پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 3 مهر 1396
  • 2017 Sep 25
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 561
دیروز: 1001
ماه جاری: 2743
امسال: 168568
کل: 740442
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 2/9/1393 - 12:40
کد درس: 490 تعداد بازدید: 981 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 21 ـ دوشنبه 26/9/93

نقد و بررسی فرمایش سید خویی رحمه الله در مثال رأس البقر فی الراقود

این راه‌کار مطابق عدالت نیست و بعضی معاصرین چنین بیان کرده‌اند که باید ضرر وارد شده را بالنسبه تقسیم نماییم، نه اینکه آن ضرر را نصف نماییم و حتی در مسأله‌ی درهمی الودعی نیز این‌چنین نیست که درهم باقیمانده نصف شود.

در مثال رأس البقر فی الراقود، طریق آن است که ببینیم این گاو در حالی که سرش در خمره است چه مقدار ارزش دارد و همان گاو قبل از این اتفاق چه مقدار ارزش داشت. فرض کنید ما به التفاوت قیمت، 10 درهم می‌شود. همچنین باید دید خمره در حالی که سر گاو در آن قرار دارد چه مقدار ارزش دارد و قبل از این حادثه چه مقدار ارزش داشته است و ما به التفاوت آن چه مقدار است، فرض کنید 5 درهم ما به التفاوت دارد. در نتیجه به صاحب گاو و خمره جمعاً 15 درهم ضرر وارد شده است و ضرری که به صاحب گاو وارد شده است دارای نسبت  است؛ یعنی از مجموع ضررها  ضرر متوجه صاحب خمره است و  متوجه صاحب گاو شده است. اکنون که در صدد تخلیص اموال هستیم، ممکن است سر گاو بریده شود و یا خمره از بین برود و چون خمره ارزش کمتری علی‌الفرض دارد آن را می‌شکنند و در این مورد، عدل اقتضا می‌کند که   قیمت خمره از صاحب گاو گرفته شود و   قیمت خمره به حساب صاحب خمره گذاشته ‌شود و این روش، مقتضای عدالت و آیه‌ی (أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ) است.

در قضیه‌ی درهمی الودعی نیز این‌گونه است؛ زیرا اگر احتمالات تلف را سه واحد حساب کنیم، یک واحد نصیب صاحب درهم می‌شود که شخص ب می‌باشد و شخص الف نیز دو واحد خواهد داشت، در نتیجه احتمال اینکه مال صاحب دو درهم یعنی شخص الف تلف شده باشد دو برابر بیشتر از احتمال تلف درهم شخص ب است. بدین جهت درهم باقیمانده باید اثلاثاً تقسیم شود و آن شخصی که احتمال تلف مالش بیشتر است کمتر بهره می‌برد و آن که احتمال تلف مالش کمتر است بهره‌ی بیشتری می‌برد؛ یعنی   درهم باقیماند مال شخص ب و   آن مالِ شخص الف خواهد بود و این طریقه مقتضای عدالت و انصاف است.

و روایتی که سید خویی رحمه الله به عنوان مؤید و شاهد ذکر کردند نیز فاقد سند معتبره می‌باشد.

راه حل برگزیده در مسأله

در مسأله‌ی درهمی الودعی فرض آنست که سند روایت تمام نیست، لذا می‌گوییم یکی از دو درهمِ باقیمانده قطعاً مال شخص الف است که ابتدا دو درهم نزد زید به ودیعه گذاشته بود و درهم دیگر مردّد است که یا تمام آن مالِ الف است یا تمام آن مالِ شخص ب است و تردیدی در این مسأله وجود ندارد و شریک شدن هر دو در آن درهم قطعاً خلاف واقع است، مانند اینکه درهمی وجود دارد و علم اجمالی وجود دارد این درهم یا مال زید است یا عمرو و شریک هم نیستند، لذا از مصادیق «القرعة لکل امر مشکل» است و هیچ راهی برای تعیین مالک حقیقی وجود ندارد جز قرعه، و سایر راه‌ها اعمّ از تنصیف و تثلیث فاقد دلیل است.

و امّا در مسأله‌ی بقر و خمره باید توجه داشت که حادثه‌ی مذکور یک حادثه‌ی سماویه است و هیچ شخصی دخیل در حادثه نبوده است. از سویی در اثر این حادثه قیمت خمره و گاو هر دو کاهش یافته است. بنابراین می‌توان گفت:

بعد از چنین حادثه‌ای ممکن است برای خمره ارزشی باقی بماند و نیز ممکن است دیگر هیچ ارزشی نداشته باشد. در صورتی که خمره هیچ ارزشی نداشته باشد و در حکم تالف باشد صاحب گاو می‌تواند خمره را از بین ببرد حتی بدون اذن حاکم شرع و مال خود را خلاص کند؛ زیرا این خمره مالیت و ارزشی ندارد و حکم به حرمت تصرف در ملک دیگری در مثل چنین مواردی دلیل معتبری ندارد، هرچند احتیاط ضعیف آنست که به گونه‌ای رضایت صاحب خمره را به دست آورد.

فرض دیگر آنست که خمره در همان حالی که در سر گاو گیر کرده است دارای قیمت و ارزش باشد. در این حالت دو مال به گونه‌ای به هم پیوسته‌اند که تصرف هر مالکی در ملک خودش مستلزم تصرف در مال دیگری است ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه بیست و یکم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved