پايگاه اطّلاع رساني مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين | qommpth.ir
     
 
فارسي | العربيه | اردو 
 
   
  •  
  • 2 مهر 1396
  • 2017 Sep 24
 
 
   ویژه ها




 
   اوقات شرعي
 
   آمار پایگاه
امروز: 664
دیروز: 1182
ماه جاری: 1845
امسال: 167670
کل: 739544
 
**به پایگاه اطّلاع رسانی مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين (پایگاه انعکاس و انتشار کامل اخبار و آثار حضرت آيت الله سيّد محمّد رضا مدرّسي طباطبايي يزدي دامت برکاته) خوش آمدید.**    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ     
تاریخ انتشار: 23/8/1393 - 11:31
کد درس: 477 تعداد بازدید: 989 تعداد نظرات کاربران: 0  

تقریرات درس خارج اصول
حضرت آیت اللّه سیّد محمّدرضا مدرّسی طباطبایی یزدی دامت برکاته
دوره‌ی دوم ـ سال یازدهم ـ سال تحصیلی 94ـ93
جلسه 13 ـ سه‌شنبه 22/7/93

تنبیه چهارم

قاعده‌ی لاضرر و أضرار اعتباریه‌ی متجدده

آیا با لاضرر می‌توانیم بعضی از ضررهای اعتباری را اثبات نماییم؟

به نظر، کسی که به صورت فنی و با حفظ جوانب در صدد اثبات این مسأله برآمده است مرحوم شهید صدر است. ایشان ضوابطی را برای اثبات تطبیق لاضرر در بعض موضوعات مستجده بعد از عصر معصوم علیه السلام ارائه داده است، امّا این ضوابط را تطبیق بر مورد خاصّی ننموده است.

کلام شهید صدر رحمه الله در أضرار اعتباریه

ضرر بر دو قسم است:    1. ضرر حقیقی،   2. ضرر اعتباری.

ضرر حقیقی مانند قطع ید یک انسان و ضرر اعتباری، ضرری می‌باشد که در طول ارتکاز حق یا ملک عقلائی پدید می‌آید. یعنی وقتی عقلاء حقی یا ملکی را برای کسی قائلند سلب آن، ضرر اعتباری می‌باشد.

ایشان تلاش می‌کنند که بحث را در دو ناحیه مطرح نمایند:

1. از این ناحیه که آیا لاضرر اطلاقی دارد که ضررهای اعتباری را نیز شامل شود یا خیر؟

2. ناحیه‌ی دوم مربوط به ضابطه‌ی تشخیص أضرار اعتباریه است و اینکه آیا دلیل لاضرر شامل ضررهای اعتباریه‌ی پدید آمده بعد از عصر معصوم علیه السلام می‌شود یا خیر؟ به تعبیر دیگر در ناحیه‌ی دوم بحث، این مسأله مطرح می‌شود که آیا صغرویاً دلیل لاضرر مصداقی اعتباری بعد از عصر معصومین علیهم السلام دارد یا خیر؟

امّا بحث در ناحیه‌ی اوّل: آیا لاضرر اطلاق دارد؟

ایشان از دو راه برای اثبات اطلاق وارد شده‌اند؛

1. از راه اطلاق لفظی؛ بدین معنا که ضرر، عرفاً معنایی دارد و عرف مفهومی از آن درک می‌کند و این مفهوم اطلاق دارد و شامل أضرار حقیقیه و اعتباریه (هردو) می‌شود و لذا اطلاق لفظی ثابت است.

2. اگر فرضاً در اطلاق لفظی ضرر تشکیک شود و سعه‌ی آن مخصوص ضررهای حقیقی گردد و شامل ضررهای اعتباری که منشأ آنها را شارع پذیرفته است نشود، باز می‌توانیم بگوییم قاعده‌ی لاضرر اطلاق مقامی دارد به گونه‌ای که شامل أضرار غیر حقیقی و اعتباری می‌شود؛ زیرا فرض آنست که متکلم در مقام بیان است و نمی‌خواهد کلام خود را مجمل گذارد و موردی مبهم باقی بماند، لهذا  اطلاق مقامی برای کلام شارع پدید می‌آید به گونه‌ای که ضررهای مربوط به اعتبارات عقلائیه را در برمی‌گیرد. و به تعبیر دیگر، شارع در صدد بیان احکام مربوط به ضرر بوده و چون لفظ قاصر است پس معلوم می‌شود در تشخیص ضرر، اعتماد به ارتکازات عقلائیه کرده است؛ یعنی هر چه عقلاء آن را ضرر می‌دانند شارع نیز آن را ضرر محسوب کرده است، در نتیجه کشف می‌کنیم شارع ضررهای اعتباری را نیز به عنوان ضرر پذیرفته است.

بحث در ناحیه‌ی دوم: تبیین ضابطه برای مصادیق اعتباریه‌ی ضرر و بعض تطبیقات آن

شهید صدر رحمه الله می‌فرماید: افراد و مصادیق اعتباری انحائی دارند؛

1. فرد غیر حقیقی ناشی از اشتباه در تطبیق باشد به خاطر تسامح عرفی؛ مثلاً عرف ملاحظه کرده است که هرکس عالم دین است معمّم است و در نتیجه هر معمّمی را عالم می‌داند، در حالی که این برداشت عرف، اشتباه است و عالم تطبیق بر هر معمّمی نمی‌شود، بلکه تطبیق بر کسی می‌شود که دارای علم باشد. فرد ناشی از اشتباه در تطبیق هرگز حکم عالم را نخواهد داشت.

2. قسم دوم آنست که فردیت فرد به انشاء باشد نه به إخبار. در مثال قبلی فردیت معمّم برای عالم فردیت إخباریه بود و عرف بیان می‌کرد معمّم فرد برای عالم است، امّا در قسم دوم فردیت انشائی است و عرف با انشاء، فرد را حقیقتاً پدید می‌آورد و این نوع افراد اعتباری هستند؛ زیرا ذاتاً انشائی هستند، امّا بعد از انشاء، حقیقتاً فرد عنوان می‌شوند.

دو مثال

تعظیم: اگر در عرفی قیام برای کسی تعظیم او باشد و فردی به قصد تعظیم قیام نماید، در حقیقت فرد حقیقی تعظیم را ایجاد نموده است.

دلالت: از آنجا که دلالت لفظ بر معنا حداقل یکی از منشأهای آن اعتبار و قرارداد است، اگر بعد از این قرارداد، متکلمی لفظ وضع شده را در معنایش استعمال کند فرد حقیقی دلالت را ایجاد کرده است و حقیقتاً دلالت لفظ بر معنا را ایجاد کرده است.

شهید صدر رحمه الله می‌فرماید: ادله شامل این افراد اعتباریه می‌شود حتی اگر فردی که پیدا شده است در زمان معصوم علیه السلام نبوده باشد و کاملاً جدید باشد؛ زیرا با اعتبار و انشاء فرد جدید، مصداقی حقیقی از عنوان پیدا می‌شود و با پدید آمدن مصداق حقیقی، عنوان لامحاله بر آن منطبق می‌شود.

ما نحن فیه مثل آنست که اگر کسی با امکانات امروزی دو اتم هیدروژن را با یک اتم اکسیژن ترکیب کند و آب تولید نماید، چون در واقع یک فرد حقیقی ماء را پدید آورده می‌تواند با آن وضو بگیرد و سایر احکام آب را دارد. در مثل تعظیم و دلالت، اگر کسی فرد جدیدی را با انشاء ایجاد کند در حقیقت فرد حقیقی تعظیم را ایجاد کرده است، لذا حکم بر آن مترتب است و لهذا اگر روش جدیدی برای تعظیم ابداع شود و کسی آن را به کار گیرد مصداق حقیقی تعظیم را آورده است و احکام تعظیم بر آن مترتب است و مثلاً مشمول «مَنْ وَقَّرَ عَالِماً فَقَدْ وَقَّرَ رَبَّه‏» خواهد شد.

3. فرد سوم از افراد اعتباریه آن است که فردیت فرد، انشائی باشد مانند صورت دوم، امّا با این تفاوت که فردیت فرد، مختصّ به عرف خاصّی است؛ زیرا فردیت در طول امضاء عرف نسبت به آن امر اعتباری قرار دارد. مثلاً عنوان ضرر که اطلاق آن شامل نقص حقیقی و اعتباری می‌شود، این عنوان زمانی شامل نقص در حق یا ملکیت می‌شود که عُرف، حق یا ملکیت را نسبت به آن مورد قبول داشته باشد و إلا اگر در عرفی، نقص نسبت به مورد ملک یا حق پذیرفته نشود در حقیقت نقص معنا ندارد ...
 

براي دريافت متن کامل جلسه سیزدهم  اينـجا را کليک کنيد.

Share
   لطفا دیدگاه خود را بنویسید!
*نام:
ایمیل:
*نظر:
 
   نظرات کاربران
رنگ زمینه:
         
سایز قلم: سرعت:
جهت حرکت: تنظیم حرکت:    
   حدیث هفته
بهترین و بدترین مردم
بدترينِ مردم كسى است كه پی‌جوى عيبهاى مردم باشد و نابيناى عيبهاى خويش.
غرر الحكم، ح ۵۷۳۹
 
ورود کاربران

 

نام کاربري:
رمز عبور:
مرا به خاطر بسپار!

موجودی سبد:
 
   نظر سنجی
دیدگاه شما درباره کیفیّت تدوین و تنظیم تقریرات دروس خارج حضرت آیت الله مدرّسی یزدی دامت برکاته

عالی
خوب
متوسّط

 
   پیوندها
پایگاه‌های خبری 
وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها 
علمی، پژوهشی 
فرهنگی و اطّلاع رسانی 
برخی سایت‌های مذهبی 
روزنامه‌ها 
حوزوی 
مراکز تحقیقاتی 
مراکز و مؤسّسات 
فروشگاه‌های اینترنتی کتاب 
بازرگاني، بانک و بيمه 
موتورهای جستجوگر 
نشریّات و مجلّات 
وبلاگ‌ها 
شبکه‌های اشتراک لینک 
 
   سایر پیوندها










 
 
 
 
 
 
کليّه حقوق مادّي و معنوي اين پايگاه متعلّق به مؤسّسه علمي، پژوهشي، فرهنگي پرتو ثقلين بوده و در جهت ترويج معارف اسلامي هيچ گونه محدوديّتي
نسبت به برداشت مطالب با ذکر منبع وجود ندارد. با معرّفي اين پايگاه به ديگران در اجر معنوي آن سهيم شويد.
® Copyright © 1396 Qommpth.ir All Rights Reserved