پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 27 آبان 1396
  • 2017 Nov 18
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 509
دیروز: 1050
ماه جاری: 28078
امسال: 231982
کل: 803856
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 12/9/1393 - 15:56
کد درس: 502 تعداد بازدید: 890 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 25 ـ دوشنبه 3/9/93

 ممکن است گفته شود که باید تعریفی از استصحاب داشته باشیم که جامع بین همه‌ی اقوال باشد تا بتواند محط و مرکز بحث قرار گیرد که این سخن ناصوابی نیست؛ در این حالت می‌توان گفت هرگاه حکم شرعی یا موضوعی حکم، حالت سابقه داشته باشد و بعد شک در آن شود وظیفه چیست؟ بدین صورت محل و محطّ بحث روشن خواهد بود. امّا در مقام تعریف باید به نحوی که استصحاب از ادله استفاده می‌شود و ما آن را صحیح می‌دانیم بیان شود، نه اینکه لزوماً جامع بین همه‌ی اقوال باشد.

امر دوم: آیا استصحاب جزء مسائل علم علوم اصول است یا مبحثی استطرادی است؟

برخی معتقدند استصحاب نیز مانند لاضرر و اصالة الصحة قاعده‌ای فقهیه است و بیان آن در اصول استطرادی و به خاطر شدت مناسبت آن با علم اصول است.

هرچند بررسی این مطلب ارزش ذاتی و ثمره‌ی عملی ندارد، ولی از حیث فنّ تدوین علم می‌تواند دارای فایده باشد، لذا مناسب است بررسی گردد. رسیدگی به این مسأله متفرع بر آن است که ببینیم تعریف علم اصول بر استصحاب منطبق می‌شود یا خیر. به نظر ما علم اصول عبارتست از:

العلم الباحث عن الحجج العامّة التی تناسب الفقه تناسباً قریباً.

علم اصول درباره حجت‌ها بحث می‌کند و مقصود از حجت در اینجا همان حجت لغوی است؛ یعنی «ما یحتج به المولی علی عبده و ما یحتج العبد به علی مولاه».

همچنین این حجت باید عام باشد؛ یعنی در ابواب فقه سریان داشته باشد و مخصوص یک مسأله یا یک باب نباشد.

همچنین باید در طریق استنباط حکم فقهی، یعنی حکم فرعی کلّی باشد نه خودِ حکم، و تناسب آن در استنباط احکام، تناسبی نزدیک و بدون واسطه و یا حداکثر با دو واسطه باشد، به گونه‌ای که عرفاّ تناسب نزدیکی به فقه داشته باشد.

بنابراین اگر چیزی حجت عامی شد که مناسب استنباط مسائل فقه است، از موضوعات علم اصول قرار گرفته و شایسته است در علم اصول ادراج شود.

استصحاب از افراد بارز چنین حجت‌های عامی است؛ زیرا بعد از دلالت ادلّه، استصحاب حجت خواهد شد و این حجت یک حجت عامّه است و ساری در ابواب مختلف فقه است و از اول تا آخر فقه می‌توان از استصحاب استفاده کرد. همچنین استصحاب از مقدمات بعیده نیست، بلکه از قواعدی است که بدون واسطه منجر به استنباط احکام می‌شود؛ مثلاً می‌توانیم حجیت استصحاب را کبرای قیاس قرار دهیم و حکم شرعی کلّی را از آن نتیجه بگیریم؛ مثلاً:

صغری:  صلاة الجمعة کانت واجبة عند حضور المعصوم علیه السلام (اضطراری) و الآن نشک فی وجوبه فی غیبة المعصوم علیه السلام.

کبری:  و کلّ حکمٍ ثَبتَ سابقاً و شُکّ فیه لاحقاً یُحکم ببقائه

نتیجه:  فوجوب صلاة الجمعة باقٍ. 

بنابراین از آنجا که استصحاب، واسطه‌ی اثبات یک حکم کلّی فرعی می‌شود و اختصاص به باب خاصی در فقه ندارد، از موضوعات علم اصول قرار می‌گیرد.

إن قلت: بیان شد که استصحاب در موارد جزئیه برای مقلّد نیز مفید است؛ مثلاً شک در بقاء وضو یا طهارت لباسش دارد و می‌تواند از استصحاب استفاده کند. و یا حتی از استصحاب در مسائل اصولیه نیز استفاده می‌شود. پس استصحاب از این نظر که در مباحث اصولیه استفاده شود از مبادی علم اصول شمرده خواهد شد نه از قواعد علم اصول و وقتی در احکام جزئیه‌ی شرعیه جاری شود نیز نمی‌تواند از موضوعات علم اصول قرار گیرد؛ زیرا علم اصول از قواعدی که در استنباط حکم کلّی فرعی به کار می‌آید بحث می‌کند و طهارت فلان لباس یا بقاء وضوی زید یک حکم کلّی نیست. لهذا استصحاب نمی‌تواند جزء علم اصول باشد.

قلت: اینکه استصحاب دو یا چند کاربرد دارد و برخی کاربردهای آن از علم اصول خارج است، ضربه‌ای به این مسأله نمی‌زند که از حیثی می‌تواند داخل علم اصول قرار گیرد و از این حیث جزء مسائل علم اصول می‌باشد.

پس روشن شد که استصحاب از مسائل اصولی شمرده می‌شود.

امر سوم: تفاوت استصحاب با قاعده‌ی یقین و قاعده‌ی مقتضی و مانع

بعضی قواعد وجود دارد که از حیثی قریب به استصحاب است و لعلّ با استصحاب اشتباه شود و حتی برخی ذکر کرده‌اند ادلّه‌ی استصحاب علاوه بر افاده‌ی استصحاب، دو قاعده‌ی دیگر را نیز افاده می‌کند. لهذا مناسب است آن قواعد را بشناسیم و تفاوت آنها با استصحاب را بدانیم. مهم‌یترین آن قواعد عبارتست از: 1. قاعده‌ی یقین، 2. قاعده‌ی مقتضی و مانع.

برخی ادعا کرده‌اند صحیحه‌ی زراره که مفید استصحاب است این دو قاعده را نیز افاده می‌کند. امّا این دو با استصحاب چه تفاوتی دارند؟

مجرای استصحاب

استصحاب مربوط به جایی است که یقین و شک بالفعل و در یک زمان موجود باشند و متعلق یقین و شک هم یکی باشد مگر از حیث زمان که متعلق یقین زماناً سابق است و متعلق شک زماناً لاحق است.

مثلاً وجوب صلاة جمعه در زمان حضور امام علیه السلام قطعاً موجود است و در زمان غیبت، در همان وجوب نماز جمعه شک می‌شود. لذا شک و یقین هر دو الآن فعلی است و متعلق هر دو وجوب نماز جمعه است، إلا اینکه متعلق یقین مربوط به عصر حضور است و متعلق شک مربوط به عصر غیبت است.

باید توجه داشت که در استصحاب همیشه متعلّق شک، لاحق و متأخر است و متعلق یقین، سابق بر شک قرار دارد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه بیست و پنجم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
عدل الهی (1)
خداوند از چيزى نهى نكرد، جز اين كه مى‏داند بنده توان ترك آن را دارد و به چيزىامر نكرد، جز اين كه مى‏داند بنده توان انجام آن را دارد، زيرا جُور و سرگرمى و ستم وتكليف كردن بندگان به آنچه توانش را ندارند، از صفات خداوند نيستند.
الاحتجاج،ج ۲،ص ۲۲۳
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved