهور گفته‌اند برای حکم به اطلاق باید سه مقدمه وجود داشته باشد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سی و پنجم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
تاثیر عالمان و حاكمان
رسول اکرم (ص) فرمود: دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى ‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏ شوند: عالمان و حاكمان.
خصال، ص 37
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved